نتایج جستجو برای «توکل کننده»: ۲ حدیث
الإمامُ عليٌّ عليه السلام ـ لِقَومٍ أصِحّاءَ جالِسينَ في زاوِيَةِ المَسجِدِ ـ:مَن أنتُم؟ قالوا: نحنُ المُتَوَكِّلونَ. قالَ عليه السلام: لا، بَل أنتُمُ المُتَأكِّلَةُ، فإن كُنتُم مُتَوَكِّلينَ فما بَلَغَ بِكُم تَوَكُّلُكُم؟ قالوا: إذا وَجَدنا أكَلنا، وإذا فَقَدنا صَبَرنا. قالَ عليه السلام: هكَذا تَفعَلُ الكِلابُ عِندَنا! قالوا: فما نَفعَلُ؟ قالَ: كمانَفعَلُ. قالوا: كَيفَ تَفعَلُ؟ قالَ عليه السلام: إذا وَجَدنا بَذَلنا، وإذا فَقَدنا شَكَرنا. ۱
امام على عليه السلام ـ ايشان عدّه اى را ديد كه با آنكه سالم و تندرست اند، در گوشه مسجد نشسته اند. فرمود:«شما كيستيد؟». گفتند: ما توكّل كنندگانيم. حضرت فرمود: «نه، بلكه شما مفتخورانيد. اگر به راستى توكّل كننده ايد، توكّلتان شما را به كجا رسانده است؟». گفتند: اگر چيزى بيابيم، مى خوريم و اگر هم نيابيم، صبر مى كنيم. فرمود: «سگهاى ما نيز همين كار را مى كنند!». گفتند: پس چه كنيم؟ فرمود: «همان كارى كه ما مى كنيم». گفتند: شما چه مى كنيد؟ فرمود: «اگر چيزى بيابيم، مى بخشيم و اگر نيابيم، شكر مى گوييم».
۱.مستدرك الوسائل: 11 / 220 / 12798.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:نَزَلَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله في غَزوَهِ ذاتِ الرِّقاعِ تَحتَ شَجَرَةٍ على شَفيرِ وادٍ، فأقبَلَ سَيلٌ فحالَ بَينَهُ وبَينَ أصحابِهِ فرآهُ رجُلٌ مِن المُشرِكينَ والمُسلِمونَ قِيامٌ على شَفيرِ الوادي يَنتَظِرونَ مَتى يَنقَطِعُ السَّيلُ، فقالَ رجُلٌ مَن المُشرِكينَ لقَومِهِ: أنا أقتُلُ محمّدا، فجاءَ وشَدَّ على رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله بالسَّيفِ، ثُمّ قالَ: مَن يُنْجِيكَ مِنّي يا محمّدُ؟! فقالَ: رَبِّي ورَبُّكَ، فنَسَفَهُ جَبرئيلُ عليه السلام عن فَرَسِهِ فسَقَطَ على ظَهرِهِ، فقامَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله وأخذَ السَّيفَ وجَلَسَ على صَدرِهِ وقالَ: مَن يُنْجِيكَ مِنّي يا غورثُ؟! فقالَ: جُودُكَ وكَرمُكَ يا محمّدُ، فتَرَكَهُ فقامَ وهُو يقولُ:

امام صادق عليه السلام:در جنگ ذات الرقاع، رسول خدا صلى الله عليه و آله در كنار درّه اى زير درختى توقف كرد. در همين هنگام سيلى آمد و ميان آن حضرت ويارانش فاصله انداخت. مردى از مشركان متوجه شد كه ياران پيامبر از او دور افتاده و منتظر بند آمدن سيل هستند، به همرزمان خود گفت: من محمّد را مى كشم. و آمد و به روى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شمشير كشيد و گفت: اى محمّد! كيست كه تو را از دست من نجات دهد؟ پيامبر فرمود: آنكه پروردگار من و توست. در اين هنگام جبرئيل آن مرد را از اسبش پرت كرد و او به پشت روى زمين افتاد. رسول خدا صلى الله عليه و آله برخاست و شمشير را برداشته روى سينه او نشست و فرمود: اى غورث! كيست كه تو را از دست من نجات دهد؟ عرض كرد: بخشندگى و آقايى تو اى محمّد! پيامبر او را رها كرد.

۱.الكافي: 8 / 127 / 97.