فیلترها
نتایج جستجو برای «ترس و امید»: ۸ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
الإمام الصادق عليه السلامـ لَمّا قيلَ لَهُ ما كانَ في وَصِيَّةِ لُقمانَ ـ: كانَ فيهَا الأَعاجيبُ، وكانَ أعجَبَ ما فيها أن قالَ لاِبنِهِ: خَفِ اللّهَ خيفَةً لَو جِئتَهُ بِبِرِّ الثَّقَلَينِ لَعَذَّبَكَ، وَارجُ اللّهَ رَجاءً لَو جِئتَهُ بِذُنوبِ الثَّقَلَينِ لَرَحِمَكَ. ۱
امام صادق عليه السلامـ وقتى به ايشان گفته شد: در وصيت لقمان چه بود؟ ـ: در آن، شگفتى هاى فراوانى بود و عجيب تر از همه، اين است كه به پسرش گفت: «از خدا چنان بترس كه [گويى] حتّى اگر با همه خوبى هاى انس و جن به پيشگاهش برسى، عذابت مى كند و چنان به خدا اميدوار باش كه [گويى]حتّى اگر با همه بدى هاى انس و جن به پيشگاهش برسى، به تو رحم مى كند».
۱.الكافي: ج 2 ص 67 ح 1، بحار الأنوار: ج 78 ص 259 ح 151.
عنه عليه السلامـ فيما وَعَظَ لُقمانُ ابنَهُ ـ: يا بُنَيَّ، خَفِ اللّهَ خَوفاً لَو أتَيتَ القِيامَةَ بِبِرِّ الثَّقَلَينِ خِفتَ أن يُعَذِّبَكَ، وَارجُ اللّهَ رَجاءً لَو وافَيتَ القِيامَةَ بِإِثمِ الثَّقَلَينِ رَجَوتَ أن يَغفِرَ لَكَ.
فَقالَ لَهُ ابنُهُ: يا أبَتِ، وكَيفَ أُطيقُ هذا وإنَّما لي قَلبٌ واحِدٌ.
فَقالَ لَهُ لُقمانُ: يا بُنَيَّ لَوِ استُخرِجَ قَلبُ المُؤمِنِ فَشُقَّ لَوُجِدَ فيهِ نورانِ، نورٌ لِلخَوفِ ونورٌ لِلرَّجاءِ ۱، لَو وُزِنا لَما رَجَحَ أحَدُهُما عَلَى الآخَرِ بِمِثقالِ ذَرَّةٍ.
فَمَن يُؤمِن بِاللّهِ يُصَدِّق ما قالَ اللّهُ، ومَن يُصَدِّق ما قالَ اللّهُ يَفعَل ما أمَرَ اللّهُ، ومَن لَم يَفعَل ما أمَرَ اللّهُ لَم يُصَدِّق ما قالَ اللّهُ؛ فَإِنَّ هذِهِ الأَخلاقَ تَشهَدُ
امام صادق عليه السلام:لقمان به پسرش موعظه كرد: «اى پسرم! از خدا چنان بترس كه اگر قيامت را با همه خوبى هاى انس و جن دريابى، باز هم بهراسى كه خداوند عذابت كند. و به خدا چنان اميدوار باش كه اگر قيامت را با همه بدى هاى انس و جن دريابى، اميدوار باشى كه خداوند تو را بيامرزد».
پسرش به او گفت: اى پدرم! چگونه مى توانم چنين باشم، در حالى كه تنها يك قلب دارم؟
لقمان گفت: «اى پسرم! اگر قلب مؤمن بيرون آورده و پاره شود، دو نور در آن دريافت مى گردد: نورى براى خوف و نورى براى رجا، كه اگر وزن شوند، هيچ يك ذرّه اى بر ديگرى ترجيح نخواهد داشت. هر كس به خدا ايمان آورَد، سخن خدا را تصديق مى كند و هر كس گفته خداوند را تصديق كند، به دستور او جامه عمل مى پوشد. و هر كس به دستور او جامه عمل نپوشد، گفته خدا را
حسن الظن باللّه عن داوود بن شابور:قالَ لُقمانُ عليه السلام لاِبنِهِ: يا بُنَيَّ، خَفِ اللّهَ خَوفاً يَحولُ بَينَكَ وبَينَ الرَّجاءِ، وَارجُهُ رَجاءً يَحولُ بَينَكَ وبَينَ الخَوفِ.
قالَ: فَقالَ ـ أي أبي ـ: إنَّ لي قَلباً واحِدا إذا ألزَمتُهُ الخَوفَ شَغَلَهُ عَنِ الرَّجاءِ، وإذا ألزَمتُهُ الرَّجاءَ أشغَلتُهُ عَنِ الخَوفِ.
قال: أي بُنَيَّ، إنَّ المُؤمِنَ لَهُ قَلبٌ بِقَلبَينِ يَرجو بِأَحَدِهِما ويَخافُهُ بِالآخَرِ. ۱
حُسن الظّنّ باللّهـ به نقل از داوود بن شاپور ـ: لقمان به پسرش گفت: «اى پسرم! چنان از خدا بترس، كه [ترست] حايل بين تو و رجا باشد و چنان به خدا اميدوار باش، كه [اميدت] حايل بين تو و ترس باشد».
پسر گفت: اى پدرم! من فقط يك قلب دارم كه هر گاه ترس در آن باشد، از اميد باز مى دارد و هر گاه اميدوارى در آن باشد، از ترس باز مى دارد.
لقمان گفت: «اى پسرم! مؤمن، دو قلب در يك قلب دارد، كه با يكى اميدوار است و با ديگرى مى ترسد».
۱.حسن الظن باللّه: ص 97 ح 133، شعب الإيمان: ج 2 ص 18 ح 1046.
الزهد لابن حنبل عن عَوف بن عبد اللّه:قالَ لُقمانُ عليه السلام لاِبنِهِ: اُرجُ اللّهَ عَزَّ وجَلَّ رَجاءً لا تَأمَنُ فيهِ مَكرَهُ، وخَفِ اللّهَ مَخافَةً لا تَيأَسُ فيها مِن رَحمَتِهِ.
قالَ: يا أبَتاه، وكَيفَ أستَطيعُ ذلِكَ وإنَّما لي قَلبٌ واحِدٌ؟
قالَ: يا بُنَيَّ، إنَّ المُؤمِنَ لَذو قَلبٍ يَرجو بِهِ وقَلبٍ يَخافُ بِهِ. ۱
الزهد، ابن حنبلـ به نقل از عوف بن عبد اللّه ـ: لقمان به پسرش گفت: «به خداوند عز و جل چنان اميدوار باش كه از مكرش ايمن نباشى، و از او چنان بترس كه از رحمتش نااميد نگردى».
پسر گفت: اى پدرم! چگونه مى توانم اين گونه باشم، در حالى كه تنها يك قلب دارم؟
لقمان گفت: «اى پسرم! مؤمن، قلبى دارد كه با آن، اميد مى ورزد و قلبى هم دارد كه با آن، مى ترسد».
۱.الزهد لابن حنبل: ص 132، الدرّ المنثور: ج 6 ص 513.
تنبيه الخواطر:لقمان به پسرش گفت: «اى پسرم! دو قلب داشته باش: قلبى كه كاملاً از خدا بيمناك باشد، بدون كوتاهى از آن؛ و قلبى كه به خدا اميدوار باشد، بى آن كه غافلگير شود».
شعب الإيمان عن وهب بن مُنَبِّه:قالَ لُقمانُ عليه السلام لاِبنِهِ: يا بُنَيَّ، اُرجُ اللّهَ رَجاءً لا يُجَرِّئُكَ عَلى مَعصِيَتِهِ وخَفِ اللّهَ خَوفا لا يُؤيِسُكَ مِن رَحمَتِهِ. ۱
شعب الإيمانـ به نقل از وهب بن منبّه ـ: لقمان به پسرش گفت: «اى پسرم! چنان به خدا اميدوار باش كه [اميدت] تو را بر نافرمانى اش جَرى نكند، و چنان از خدا بترس كه [ترست] تو را از رحمتش نااميد نگردانَد».
۱.شعب الإيمان: ج 2 ص 18 ح 1045، الدرّ المنثور: ج 6 ص 520.
عنه عليه السلام:لا تَكونُ مؤمنا حتّى تكونَ خائفا راجِيا، و لا تكونُ خائفا راجِيا حتّى تكونَ عاملاً لِما تَخافُ و تَرْجو. ۱
امام صادق عليه السلام:مؤمن نيستى، مگر آن كه بيمناك و اميدوار باشى، و بيمناك و اميدوار نيستى، مگر آن كه به آنچه مايه ترس و اميد تو گشته است عمل كنى.
۱.بحار الأنوار: 78 / 253/112.
مصباح الشريعةـ فيما نسبه إلى الإمامِ الصّادقِ عليه السلام ـ: إذا استَقبَلتَ القِبلَةَ فانسَ الدُّنيا و ما فيها، و الخَلقَ و ما هُم فيهِ، و استَفرِغْ قَلبَكَ عن كُلِّ شاغِلٍ يَشغَلُكَ عنِ اللّهِ، و عايِن بِسِرِّكَ عَظَمَةَ اللّهِ، و اذكُرْ وُقوفَكَ بينَ يَدَيهِ يَومَ تَبلُو كُلُّ نَفسٍ ما أسلَفَتْ و رُدُّوا إلى اللّهِ مَولاهُمُ الحَقِّ، وَ قِفْ على قَدَمِ الخَوفِ و الرَّجاءِ.
فإذا كَبَّرتَ فاستَصغِرْ ما بينَ السَّماواتِ العُلى و الثَّرى دُونَ كِبرِيائهِ؛ فإنَّ اللّهَ تعالى إذا اطَّلَعَ على قَلبِ العَبدِ و هُو يُكَبِّرُ و في قَلبِهِ عارِضٌ عَن حَقيقَةِ تَكبيرِهِ قالَ: يا كاذِبُ، أ تَخدَعُني؟! و عِزَّتي و جَلالي لأَحرِمَنَّكَ حَلاوَةَ ذِكرِي، و لأَحجُبَنَّكَ عن قُربي و المَسارَّةِ
مصباح الشريعةـ در آنچه كه به امام صادق عليه السلام نسبت داده است ـ: هرگاه رو به قبله ايستادى، دنيا و هرچه را در آن است و مردم و احوال و اوضاع آنها را يكسره فراموش كن و دلت را از هر آنچه تو را از خدا باز مى دارد، فارغ گردان و با چشم دل، عظمت خداى را ببين و آن روزى را به ياد آر كه هر كسى كرده خود را مى يابد و همگان به سوى خداوند، كه مولاى حقيقى آنهاست، برگردانده مى شوند، و بر پاى ترس و اميد در پيشگاه خدا به ايست.
چون تكبير گفتى، هر آنچه را ميان آسمانهاى بالا و زمين است در برابر كبرياى او ناچيز شمار؛ زيرا كه هرگاه بنده تكبير بگويد و خداوند متعال به قلبش بنگرد و حقيقت تكبير را در آن نبيند، فرمايد: اى دروغگو! مرا مى فريبى؟ به عزّت و جلالم سوگند كه تو را از شيرينى ياد خود محروم گردانم و نگذارم
۱.مصباح الشريعة: 91.