فیلترها
نتایج جستجو برای «بازسازی کعبه»: ۳ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:دَثَرَ مَكانُ البَيتِ فَلَم يَحُجَّهُ هودٌ ولا صالِحٌ، حَتّى بَوَّأَهُ اللّهُ عَزَّوجَلَّ لاِءِبراهيمَ ۱.
پيامبرخدا صلى الله عليه و آله:جايگاه كعبه محو شده بود. پس هود وصالح آن را حج نكردند؛ تا آن كه خداى متعال جاى آن را براى حضرت ابراهيم مشخص ساخت.
۱.الفردوس: 2 / 220 / 3072، الدرّ المنثور: 6 / 29، كنزالعمّال: 12 / 196 / 34640 نقلاً عن الزبير بن بكّار في النسب كلّها عن عائشة.
الإمام عليّ عليه السلام:أوحَى اللّهُ إلى إبراهيمَ عليه السلام أنِ ابنِ لي بَيتًا فِي الأَرضِ اُعبَدُ فيهِ،. وكانَ إبراهيمُ عليه السلام يَبني وإسماعيلُ يُناوِلُهُ الحَجَرَ ويَرفَعُ إلَيهِ القَواعِدَ. فَلَمّا صارَ إلى مَكانِ الرُّكنِ الأَسوَدِ قالَ إبراهيمُ لاِءِسماعيلَ: أعطِنِي الحَجَرَ لِهذَا المَوضِعِ، فَلَم يَجِدهُ وتَلَكَّأَ، فَقالَ: اِذهَب فَاطلُبهُ، فَذَهَبَ لِيَأتِيَهُ بِهِ، فَأَتاهُ جَبرَئيلُ عليه السلام بِالحَجَرِ الأَسوَدِ، فَجاءَ إسماعيلُ عليه السلام وقَد وَضَعَهُ إبراهيمُ مَوضِعَهُ، فَقالَ: مَن جاءَكَ بِهذا؟ فَقالَ: مَن لَم يَتَّكِل عَلى بِنائِكَ. فَمَكَثَ البَيتُ حينًا، فَانهَدَمَ فَبَنَتهُ العَمالِقَةُ، ثُمَّ مَكَثَ حينًا فَانهَدَمَ فَبَنَتهُ جُرهُمٌ، ثُمَّ انهَدَمَ فَبَنَتهُ
امام على عليه السلام:خداوند به حضرت ابراهيم وحى كرد كه در زمين خانه اى برايم بساز كه در آن عبادت شوم. ابراهيم بنا مى كرد و اسماعيل به او سنگ مى داد وپايه ها را به سوى او بالا مى برد. چون به محلّ حجر الأسود رسيد، به اسماعيل گفت: براى اينجا هم سنگ بده، اسماعيل سنگ نيافت ومتوقف ماند. ابراهيم گفت: برو و پيدا كن. اسماعيل رفت تا بيابد كه جبرئيل برايش حجر الأسود را آورد. اسماعيل آمد، در حالى كه ابراهيم، حجر الأسود را در جايش نهاده بود. پرسيد: اين را كه آورد؟ پاسخ داد: كسى كه به ساختنِ تو تكيه نكرده است. خانه خدا مدّتى برپا بود تا آن كه ويران شد. عمالقه آن را ساختند. مدتى پايداربود، تا آن كه خراب شد. جُرهُم آن را بناكردند. سپس باز هم ويران شد، قريش آن را ساختند.
۱.دعائم الإسلام: 1 / 292.
كُلثومُ بنُ عَبدِالمُؤمِنِ الحَرّانِيٌّ عَنِ الإِمامِ الصّادِقِ عليه السلام:أمَرَ اللّهُ عَزَّوجَلَّ إبراهيمَ عليه السلام أن يَحُجَّ ويُحِجَّ إسماعيلَ مَعَهُ ويُسكِنَهُ الحَرَمَ، فَحَجّا. فَلَمّا كانَ مِن قابِلٍ أذِنَ اللّهُ لاِءِبراهيمَ عليه السلام فِي الحَجِّ وبِناءِ الكَعبَةِ. وكانَتِ العَرَبُ تَحُجُّ إلَيهِ، وإنَّما كانَ رَدمًا إلاّ أنَّ قَواعِدَهُ مَعروفَةٌ، فَلَمّا صَدَرَ النّاسُ جَمَعَ إسماعيلُ الحِجارَةَ، وطَرَحَها في جَوفِ الكَعبَةِ، فَلَمّا أذِنَ اللّهُ لَهُ فِي البِناءِ قَدِمَ إبراهيمُ عليه السلام، فَقالَ: يا بُنَيَّ، قَد أمَرَنا اللّهُ بِبِناءِ الكَعبَةِ. وكَشَفا عَنها، فَإِذا هُوَ حَجَرٌ واحِدٌ أحمَرُ، فَأَوحَى اللّهُ عَزَّوجَلَّ إلَيهِ: ضَع بِناءَها عَلَيهِ، وأنزَلَ اللّهُ
كلثوم بن عبدالمؤمن حرّانى از امام صادق چنين روايت كرده است:خداوند به ابراهيم عليه السلام فرمان داد كه حج گزارد، اسماعيل را هم همراه خود به حج آورد و او را ساكن حرم سازد. پس هر دو حج گزاردند. سال بعد خداوند به ابراهيم عليه السلام اجازه داد كه به حج رود و كعبه را بنا نهد. عرب نيز به حج كعبه مى رفت. كعبه خراب شده بود، ولى پايه هايش معلوم بود. چون مردم رفتند، اسماعيل سنگها را گرد آورد و آن ها را داخل كعبه ريخت. چون خداوند به او اذن داد كه كعبه را بسازد، ابراهيم آمد وگفت: پسرم! خداوند ما را به ساختن كعبه وبرآوردن آن فرمان داده است. پس آن را آشكار كردند. آن وقت، كعبه يك رديف سنگ سرخ بود. خداوند به او وحى كرد: بناى كعبه را برهمين پايه بگذار. پس خداوند، چهار فرشته نازل كرد كه براى او سنگ گردآورى مى
۱.الكافي: 4 / 202 / 3، علل الشرائع: 586 / 32.