نتایج جستجو برای «اندرزهای امام کاظم علیه السلام»: ۳۲ حدیث
الإمامُ الكاظمُ عليه السلامـ لِهشامِ بنِ الحَكَمِ ـ: يا هِشامُ، إنّ اللّه تَباركَ و تعالى بَشَّرَ أهلَ العَقلِ و الفَهمِ في كِتابِهِ فقالَ: «فبَشِّرْ عِبادِ * الّذِينَ يَستَمِعونَ القَولَ فيَتَّبِعونَ أحْسَنَهُ اُولئكَ الّذينَ هَداهُمُ اللّهُ و اُولئكَ هُمْ اُولوا الألْبابِ» ۱. ۲
امام كاظم عليه السلامـ به هشام بن حَكَم ـفرمود: اى هشام! خداوند تبارك و تعالى مردمان خردمند و فهميده را در كتاب خود بشارت داده و فرموده است: «پس، بندگان مرا بشارت ده. همانان كه سخن را مى شنوند و بهترين آن را پيروى مى كنند. اينان كسانى هستند كه خدا هدايتشان كرده و اينان همان خردمندانند».
۱.الزمر: 17 و 18.
۲.الكافي: 1/13/12.
عنه عليه السلام:يا هِشامُ، إنّ اللّه تباركَ و تعالى أكمَلَ للنّاسِ الحُجَجَ بِالعُقولِ، و نَصَرَ النَّبِيِّينَ بِالبَيانِ، و دَلَّهُم على رُبوبيَّتِهِ بالأدِلَّةِ، فقالَ: «و إلهُكُمْ إلهٌ واحِدٌ، لا إلهَ إلاّ هُوَ الرَّحمنُ الرَّحيمُ * إنّ في خَلْقِ السَّماواتِ و الأرْضِ و اخْتِلافِ اللَّيْلِ و النَّهارِ و الفُلْكِ الّتي تَجْري في البَحْرِ بما يَنْفَعُ النّاسَ و ما أنْزَلَ اللّهُ مِنَ السَّماءِ مِن ماءٍ فأحْيا بِهِ الأرْضَ بَعْدَ مَوْتِها و بَثَّ فِيها مِن كُلِّ دابَّةٍ و تَصْريفِ الرِّياحِ و السَّحابِ المُسَخَّرِ بَينَ السَّماءِ و الأرْضِ لاَياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلونَ» ۱. ۲
امام كاظم عليه السلام:اى هشام! خداوند تبارك و تعالى به وسيله خردها حجّت ها را بر مردم تمام كرد و پيامبران را به وسيله بيان يارى رساند و آنها را با دليل ها به ربوبيّت خويش رهنمون شد و فرمود: «و معبود شما معبودى يگانه است، معبودى نيست مگر او كه بخشنده و مهربان است.همانا در آفرينش آسمان ها و زمين و گردش شب و روز و كشتيهايى كه در دريا روانند با آنچه به مردم سود مى رساند و [نيز]آبى كه خدا از آسمان فرو فرستاده و با آن زمين مرده را زنده گردانيده و در آن از هر گونه جنبنده اى پراكنده ساخته و [نيز در] جابجا كردن بادها و ابر رام شده اى كه ميان آسمان و زمين است، براى گروهى كه خرد مى ورزند، نشانه هايى وجود دارد».
۱.البقرة: 163 و 164.
۲.الكافي: 1/13/12.
عنه عليه السلام:يا هِشامُ، قد جَعَلَ اللّهُ ذلكَ دَليلاً على مَعرِفَتِهِ بأنَّ لَهُم مُدَبِّرا، فقالَ: «و سَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ و النَّهارَ و الشَّمْسَ و القَمَرَ و النُّجُومُ مُسَخَّراتٌ بأمْرِهِ إنَّ في ذلِكَ لاَياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلونَ» ۱، و قالَ: «هُوَ الّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغوا أشُدَّكُمْ ثُمَّ لِتَكُونُوا شُيُوخا و مِنْكُمْ مَن يُتَوفَّى مِن قَبْلُ و لِتَبْلُغوا أجَلاً مُسَمَّىً و لَعَلَّكُم تَعْقِلونَ» ۲، و قالَ: إنّ في اخْتِلافِ اللَّيْلِ و النَّهارِ و ما أنْزَلَ اللّهُ مِنَ السَّماءِ مِن رِزْقٍ فأحْيا بِهِ الأرْضَ بَعْدَ مَوْتِها و تَصْريفِ الرِّياحِ (و السَّحابِ المُسَخَّرِ بَيْنَ

امام كاظم عليه السلام:اى هشام! خداوند اينها را راهنمايى براى شناخت خود قرار داده است، تا دريابند كه آنان را مدبّرى است و فرمود: «و شب و روز و خورشيد و ماه را براى شما رام گردانيد و ستارگان به فرمان او رام شده اند. مسلّما در اين [پديده ها] براى مردمى كه تعقّل مى كنند نشانه اى است» و فرمود: «او كسى است كه شما را از خاكى بيافريد و سپس از نطفه اى و آنگاه از لخته خونى و زان پس شما را [به صورت]كودكى بيرون مى آورد تا به كمال قوّت خود برسيد و تا سالمند شويد و برخى از شما [اين سير را نمى پويد و]مرگ پيش رَس مى يابد و تا [سرانجام] به مدّتى كه مقرّر است برسيد و اميد كه تعقّل ورزيد» و فرمود: همانا در گردش شب و روز در آنچه از روزى كه خدا از آسمان فرو فرستاد و بدان وسيله زمين مرده را حيات بخشيد و در جا به

۱.النحل: 12.
۲.غافر: 67.
۳.المضمون مأخوذ من الآية الخامسة من سورة الجاثية لا لفظها.
۴.الحديد: 17.
۵.الرعد: 4.
۶.الروم: 24.
۷.الأنعام: 151.
۸.الروم: 28.
۹.الكافي: 1/13/12.
۱۰.اين قسمت مضمون آيه پنجم سوره جاثيه است نه عين عبارت آن.
عنه عليه السلام:يا هِشامُ، ثُمّ وعَظَ أهلَ العَقلِ و رَغَّبَهُم في الآخِرَةِ فقالَ: «و مَا الحَياةُ الدُّنْيا إلاّ لَعِبٌ و لَهْوٌ و لَلدّارُ الآخِرَةُ خَيْرٌ لِلّذِينَ يَتَّقُونَ أ فلا تَعْقِلونَ» ۱. ۲
امام كاظم عليه السلام:اى هشام! خداوند سپس خردمندان را اندرز داده و به آخرت ترغيبشان كرده است و فرموده: «و زندگى دنيا جز بازى و سرگرمى نيست و قطعا سراى بازپسين براى كسانى كه پرهيزگارى مى كنند بهتر است؛ آيا نمى انديشيد؟».
۱.الأنعام: 32.
۲.الكافي: 1/14/12.
عنه عليه السلام:يا هِشامُ، ثُمّ خَوَّفَ الّذينَ لا يَعقِلونَ عِقابَهُ فقالَ تعالى: «ثُمَّ دَمَّرْنا الآخَرِينَ * و إنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ علَيْهِم مُصْبِحِينَ * و بِاللَّيْلِ أ فَلا تَعقِلونَ» ۱، و قالَ: «إنّا مُنْزِلونَ على أهْلِ هذهِ القَرْيَةِ رِجْزا مِن السَّماءِ بِما كانُوا يَفْسُقونَ * و لَقَد تَرَكْنا مِنْها آيَةً بَيِّنَةً لِقَوْمٍ يَعْقِلونَ» ۲. ۳
امام كاظم عليه السلام:اى هشام! آنگاه كسانى را كه در كيفر او نمى انديشند بيم داده و فرموده است: «سپس ديگران را نابود كرديم. و در حقيقت، شما بر آنان صبحگاهان و شامگاهان مى گذريد! آيا به فكر فرو نمى رويد؟» و فرمود: «ما بر مردم اين شهر به [سزاى]فسقى كه مى كردند عذابى از آسمان فرو خواهيم فرستاد و از آن [شهر سوخته]براى مردمى كه مى انديشند نشانه اى روشن باقى گذاشتيم».
۱.الصّافّات: 136 ـ 138.
۲.العنكبوت: 34 و 35.
۳.الكافي: 1/14/12.
عنه عليه السلام:يا هِشامُ، إنّ العَقلَ معَ العِلمِ فقالَ: «و تِلْكَ الأمْثالُ نَضْرِبُها لِلنّاسِ و مَا يَعْقِلُها إلاّ العالِمُونَ» ۱، يا هِشام، ثُمّ ذَمَّ الّذينَ لا يَعقِلونَ فقالَ: «و إذا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعوا ما أنْزَلَ اللّهُ قالوا بَلْ نَتَّبِعُ ما ألْفَيْنا عَلَيْهِ آباءَنا أ وَ لَوْ كانَ آباؤهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئا و لا يَهْتَدونَ» ۲، و قالَ: «و مَثَلُ الّذِينَ كَفَروا كمَثَلِ الّذِي يَنْعِقُ بما لا يَسْمَعُ إلاّ دُعاءً و نِداءً صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَعْقِلونَ» ۳، و قالَ: «و مِنْهُمْ مَن يَسْتَمِعونَ إلَيْكَ أ فَأنْتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ و لَوْ كانُوا لا يَعقِلُونَ» ۴، و قالَ: «أمْ تَحْسَبُ أنَّ أكْثَرَهُمْ يَسْمَعونَ أوْ يَعْقِلونَ إنْ هُمْ إلاّ كالأنْعامِ بَلْ

امام كاظم عليه السلام:اى هشام! خرد با دانايى همراه است. خداوند مى فرمايد: «و اين مَثَل ها را ما براى مردم مى زنيم، و [لى]درباره آنها نمى انديشند مگر دانايان». اى هشام! خداوند سپس كسانى را كه خرد خود را به كار نمى گيرند نكوهش كرده مى فرمايد: «و هرگاه به آنان گفته شود: از آنچه خداوند نازل كرده است پيروى كنيد؛ گويند: بلكه از آن چيزى پيروى مى كنيم كه پدران و نياكان خود را بر آن يافتيم. آيا هرچند پدرانشان چيزى را درك نمى كردند و به راه درست نمى رفته اند؟» و مى فرمايد: «و مَثَل [دعوت كننده]كافران مانند مَثَل كسى است كه حيوانى را كه جز صدا و ندايى [مبهم، چيزى]نمى شنود، بانگ مى زند. [آرى] كرند، لالند، كورند و تعقّل نمى ورزند» و مى فرمايد: «و برخى از آنان كسانى هستند كه به تو گوش فرا مى دهند. آيا تو

۱.العنكبوت: 43.
۲.البقرة: 170.
۳.البقرة: 171.
۴.يونس: 42.
۵.الفرقان: 44.
۶.الحشر: 14.
۷.البقرة: 44.
۸.الكافي: 1/14/12.
عنه عليه السلام:يا هِشامُ، ثُمّ ذَمَّ اللّهُ الكَثرَةَ فقالَ: «و إن تُطِعْ أكْثَرَ مَن فِي الأرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبيلِ اللّهِ» ، و قالَ: «وَ لَئِنْ سَألْتَهُمْ مَنْ خَلقَ السَّماواتِ و الأرْضَ لَيَقُولُنَّ اللّهُ قُلِ الحَمْدُ للّهِ بَلْ أكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ» ۱، و قالَ: «و لَئِنْ سَألْتَهُمْ مَنْ نَزَّلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فأحْيا بهِ الأرْضَ مِن بَعْدِ مَوْتِها لَيَقُوُلُنَّ اللّهُ قُلِ الحَمْدُ للّهِ بَلْ أكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلونَ» ۲. ۳
امام كاظم عليه السلام:اى هشام! خداوند اكثريت را نكوهش كرده، مى فرمايد: «و اگر از بيشتر كسانى كه در روى زمين هستند فرمان برى تو را از راه خدا منحرف مى كنند» و مى فرمايد: «اگر از آنان بپرسى چه كسى آسمان ها و زمين را آفريده است، قطعا خواهند گفت: خدا. بگو: ستايش مخصوص خداوند است. اما بيشتر آنان نمى دانند» و مى فرمايد: «و اگر از ايشان بپرسى كه چه كسى از آسمان آبى فرو فرستاد و به وسيله آن زمين را بعد از مرگش زنده گردانيد، قطعا مى گويند: خدا. بگو: ستايش مخصوص خداوند است، اما بيشتر آنان تعقّل نمى كنند».
۱.لقمان: 25.
۲.العنكبوت: 63.
۳.الكافي: 1/15/12.
عنه عليه السلام:يا هِشامُ، ثُمّ مَدَحَ القِلَّةَ فقالَ: «و قَليلٌ مِنْ عِبادِي الشَّكورُ» ۱، و قالَ: «و قَلِيلٌ ما هُمْ» ۲، و قالَ: «و قالَ رَجُلٌ مُؤْمنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إيمانَهُ أ تَقْتُلُونَ رَجُلاً أنْ يَقُولَ رَبِّيَ اللّهُ» ۳، و قالَ: «و مَنْ آمَنَ و ما آمَنَ مَعَهُ إلاّ قَلِيلٌ» ۴، و قالَ: «و لكِنَّ أكْثَرَهُم لا يَعْلَمُونَ» ۵، و قالَ: «و أكْثَرُهُم لا يَعْقِلُونَ» ۶، و قالَ: «و أكْثَرُهُمْ لا يَشْعُرُونَ». ۷
امام كاظم عليه السلام:اى هشام! خداوند اقليت را ستوده و فرموده است: «و اندكى از بندگان من سپاس گزارند» و نيز فرموده است: «و اينها (مؤمنان نيك كردار) بس اندكند» و فرموده است: «و مردى مؤمن از خاندان فرعون كه ايمان خود را پنهان مى داشت، گفت: آيا مردى را مى كشيد كه مى گويد: پروردگار من خداست؟» و فرموده است: «و كسانى كه ايمان آوردند و با او (نوح)جز عدّه اندكى ايمان نياورده بودند» و فرموده است: «اما بيشتر آنان نمى دانند» و فرموده است: «و بيشتر آنان نمى انديشند» و فرموده است: «و بيشتر آنان شعور ندارند».
۱.سبأ: 13.
۲.ص: 24.
۳.غافر: 28.
۴.هود: 40.
۵.الأنعام: 37.
۶.المائدة: 103.
۷.الكافي: 1/15/12.
عنه عليه السلام:يا هِشامُ، ثُمّ ذَكَرَ اُولي الألبابِ بأحسَنِ الذِّكرِ، و حَلاّهُم بأحسَنِ الحِليَةِ، فقالَ: «يُؤْتِي الحِكْمَةَ مَن يَشاءُ و مَن يُؤْتَ الحِكْمَةَ فَقَدْ اُوتِيَ خَيْرا كَثيرا وَ ما يَذَّكَّرُ إلاّ اُولو الألْبابِ» ۱، و قالَ: «و الرّاسِخُونَ في العِلْمِ يَقولونَ آمَنّا بِهِ كُلٌّ مِن عِندِ رَبِّنا و ما يَذَّكَّرُ إلاّ اُولو الألْبابِ» ۲، و قالَ: «إنّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ و الأرْضِ و اخْتِلافِ اللَّيلِ و النَّهارِ لاَياتٍ لاُِولي الألْبابِ» ۳، و قالَ: «أ فمَنْ يَعْلَمُ أنَّما اُنْزِلَ إلَيْكَ مِن رَبِّكَ الحَقُّ كَمَنْ هُوَ أعْمى إنَّما يَتَذَكَّرُ اُولو الألْبابِ» ۴، و قالَ: «أمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيلِ ساجِدا و قائِما يَحْذَرُ الآخِرَةَ و يَرْجُو رَحْمَةَ

امام كاظم عليه السلام:اى هشام! خداوند از خردمندان به نيكوترين شكل ياد كرده و آنان را به زيباترين زيور آراسته است. مى فرمايد: «حكمت را به هر كه خواهد مى دهد و به هر كس حكمت داده شود، خير بسيار داده شده است و پند نگيرند مگر خردمندان» و مى فرمايد:«و ريشه دارانِ در دانش و معرفت مى گويند: ما بدان ايمان آورديم. همگى [چه محكم و چه متشابه] از جانب پروردگار ماست و جز خردمندان كسى متذكّر نمى شود» و مى فرمايد: «مسلّما در آفرينش آسمان ها و زمين و گردش شب و روز نشانه هايى براى خردمندان است و مى فرمايد: «آيا كسى كه مى داند آنچه از سوى پروردگارت به تو نازل شده حقّ است، مانند كسى است كه كور مى باشد؟ در حقيقت خردمندان متذكّر مى شوند» و مى فرمايد: «يا آن كسى كه در طول شب در سجده و قيام اطاعت [خدا]مى كند و از

۱.البقرة: 269.
۲.آل عمران: 7.
۳.آل عمران: 190.
۴.الرعد: 19.
۵.الزمر: 9.
۶.ص: 29.
۷.غافر: 53 و 54.
۸.الذاريات: 55.
۹.الكافي: 1/15/12.
عنه عليه السلام:يا هِشامُ، إنّ اللّه تعالى يَقولُ في كِتابِهِ: «إنّ فِي ذلكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ» ۱ يَعني: عَقلٌ، و قالَ: «و لَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الحِكْمَةَ» ۲، قالَ: الفَهمَ و العَقلَ. ۳
امام كاظم عليه السلام:اى هشام! خداوند متعال در كتاب خود مى فرمايد: «هر آينه در اين پندى است براى كسى كه وى را دل است»، يعنى: عقل و مى فرمايد: «و ما به لقمان حكمت داديم» فرمود: يعنى فهم و عقل.
۱.ق: 37.
۲.لقمان: 12.
۳.الكافي: 1/16/12.
عنه عليه السلام:يا هِشامُ، إنَّ لُقمانَ قالَ لابنِهِ: تَواضَعْ لِلحَقِّ تَكُن أعقَلَ النّاس، و إنّ الكَيِّسَ لَدَى الحَقِّ يَسيرٌ. يا بُنَيَّ إنّ الدُّنيا بَحرٌ عَميقٌ، قَد غَرِقَ فيها (فيهِ) عالَمٌ كثيرٌ، فلْتَكُن سفَينَتُكَ فيها تَقوَى اللّهِ، و حَشْوُها الإيمانُ ۱ و شِراعُها التَّوَكُّلُ، و قَيِّمُها العَقلُ، و دَليلُها العِلمُ، و سُكّانُها الصَّبرُ. ۲
امام كاظم عليه السلام:اى هشام! لقمان به فرزند خود گفت: در برابر حق فروتن باش تا خردمندترين مردم باشى، و زيرك در عين رعايت حق اندك است. اى فرزندم! دنيا دريايى ژرف است كه خلق بسيارى در آن غرق گشته اند. پس بايد كه كشتى تو در اين دريا تقواى الهى باشد و محموله اش ايمان و بادبانش توكّل و ناخدايش خرد و راهنمايش (قطب نمايش) دانش و لنگرش شكيبايى.
۱.حشا الوِسادَة و نحوها: ملأها بالقطن و نحوه، شراع السفينة: قَلْعُها، القيّم: السيّد، سائق الأمر (المعجم الوسيط: 1/177 و ص 479 و ج2/768).
۲.الكافي: 1/16/12.
عنه عليه السلام:يا هِشامُ، إنّ لِكلِّ شيءٍ دَليلاً و دَليلُ العَقلِ التَّفَكُّرُ، و دَليلُ التَّفَكُّرِ الصَّمتُ، و لِكُلِّ شيءٍ مَطِيَّةٌ و مَطِيَّةُ ۱ العَقلِ التَّواضُعُ، و كَفى بكَ جَهلاً أن تَركَبَ ما نُهِيتَ عَنهُ. ۲
امام كاظم عليه السلام:اى هشام! هر چيزى را راهنمايى است و راهنماى عقل انديشيدن است و راهنماى انديشيدن خاموشى، و براى هر چيزى مركبى است و مركب خِرد فروتنى است، و در نادانى تو همين بس كه مرتكب كارى شوى كه از آن نهى شده اى.
۱.المطيّة: الناقة التي يركـب مطاها أي ظهـرها (النهاية: 4 / 340)، و مطيّة العقـل التواضع أي التذلّل و الانقياد. (كما في هامش المصدر).
۲.الكافي: 1/16/12.
عنه عليه السلام:يا هِشامُ، ما بَعَثَ اللّهُ أنبياءَهُ و رُسُلَهُ إلى عِبادِهِ إلاّ لِيَعقِلوا عَنِ اللّهِ، فأحسَنُهُمُ استِجابَةً أحسَنُهُم مَعرِفَةً، و أعلَمُهُم بأمرِ اللّهِ أحسَنُهُم عَقلاً، و أكمَلُهُم عَقلاً أرفَعُهُم دَرَجَةً في الدُّنيا و الآخِرَةِ. ۱
امام كاظم عليه السلام:اى هشام! خداوند پيامبران و رسولان خود را به سوى بندگانش نفرستاد، مگر براى اينكه از خدا فرا بگيرند. بنا بر اين، هر كه اين دعوت را بهتر پذيرا باشد معرفتش بهتر باشد، و هر كه خردمندتر است، به امر خدا داناتر باشد و هر كه خردش كاملتر باشد، مقامش در دنيا و آخرت بالاتر است.
۱.الكافي: 1/16/12.
عنه عليه السلام:يا هِشامُ، إنّ للّهِ علَى النّاسِ حُجَّتَينِ: حُجَّةٌ ظاهِرَةٌ و حُجَّةٌ باطِنَةٌ، فأمّا الظّاهِرَةُ فالرُّسُلُ و الأنبياءُ و الأئمّةُ عليهم السلام، و أمّا الباطِنَةُ فالعُقولُ. ۱
امام كاظم عليه السلام:اى هشام! خداوند را بر مردم دو حجّت است: حجّت آشكار و حجّت نهان. حجّت آشكار، رسولان و پيامبران و امامان عليهم السلام هستند و حجّت نهان خردهايند.
۱.الكافي: 1/16/12.
عنه عليه السلام:يا هِشامُ، إنّ العاقِلَ الّذي لا يَشغَلُ الحَلالُ شُكرَهُ، و لا يَغلِبُ الحَرامُ صَبرَهُ. ۱
امام كاظم عليه السلام:اى هشام! خردمند كسى است كه حلال، او را از شكرش باز ندارد و حرام، عنان صبر از دست او نربايد.
۱.الكافي: 1/16/12.
عنه عليه السلام:يا هِشامُ، مَن سَلَّطَ ثَلاثا على ثَلاثٍ فكأنّما أعانَ على هَدمِ عَقلِهِ: مَن أظلَمَ نُورَ تَفَكُّرِهِ بطُولِ أمَلِهِ، و مَحا طَرائفَ حِكمَتِهِ بفُضولِ كَلامِهِ ۱، و أطفَأَ نُورَ عِبرَتِهِ بشَهَواتِ نَفسِهِ، فكأنّما أعانَ هَواهُ على هَدمِ عَقلِهِ، و مَن هَدَمَ عَقلَهُ أفسَدَ علَيهِ دِينَهُ و دُنياهُ. ۲
امام كاظم عليه السلام:اى هشام! هر كه سه چيز را بر سه چيز مسلّط گرداند، چنان است كه بر نابودى خرد خود كمك كرده باشد: هر كه روشنايى انديشه خود را با آرزوى درازش به تيرگى كشاند و طُرفه هاى حكمتش را با زياده گوييهايش نابود كند ۳ و پرتو عبرت آموزى خود را با شهوت هاى نفْسش خاموش سازد، چنان است كه هوس خود را در راه ويرانى خردش كمك كرده باشد و هر كه خردش را ويران كند، دين و دنياى خود را تباه ساخته است.
۱.و السبب في ذلك أنّ بطول الأمل يقبل إلَى الدنيا و لذّاتها فيشغل عن التفكّر، أو يجعل مقتضى طول الأمل ماحيا لمقتضى فكره الصائب. و الطريف: الأمر الجديد المستغرب الذي فيه نفاسة، و محو الطرائف بالفضول إمّا لأنّه إذا اشتغل بالفضول شغل عن الحكمة في زمان التكلّم بالفضول، أو لأنّه لمّا سمع الناس منه الفضول لم يعبؤوا بحكمته، أو لأنّه إذا اشتغل به محا اللّه عن قلبه الحكمة. (كما في هامش المصدر).
۲.الكافي: 1/17/12.
۳.علّت اين مطلب آن است كه به سبب آرزوى دراز، به دنيا و لذّت هاى آن روى مى آورد و در نتيجه از تفكّر باز مى ماند، يا اينكه آنچه را كه اقتضاى آرزوى دراز است عامل محو و نابودى چيزى قرار مى دهد كه مقتضاى انديشه درست اوست. نابود كردن طُرفه هاى حكمت با زياده گويى هايش نيز يا به اين سبب است كه اگر به زياده گويى بپردازد در همان زمان از حكمت باز مى ماند و يا به اين سبب كه وقتى مردم از او زياده گويى بشنوند به سخنان حكيمانه اش نيز گوش نمى دهند و توجّهى نمى كنند و يا به اين سبب كه هرگاه به زياده گويى بپردازد، خداوند حكمت را از دل او پاك مى كند (به نقل از پانوشت الكافى).
عنه عليه السلام:يا هِشامُ، كَيفَ يَزكُو ۱ عِندَ اللّهِ عَمَلُكَ و أنتَ قَد شَغَلتَ قَلبَكَ عَن أمرِ رَبِّكَ، و أطَعتَ هَواكَ على غَلَبَةِ عَقلِكَ. ۲
امام كاظم عليه السلام:اى هشام! چگونه كردارت نزد خدا پاك و بالنده باشد، در حالى كه دلت را از فرمان پروردگارت باز داشته اى و از هوس خود در راه چيره آمدن [آن] بر خردت فرمان مى برى.
۱.الزكاة مصدر زكا: إذا نما، لأنها تستجلب البركة في المال، و إمّا مصدر زكا: إذا طهر لأنها تطهّر المال من الخبث. (مجمع البحرين: 2/777).
۲.الكافي: 1/17/12.
عنه عليه السلام:يا هِشامُ، الصَّبرُ علَى الوَحدَةِ عَلامَةُ قُوَّةِ العَقلِ، فمَن عَقَلَ عَنِ اللّهِ ۱ اعتَزلَ أهلَ الدُّنيا و الرّاغِبينَ فيها، و رَغِبَ فيما عِندَ اللّهِ، و كانَ اللّهُ اُنسَهُ في الوَحشَةِ، و صاحِبَهُ في الوَحدَةِ، و غِناهُ في العَيلَةِ ۲، و مُعِزَّهُ مِن غَيرِ عَشيرَةٍ. ۳
امام كاظم عليه السلام:اى هشام! صبر بر تنهايى نشانه نيرومندى خرد است. كسى كه خدايى بينديشد ۴ از اهل دنيا و دنيا طلبان كناره گيرد و به آنچه نزد خداست روى آورد و خداوند انيس وحشت او باشد و يار تنهايى و خلوت او و مايه بى نيازى او در نيازمندى ۵ و عزّت و قدرت بخش او بى آنكه ايل و طايفه اى داشته باشد.
۱.أي: حصل له معرفة ذاته و صفاته و أحكامه و شرائعه، أو أعطاه اللّه العقل أو علم الاُمور بعلم ينتهي إلَى اللّه بأن يأخذه عن أنبيائه و حججه عليهم السلام إمّا بلا واسطة أو بواسطة؛ أو بلغ عقله إلى درجة يفيض اللّه علومه عليه بغير تعليم بشر. (كما في هامش المصدر).
۲.أي: مغنيه؛ أو كما أنّ أهل الدنيا غناهم بالمال هو غناه باللّه و قربه و مناجاته (كما في هامش المصدر). و العيلة: الفقر. و العشيرة: القبيلة (المصباح المنير: 440 و ص 411).
۳.الكافي: 1/17/12.
۴.يعنى شناخت ذات و صفات خداوند و احكام و شرايع او برايش حاصل شود، يا به اين معناست كه خداوند به او خرد عطا فرمايد، يا امور را به گونه اى شناسد كه اين شناخت او به خداوند منتهى شود به اين معنا كه آن علم و شناخت را، با واسطه يا بى واسطه، از پيامبران و حجّت هاى الهى فرا گيرد، و يا عقل و خرد او به درجه اى رسد كه خداوند علومش را بدون آنكه بشرى تعليمش دهد بر وى افاضه فرمايد (به نقل از پانوشت الكافى).
۵.يعنى خداوند او را بى نياز مى سازد، يا به اين معناست كه همان گونه كه دنيا پرستان غنا و توانگريشان به مال و ثروت است، غنا و توانگرى او به خدا و تقرّب به او و مناجات با حق مى باشد (به نقل از پانوشت الكافى).
عنه عليه السلام:يا هِشامُ، نُصِبَ الحَقُّ لِطاعَةِ اللّهِ ۱ و لا نَجاةَ إلاّ بِالطّاعَةِ، و الطّاعَةُ بِالعِلمِ، و العِلمُ بِالتَّعَلُّمِ، و التَّعَلُّمُ بِالعَقلِ يُعتَقَدُ ۲، و لا عِلمَ إلاّ مِن عالِمٍ ربّانيٍّ، و مَعرِفَةُ العِلمِ بِالعَقلِ. ۳
امام كاظم عليه السلام:اى هشام! حق (حقيقت) براى فرمانبردارى از خدا نصب شده است و نجات ميسّر نشود مگر به فرمانبردارى، و فرمانبردارى با علم و معرفت و علم با آموختن به دست آيد، و آموختن با خرد استوارى پذيرد، و علم جز از دانشمند الهى به دست نيايد، و شناخت علم با خرد حاصل آيد.
۱.«نصب» إمّا مصدر أو فعل مجهول، و قراءته علَى المعلوم بحذف الفاعل أو المفعول كما توهّم بعيد، إنّما نصب اللّه الحقّ و الدين بإرسال الرسل و إنزال الكتب ليطاع في أوامره و نواهيه. (كما في هامش المصدر).
۲.أي يشدّ و يستحكم، و في بعض النسخ «يعتقل». (كما في هامش المصدر).
۳.الكافي: 1/17/12.
عنه عليه السلام:يا هِشامُ، قَليلُ العَمَلِ مِن العالِمِ مَقبولٌ مُضاعَفٌ، و كَثيرُ العَمَلِ مِن أهلِ الهَوى و الجَهلِ مَردودٌ. ۱
امام كاظم عليه السلام:اى هشام! كردار اندك از عالِم چند برابر [محسوب و]پذيرفته شود و كردار زياد از هواپرستان و نادانان پذيرفته نگردد.
۱.الكافي: 1/17/12.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۳۲