نتایج جستجو برای «امر به منکر و نهی از معروف»: ۱۱ حدیث
الإمام الصادق عليه السلام:إنَّ رَجُلاً مِن خَثعَمٍ جاءَ إلى رَسول اللّهِ صلى الله عليه و آله فَقالَ: يا رَسول اللّهِ، أخبِرني ما أفضَلُ الإِسلامِ؟ قالَ: الإِيمانُ بِاللّهِ. قالَ: ثُمَّ ماذا؟ قالَ: ثُمَّ صِلَةُ الرَّحِم. قالَ: ثُمَّ ماذا؟ قالَ: الأَمرُ بِالمَعروفِ، وَالنَّهيُ عَنِ المُنكَرِ. قالَ: فَقالَ الرَّجُلُ: فَأَيُّ الأَعمالِ أبغَضُ إلَى اللّهِ؟ قالَ: الشِّركُ بِاللّهِ. قالَ: ثُمَّ ماذا؟ قالَ: قَطيعَةُ الرَّحِمِ. قالَ: ثُمَّ ماذا؟ قالَ: الأَمرُ بِالمُنكَرِ، وَالنَّهيُ عَنِ المَعروفِ. ۱
امام صادق عليه السلام:مردى از قبيله خَثعَم، به نزد پيامبر خدا آمد و گفت: اى پيامبر خدا! مرا از برترين مرحله اسلام، باخبر ساز. فرمود: «ايمان به خدا». پرسيد: پس از آن چيست؟ فرمود: «آن گاه، پيوند با خويشان و صله رَحِم». پرسيد: پس از آن چيست؟ فرمود: «امر به معروف و نهى از منكر». آن گاه، آن مرد گفت: منفورترين كار در نزد خداوند چيست؟ فرمود: «شرك ورزيدن به خداوند». پرسيد: پس از آن چيست؟ فرمود: «بُريدن از خويشان». پرسيد: پس از آن چيست؟ فرمود: «امر به منكر و نهى از معروف».
۱.الكافي: ج 5 ص 58 ح 9 عن عبداللّه بن محمد، بحار الأنوار: ج 74 ص 96 ح 30.
الإمام الصادق عليه السلام:قالَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: كَيفَ بِكُم إذا فَسَدَت نِساؤكُم، وفَسَقَ شَبابُكُم، ولَم تَأمُروا بِالمَعروفِ ولَم تَنهَوا عَنِ المُنكَرِ؟! فَقِيل لَه: ويَكونُ ذلِكَ يا رسول اللّه!؟ فَقال: نَعم وشَرٌّ مِن ذلِكَ فكَيفَ بِكُم إذا أمَرتُم بِالمُنكَرِ ونَهَيتُم عَنِ المَعروفِ فَقِيلَ لَه: يا رَسول اللّه ويَكونُ ذلِكَ؟ فَقال: نَعَم وشَرٌّ مِن ذلِكَ فكَيفَ بِكُم إذا رَأيتُم المَعروفَ مُنكَرا والمُنكَرَ مَعروفَا؟ ۱
امام صادق عليه السلام:پيامبر خدا فرمود: «چه حالى خواهيد داشت آن گاه كه زنانتان، فاسد شوند و جوانانتان، نابكار شوند و شما امر به معروف و نهى از منكر نكنيد؟!». به ايشان گفته شد: اى پيامبر خدا! اين واقع مى شود؟ فرمود: «بله؛ و بدتر از اين، چه حالى خواهيد داشت آن گاه كه به زشتكارى فرمان برانيد و از خوبى ها باز داريد؟!». به ايشان گفته شد: اى پيامبر خدا! اين واقع مى شود؟ فرمود: «بله؛ و بدتر از اين، چه حالى خواهيد داشت آن گاه كه خوب را زشت بشمريد و زشت را نيكو؟!».
۱.تهذيب الأحكام: ج 6 ص 177 ح 359 عن مسعدة بن صدقة، بحارالأنوار: ج 100 ص 91 ح 28.
عنه عليه السلام:إنَّ رَجُلاً مِن خَثعَمٍ جاءَ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله فقالَ: يا رَسولَ اللّهِ، أخبِرني. أيُّ الأعمالِ أبغَضُ إلَى اللّهِ عَزَّوجلَّ؟ قالَ: الشِّركُ بِاللّهِ، قالَ: ثُمّ ماذا؟ قالَ: قَطيعَةُ الرَّحِمِ، قالَ: ثُمّ ماذا؟ قالَ: الأمرُ بِالمُنكَرِ والنَّهيُ عَنِ المَعروفِ. ۱
امام صادق عليه السلام:مردى از قبيله خَثعَم، خدمت پيامبر خدا آمد و گفت: اى پيامبر خدا! به من بگو. كدام يك كارها نزد خداوند عز و جل منفورتر است؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «شرك ورزيدن به خدا». گفت: سپس چه كارى؟ فرمود: «بُريدنِ پيوند خويشاوندى». گفت: بعد، چه كارى؟ فرمود: «فرمان دادن به زشتى و باز داشتن از خوبى».
۱.تهذيب الأحكام: ج 6 ص 176 ح 355 عن عبداللّه بن محمّد بن طلحة، بحارالأنوار: ج 72 ص 196 ح 20.
عنه عليه السلام:إنَّ رجُلاً مِن خَثْعَمٍ جاءَ إلَى النَّبيِّ صلى الله عليه و آله فقال: أيُّ الأعمالِ أبغَضُ إلَى اللّهِ عزّ وجلّ؟ فقالَ: الشِّركُ باللّهِ. قالَ: ثُمّ ماذا؟ قالَ: قَطيعةُ الرَّحِمِ. قالَ: ثُمّ ماذا؟ قالَ: الأمرُ بالمُنكَرِ والنَّهيُ عنِ المَعروفِ. ۱
امام صادق عليه السلام:مردى از خثعم خدمت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد: كدام كار نزد خداوند عز و جل مبغوض تر است؟ فرمود: شرك ورزيدن به خدا. عرض كرد: ديگر چه؟ فرمود: بريدن از خويشاوندان. عرض كرد: سپس چه؟ فرمود: امر به منكر و نهى از معروف.
۱.الكافي: 2 / 290 / 4.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:إنَّ رجُلاً مِن خَثْعَمٍ جاءَ إلَى النَّبيِّ صلى الله عليه و آله فقال: أيُّ الأعمالِ أبغَضُ إلَى اللّهِ عزّ و جلّ؟ فقالَ: الشِّركُ باللّهِ. قالَ: ثُمّ ماذا؟ قالَ: قَطيعةُ الرَّحِمِ. قالَ: ثُمّ ماذا؟ قالَ: الأمرُ بالمُنكَرِ و النَّهيُ عنِ المَعروفِ. ۱
امام صادق عليه السلام:مردى از خثعم خدمت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد: كدام كار نزد خداوند عزّ و جلّ مبغوض تر است؟ فرمود: شرك ورزيدن به خدا. عرض كرد: ديگر چه؟ فرمود: بريدن از خويشاوندان. عرض كرد: سپس چه؟ فرمود: امر به منكر و نهى از معروف.
۱.الكافي: 2 / 290 / 4.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:كَيفَ بِكُم إذا فَسَدَت نِساؤكُم، و فَسَقَ شَبابُكُم، و لَم تَأمُروا بِالمَعروفِ و لَم تَنهَوا عَنِ المُنكَرِ؟!. كَيفَ بِكُم إذا أمَرتُم بِالمُنكَرِ و نَهَيتُم عَنِ المَعروفِ؟!. كَيفَ بِكُم إذا رَأيتُمُ المَعروفَ مُنكَرا و المُنكَرَ مَعروفا؟! ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:چه حالى خواهيد داشت آن گاه كه زنانتان فاسد شوند و جوانانتان نابكار شوند و شما امر به معروف و نهى از منكر نكنيد؟. چه حالى خواهيد داشت آن گاه كه به زشت كارى فرمان رانيد و از خوبيها باز داريد؟. چه حالى خواهيد داشت آن گاه كه خوب را زشت شمريد و زشت را نيكو؟
۱.تهذيب الأحكام: 6/177/359.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:إلَى اللّهِ أشكو مِن مَعشَرٍ يَعيشونَ جُهّالاً، و يَموتونَ ضُلاّلاً. و لا عِندَهُم أنكَرُ مِنَ المَعروفِ، و لا أعرَفُ مِنَ المُنكَرِ! ۱
امام على عليه السلام:به خدا شكايت مى برم از گروهى كه نادان زندگى مى كنند و گمراه مى ميرند. و در نزد آنها چيزى زشت تر از نيكى و خوبتر از زشتى نيست!
۱.نهج البلاغة: الخطبة 17.
عنه عليه السلام:إنَّهُ سَيَأتي عَلَيكُم مِن بَعدي زَمانٌ لَيسَ فيهِ شَيءٌ أخفى مِنَ الحَقِّ، و لا أظهَرَ مِنَ الباطِلِ. و لا في البِلادِ شَيءٌ أنكَرَ مِنَ المَعروفِ، و لا أعرَفَ مِنَ المُنكَرِ! ۱
امام على عليه السلام:پس از من روزگارى بر شما فرا خواهد رسيد كه در آن زمان چيزى پنهانتر از حق و چيزى آشكارتر از باطل نيست. و در شهرها چيزى نا پسندتر از كار نيك و پسنديده تر از كار زشت وجود ندارد!
۱.نهج البلاغة: الخطبة 147.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:وَيلٌ لِمَن يَأمُرُ بِالمُنكَرِ و يَنهى عَنِ المَعروفِ! ۱
امام صادق عليه السلام:واى بر كسى كه به زشت كارى فرمان مى دهد و از خوبيها باز مى دارد!
۱.الزهد للحسين بن سعيد: 106/290.
عنه عليه السلام:إنَّ رَجُلاً مِن خَثعَمٍ جاءَ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله فقالَ: يا رَسولَ اللّهِ، أخبِرني. أيُّ الأعمالِ أبغَضُ إلَى اللّهِ عَزَّ و جلَّ؟ قالَ: الشِّركُ بِاللّهِ، قالَ: ثُمّ ما ذا؟ قالَ: قَطيعَةُ الرَّحِمِ، قالَ: ثُمّ ما ذا؟ قالَ: الأمرُ بِالمُنكَرِ و النَّهيُ عَنِ المَعروفِ. ۱
امام صادق عليه السلام:مردى از خثعم خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد: اى رسول خدا! به من بفرماييد. كدام كارها نزد خداوند عزّ و جلّ منفورتر است؟ حضرت فرمود: شرك ورزيدن به خدا. عرض كرد: سپس چه كارى؟ فرمود: بريدن پيوند خويشاوندى. عرض كرد: بعد چه كارى؟ فرمود: فرمان دادن به زشت كارى ها و بازداشتن از خوبيها.
۱.تهذيب الأحكام: 6/176/355.
الكافي عن عبداللّه‏ بن محمّد عن الإمام الصادق عليه‏السلام: إنَّ رَجُلاً مِن خَثعَمٍ جاءَ إلى رَسولِ اللّه‏ِ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فَقالَ: يا رَسولَ اللّه‏ِ، أخبِرني ما أفضَلُ الإِسلامِ؟ قالَ: الإِيمانُ بِاللّه‏ِ. قالَ: ثُمَّ ماذا؟ قالَ: ثُمَّ صِلَةُ الرَّحِم. قالَ: ثُمَّ ماذا؟ قالَ: الأَمرُ بِالمَعروفِ، وَالنَّهيُ عَنِ المُنكَرِ. قالَ: فَقالَ الرَّجُلُ: فَأَيُّ الأَعمالِ أبغَضُ إلَى اللّه‏ِ؟ قالَ: الشِّركُ بِاللّه‏ِ. قالَ: ثُمَّ ماذا؟ قالَ: قَطيعَةُ الرَّحِمِ. قالَ: ثُمَّ ماذا؟ قالَ: الأَمرُ بِالمُنكَرِ، وَالنَّهيُ عَنِ المَعروفِ. ۱
الكافى ـ به نقل از عبداللّه‏ بن محمّد، از امام صادق عليه‏السلامـ : مردى از قبيله خَثعَم به نزد پيامبر خدا آمد و گفت: اى پيامبر خدا! مرا از برترين مرحله اسلام، باخبر ساز. فرمود: «ايمان به خدا». پرسيد: پس از آن چيست؟ فرمود: «آن‏گاه، پيوند با خويشان و صله رحم». پرسيد: پس از آن چيست؟ فرمود: «امر به معروف و نهى از منكر». آن‏گاه آن مرد گفت: منفورترين كار در نزد خداوند چيست؟ فرمود: «شرك ورزيدن به خداوند». پرسيد: پس از آن چيست؟ فرمود: «بريدن از خويشان». پرسيد: پس از آن چيست؟ فرمود: «امر به منكر و نهى از معروف».
۱.الكافي: 5 / 58 / 9، تهذيب الأحكام: 6 / 176 / 355، تنبيه الخواطر: 2 / 123، الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا عليه‏السلام: 376، المحاسن: 1/454/1048 و ص 459/1064 كلاهما عن طلحة بن زيد، مشكاة الأنوار: 49 و ص 167، روضة الواعظين: 399، بحار الأنوار: 74 / 96 / 30.