فیلترها
نتایج جستجو برای «امام رضاعلیه السلام»: ۴ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
بحار الأنوار عن الهَرَويّ:جِئتُ إلى بابِ الدّارِ الّتي حُبِسَ فيها الرِّضا عليه السلام بِسَرَخْسَ و قد قُيِّدَ، فاسْتَأذَنتُ علَيهِ السَّجّانَ فقالَ: لا سَبيلَ لَكُم إلَيهِ، فقلتُ: و لِمَ؟ قالَ: لأنّه رُبَّما صلّى في يَومِهِ و ليلَتِهِ ألفَ رَكعةٍ، و إنّما يَنْفَتِلُ مِن صَلاتِهِ ساعةً في صدرِ النّهارِ و قَبلَ الزّوالِ و عندَ اصْفِرارِ الشَّمسِ، فهُوَ في هذهِ الأوقاتِ قاعِدٌ في مُصَلاّهُ يُناجي ربَّهُ. قالَ: فقُلتُ لَه: فاطْلُبْ لِي في هذِه الأوقاتِ إذْنا علَيهِ، فاسْتأذَنَ لِي علَيهِ، فدَخَلتُ علَيهِ و هُو قاعِدٌ في مُصلاّه مُتَفكِّرٌ. ۱
بحار الأنوارـ به نقل از ابا صلت هروى ـ: به باب الدار سرخس كه حضرت در آن جا زندانى و به زنجير بسته شده بود رفتم. از زندانبان اجازه خواستم خدمت آن حضرت بروم اما او گفت: نمى توانيد با او ملاقات كنيد. پرسيدم: چرا؟ گفت: چون گاهى اوقات شبانه روزى هزار ركعت نماز مى گزارد. فقط در آغاز روز و قبل از زوال و نزديك غروب آفتاب ساعتى از نماز باز مى ايستد و در همين اوقات نيز بر سجاده خود مى نشيند و با خدايش راز و نياز مى كند. به زندانبان گفتم: از ايشان خواهش كن كه اجازه دهند در اين اوقات به ديدارشان روم. او برايم اجازه گرفت و من به حضور آن بزرگوار رسيدم و ديدم بر سجاده خود نشسته و در انديشه است.
۱.بحار الأنوار: 49 / 91 / 5.
عيون أخبار الرِّضا عن أبي الصَّلتِ الهَرَويِّ:كانَ الرِّضا عليه السلام يُكلّمُ النّاسَ بِلُغاتِهم، و كانَ و اللّهِ أفْصَحَ النّاسِ و أعلَمهم بكلِّ لسانٍ و لُغةٍ، فقلتُ لَه يوما: يا بنَ رسولِ اللّهِ، إنّي لَأعجَبُ مِن معرفَتِكَ بهذهِ اللّغاتِ على اختلافِها! فقالَ: يا أبا الصَّلْتِ، أنا حُجّةُ اللّهِ على خلقِهِ، و ما كانَ اللّهُ لِيتّخذَ حُجّةً على قومٍ و هُو لا يَعرِفُ لغاتِهِم، أ وَ ما بَلَغكَ قَولُ أميرِ المؤمنينَ عليه السلام: اُوتِينا فَصْلَ الخِطابِ؟! فهلْ فصلُ الخِطابِ إلاّ معرِفةُ اللّغاتِ؟ ۱
عيون أخبار الرضاـ به نقل از ابا صلت هروى ـ: امام رضا عليه السلام با مردم به زبان خودشان صحبت مى كرد، و به خدا قسم به هر زبانى، از اهل آن زبان، داناتر بود و رساتر سخن مى گفت. روزى به ايشان عرض كردم: يا بن رسول اللّه! من از آشنايى شما به اين زبانهاى گوناگون در شگفتم. فرمود: اى ابا صلت! من حجّت خدا بر آفريدگان او هستم و خداوند حجّتى را براى مردم قرار نمى دهد كه زبان آنها را نداند. آيا نشنيده اى كه امير المؤمنين عليه السلام فرمود: فصل الخطاب به ما عطا شده است، آيا فصل الخطاب چيزى جز دانستن زبانهاست؟
۱.عيون أخبار الرضا: 2 / 228 / 3.
الإمامُ الرِّضا عليه السلامـ لَمّا قِيلَ لَه: إنّكَ تَتَكلَّمُ بهذا الكلامِ و السَّيفُ يَقْطُرُ دَما! ـ: إنّ للّهِ وادِيا مِن ذهبٍ حَماهُ بأضْعَفِ خَلْقِه النَّمْلِ، فلَو رامَتْهُ البَخاتيُّ لم تَصِلْ إلَيهِ. ۱
امام رضا عليه السلامـ وقتى به ايشان عرض شد: از شمشيرها خون مى چكد و شما چنين [بى پروا]سخن مى گوييد؟ ـفرمود: خداوند وادى اى از طلا دارد كه به وسيله نا توانترين مخلوقاتش، مورچه، از آن پاسدارى مى كند و اگر شتر خراسانى آهنگ آن كند، به آن نمى رسد.
۱.بحار الأنوار: 60 / 186 / 17.
عيون أخبار الرِّضا عن إبراهيمَ بنِ العبّاسِ:ما رَأيتُ أبا الحَسَنِ الرّضا عليه السلام جَفا أحَدا بِكَلِمَةٍ قَطُّ وَ لا رَأيتُهُ قَطَعَ عَلى أحَدٍ كَلامَهُ حَتَّى يَفرُغَ مِنهُ، وَ ما رَدَّ أحَدا عَن حاجَةٍ يَقدِرُ عَلَيها وَ لا حَدَّ رِجلَهُ بَينَ يَدَي جَليسٍ لَهُ قَطُّ وَ لا اتَّكى بَينَ يَدَي جَليسٍ لَهُ قَطُّ، وَ لا رَأيتُهُ شَتَمَ أحَدا مِن مَواليهِ وَ مَماليكِهِ قَطُّ، وَ لا رَأيتُهُ تَفَلَ وَ لا رَأيتُهُ يُقَهقِهُ في ضِحكِهِ قَطُّ، بَل كانَ ضِحكُهُ التَّبَسُّمُ، وَ كانَ إذا خَلا وَ نَصَبَ مائِدَتَهُ أجلَسَ مَعَهُ عَلى مائِدَتِهِ مَماليكَهُ وَ مَواليهِ حَتَّى البَوّابَ السّائِسَ. ۱
عيون أخبار الرضاـ به نقل از ابراهيم بن العباس ـ: هرگز نديدم كه امام رضا عليه السلام به كسى سخن تندى بگويد، و يا پيش از آن كه كسى سخنش تمام شود سخن او را قطع كند. اگر مى توانست حاجت كسى را برآورد، هرگز او را دست خالى برنمى گرداند؛ هيچ گاه در برابر كسى پاى خود را دراز نمى كرد، و چنانچه كسى در حضور او نشسته بود، تكيه نمى كرد. هرگز نديدم كه به يكى از غلامان و خدمتكارانش ناسزا بگويد؛ هرگز نديدم كه آب دهان بيندازد، و يا هنگام خنديدن قهقهه سر دهد، بلكه خنده اش تبسّم بود. هرگاه سفره اش را پهن مى كرد غلامان و خدمتكاران خود و حتى دربان [و] مِهتر اسبان را با خود سر سفره مى نشاند.
۱.عيون أخبار الرضا: 2 / 184 / 7.