نتایج جستجو برای «استعداد پذیرفتن امانت تکلیف»: ۲ حدیث
الإمام عليّ عليه السلامـ مِن كَلامٍ لَهُ كانَ يوصي بِهِ أصحابَهُ ـ: تَعاهَدوا أمرَ الصَّلاةِ. ثُمَّ أداءَ الأَمانَةِ، فَقَد خابَ مَن لَيسَ مِن أهلِها، إنَّها عُرِضَت عَلَى السَّماواتِ المَبنِيَّةِ، وَالأَرَضينَ المَدحُوَّةِ ۱، وَالجِبالِ ذاتِ الطّولِ المَنصوبَةِ، فَلا أطوَلَ ولا أعرَضَ، ولا أعلى ولا أعظَمَ مِنها. ولَوِ امتَنَعَ شَيءٌ بِطولٍ أو عَرضٍ أو قُوَّةٍ أو عِزٍّ لَامتَنَعنَ، ولكِن أشفَقنَ مِنَ العُقوبَةِ، وعَقَلنَ ما جَهِلَ مَن هُوَ أضعَفُ مِنهُنَّ، وهُوَ الإِنسانُ، «إِنَّهُ كَانَ ظَـلُومًا جَهُولًا» . ۲
امام على عليه السلامـ از سخنان ايشان در سفارش به يارانش ـ: از نماز، مراقبت كنيد. و ديگر آن كه امانت گزار باشيد؛ زيرا كسى كه امانت گزار نيست، زيانكار است. امانت به آسمان هاى افراشته و زمين هاى گسترده و كوه هاى بلند عرضه شد؛ زيرا چيزى بالاتر و گسترده تر و بلندتر و بزرگ تر از اينها نبود. اگر بنا بود چيزى به خاطر درازى يا پهنى يا نيرومندى و يا صلابت، امانت را نپذيرد، هر آينه، اين سه بودند؛ امّا از عقوبت ترسيدند و چيزى را دانستند كه موجود ناتوان تر از آنها ندانست، و او انسان است «به راستى كه او ستمكارى نادان بود» .
۱.دَحا يَدحُو: بَسَطَ وَوَسَّعَ (النهاية: ج 2 ص 106 «دحا»).
۲.نهج البلاغة: الخطبة 199، الكافي: ج 5 ص 37 ح 1 عن عقيل الخزاعي نحوه، بحارالأنوار: ج 82 ص 224 ح 48.
عنه عليه السلامـ وقَد سَأَلَهُ بَعضُ الزَّنادِقَةِ عَن قَولِ اللّهِ عَزَّ وجَلَّ: «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَـوَ تِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَ أَشْفَقْنَ مِنْهَا وَ حَمَلَهَا الْاءِنسَـنُ إِنَّهُ كَانَ ظَـلُومًا جَهُولاً» وقالَ: فَما هذِهِ الأَمانَةُ ومَن هذَا الإِنسانُ؟ ولَيسَ مِن صِفَةِ العَزيزِ الحَكيمِ التَّلبيسُ عَلى عِبادِهِ؟! ـ: أمَّا الأَمانَةُ الَّتي ذَكَرتَها فَهِيَ الأَمانَةُ الَّتي لا تَجِبُ ولا تَجوزُ أن تَكونَ إلّا فِي الأَنبِياءِ وأوصِيائِهِم، لِأَنَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالَى ائتَمَنَهُم عَلى خَلقِهِ، وجَعَلَهُم حُجَجا في أرضِهِ. ۱
امام على عليه السلامـ هنگامى كه زنديقى از ايشان درباره فرموده خداوند عز و جلكه: «ما امانت [الهى] را بر آسمان ها و زمين و كوه ها عرضه كرديم. آنها از پذيرفتن آن، خوددارى كردند و از آن ترسيدند، و انسان، آن را پذيرفت. به راستى كه او ستمكارى نادان بود» ، پرسيد و گفت: اين امانت چيست؟ و اين انسان كيست؟ از صفت [و شأن] خداى توانا و دانا نيست كه حقيقت را از بندگانش پوشيده بدارد ـ: امّا امانتى كه پرسيدى، امانتى است كه نبايد و نشايد بود، مگر در پيامبران و اوصياى آنان؛ چرا كه خداوند ـ تبارك و تعالى ـ، آنان را امين خود بر خلقش قرار داد و حجّت هاى خويش در زمينش نهاد.
۱.الاحتجاج: ج 1 ص 591 ح 137، بحارالأنوار: ج 93 ص 117 ح 1.