حدیث دربارهاستعداد پذيرفتن امانت تكليف
عنه عليه السلامـ وقَد سَأَلَهُ بَعضُ الزَّنادِقَةِ عَن قَولِ اللّهِ عَزَّ وجَلَّ: «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَـوَ تِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَ أَشْفَقْنَ مِنْهَا وَ حَمَلَهَا الْاءِنسَـنُ إِنَّهُ كَانَ ظَـلُومًا جَهُولاً» وقالَ: فَما هذِهِ الأَمانَةُ ومَن هذَا الإِنسانُ؟ ولَيسَ مِن صِفَةِ العَزيزِ الحَكيمِ التَّلبيسُ عَلى عِبادِهِ؟! ـ: أمَّا الأَمانَةُ الَّتي ذَكَرتَها فَهِيَ الأَمانَةُ الَّتي لا تَجِبُ ولا تَجوزُ أن تَكونَ إلّا فِي الأَنبِياءِ وأوصِيائِهِم، لِأَنَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالَى ائتَمَنَهُم عَلى خَلقِهِ، وجَعَلَهُم حُجَجا في أرضِهِ. ۱
امام على عليه السلامـ هنگامى كه زنديقى از ايشان درباره فرموده خداوند عز و جلكه: «ما امانت [الهى] را بر آسمان ها و زمين و كوه ها عرضه كرديم. آنها از پذيرفتن آن، خوددارى كردند و از آن ترسيدند، و انسان، آن را پذيرفت. به راستى كه او ستمكارى نادان بود» ، پرسيد و گفت: اين امانت چيست؟ و اين انسان كيست؟ از صفت [و شأن] خداى توانا و دانا نيست كه حقيقت را از بندگانش پوشيده بدارد ـ: امّا امانتى كه پرسيدى، امانتى است كه نبايد و نشايد بود، مگر در پيامبران و اوصياى آنان؛ چرا كه خداوند ـ تبارك و تعالى ـ، آنان را امين خود بر خلقش قرار داد و حجّت هاى خويش در زمينش نهاد.
۱.الاحتجاج: ج 1 ص 591 ح 137، بحارالأنوار: ج 93 ص 117 ح 1.