نتایج جستجو برای «ارزش ایمان»: ۱۹ حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في وَصِيَّتِهِ لِأَبي ذَرٍّ ـ: يا أبا ذَرٍّ، ما مِن شَيءٍ أحَبَّ إلَى اللّهِ تَعالى مِنَ الإِيمانِ بِهِ وتَركِ ما أمَرَ أن يُترَكَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در سفارش به ابو ذر ـ: اى ابو ذر! هيچ چيز نزد خداوند متعال، دوست داشتنى تر از اين دو نيست: ايمان آوردن به او، و ترك آنچه به ترك آن فرمان داده است.
۱.الأمالي للطوسي: ص 531 ح 1162.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:الإِيمانُ ثَمَنُ الجَنَّةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ايمان، بهاى بهشت است.
۱.كنز العمّال: ج 1 ص 77 ح 307.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:نَزَلَ جَبرَئيلُ عليه السلام فَقالَ: يا مُحَمَّدُ إنَّ اللّهَ يُقرِئُ عَلَيكَ السَّلامَ ويَقولُ: اِشتَقَقتُ لِلمُؤمِنِ اسما مِن أسمائي سَمَّيتُهُ مُؤمِنا، فَالمُؤمِنُ مِنّي وأنَا مِنهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:جبرئيل عليه السلام فرود آمد و گفت: اى محمّد! خداوند تو را درود مى رساند و مى فرمايد: «براى مؤمن، نامى را از نام هاى خودم بر گرفتم و او را مؤمن ناميدم. پس مؤمن از من است و من از او هستم».
۱.كشف الريبة: ص 94.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:قالَ اللّهُ تَباركَ وتَعالى: لَو لَم يَكُن مِن خَلقي فِي الأَرضِ فيما بَينَ المَشرِقِ وَالمَغرِبِ إلّا مُؤمِنٌ واحِدٌ مَعَ إمامٍ عادِلٍ لَاستَغنَيتُ بِهِما عَن جَميعِ ما خَلَقتُ في أرضي ولَقامَت سَبعُ سَماواتٍ وأرَضينَ بِهِما، وجَعَلتُ لَهُما مِن إيمانِهِما اُنسا لا يَحتاجانِ إلى اُنسِ سِواهُما. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند ـ كه خُجسته و والاست ـ مى فرمايد: «اگر در روى زمين، از خاور تا باختر آن، آفريده اى نداشتم بجز يك مؤمن با يك پيشواى دادگر، وجود همان دو، بس بود و نيازى به هيچ يك از ديگر آفريدگانم در زمين نبود و به واسطه [بركت وجود] آن دو، هفت آسمان و زمين برپا مى شد، و از ايمان آن دو، برايشان همدمى قرار مى دادم كه به همدمى غير از خود، نياز نمى داشتند».
۱.مشكاة الأنوار: ص 494 ح 1648.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالى إذا رَأى أهلَ قَريَةٍ قَد أسرَفوا فِي المَعاصي وفيها ثَلاثَةُ نَفَرٍ مِنَ المُؤمِنينَ ناداهُم جَلَّ جَلالُهُ وتَقَدَّسَت أسماؤُهُ: يا أهلَ مَعصِيَتي لَولا مَن فيكُم مِنَ المُؤمِنينَ المُتَحابّينَ بِجَلالي، العامِرينَ بِصَلاتِهِم أرضي ومَساجِدي، وَالمُستَغفِرينَ بِالأَسحارِ خَوفا مِنّي لَأَنزَلتُ بِكُم عَذابي ثُمَّ لا اُبالي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند ـ تبارك و تعالى ـ هر گاه اهل شهرى را ببيند كه در گناهان زياده روى كرده اند، اگر [حتّى]سه نفر مؤمن نيز در ميان آنان باشد، او ـ كه شكوهش گرامى است و نام هايش مقدّس اند ـ آنان را ندا مى دهد كه: «اى نافرمانان من! اگر در ميان شما مؤمنانى نبودند كه به خاطر عظمت من، با يكديگر دوستى مى ورزند و با نماز خود، زمين مرا و مسجدهاى مرا آباد مى كنند و از بيم من، در سحرگاهان آمرزش مى طلبند، بى گمان، عذابم را بر شما فرو مى فرستادم و باكى نداشتم».
۱.الأمالي للصدوق: ص 267 ح 289.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في وَصِيَّتِهِ لِأَبي ذَرٍّ ـ: يا أبا ذَرٍّ، ما مِن شَيءٍ أحَبَّ إلَى اللّهِ تَعالى مِنَ الإِيمانِ بِهِ وتَركِ ما أمَرَ أن يُترَكَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در سفارش به ابو ذر ـ: اى ابو ذر! هيچ چيز نزد خداوند متعال، دوست داشتنى تر از اين دو نيست: ايمان آوردن به او، و ترك آنچه به ترك آن فرمان داده است.
۱.الأمالي للطوسي: ص 531 ح 1162 عن أبي ذرّ، بحارالأنوار: ج 67 ص 71 ح 37.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ يُعطِي المالَ مَن يُحِبُّ ومَن لا يُحِبُّ، ولا يُعطِي الإِيمانَ إلّا مَن يُحِبُّ، فَإِذا أحَبَّ اللّهُ عَبدا أعطاهُ الإِيمانَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، مال و ثروت را هم به كسى مى دهد كه دوست دارد و هم به كسى كه دوست ندارد؛ امّا ايمان را جز به كسى كه دوست دارد، نمى دهد. پس هر گاه خداوند بنده اى را دوست بدارد، به او ايمان عطا مى كند.
۱.المستدرك على الصحيحين: ج 1 ص 89 ح 95 وج4 ص 183 ح 7301 نحوه وكلاهما عن عبد اللّه بن مسعود.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:نَزَلَ جَبرَئيلُ عليه السلام فَقالَ: يا مُحَمَّدُ إنَّ اللّهَ يُقرِئُ عَلَيكَ السَّلامَ ويَقولُ: اِشتَقَقتُ لِلمُؤمِنِ اسما مِن أسمائي سَمَّيتُهُ مُؤمِنا، فَالمُؤمِنُ مِنّي وأنَا مِنهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:جبرئيل عليه السلام فرود آمد و گفت: اى محمّد! خداوند تو را درود مى رساند و مى فرمايد: «براى مؤمن، نامى را از نام هاى خودم بر گرفتم و او را مؤمن ناميدم. پس مؤمن از من است و من از او هستم».
۱.كشف الريبة: ص 94 عن عبد اللّه بن سليمان النوفلي عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، بحارالأنوار: ج 75 ص 364.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:قالَ اللّهُ تَباركَ وتَعالى: لَو لَم يَكُن مِن خَلقي فِي الأَرضِ فيما بَينَ المَشرِقِ وَالمَغرِبِ إلّا مُؤمِنٌ واحِدٌ مَعَ إمامٍ عادِلٍ لَاستَغنَيتُ بِهِما عَن جَميعِ ما خَلَقتُ في أرضي ولَقامَت سَبعُ سَماواتٍ وأرَضينَ بِهِما، وجَعَلتُ لَهُما مِن إيمانِهِما اُنسا لا يَحتاجانِ إلى اُنسِ سِواهُما. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند ـ كه خُجسته و والاست ـ مى فرمايد: «اگر در روى زمين، از خاور تا باختر آن، آفريده اى نداشتم بجز يك مؤمن با يك پيشواى دادگر، وجود همان دو، بس بود و نيازى به هيچ يك از ديگر آفريدگانم در زمين نبود و به واسطه [بركت وجود] آن دو، هفت آسمان و زمين برپا مى شد، و از ايمان آن دو، برايشان همدمى قرار مى دادم كه به همدمى غير از خود، نياز نمى داشتند».
۱.مشكاة الأنوار: ص 494 ح 1648 عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج67 ص 149 ح 9.
عنه صلى الله عليه و آله:قالَ اللّهُ تَبارَكَ وتَعالى: لَو لَم يَكُن فِي الأَرضِ إلّا مُؤمِنٌ واحِدٌ لَاستَغنَيتُ بِهِ عَن جَميعِ خَلقي ولَجَعَلتُ لَهُ مِن إيمانِهِ اُنساً لا يَحتاجُ إلى أحَدٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند ـ تبارك و تعالى ـ فرموده است: «اگر در روى زمين، تنها يك مؤمن هم وجود مى داشت، نيازى به ديگر آفريدگانم نبود، و براى او از ايمانش همدمى مى آفريدم كه به كسى ديگر نياز نداشته باشد».
۱.الكافي: ج 2 ص 245 ح 2 عن معلّى بن خنيس عن الإمام الصادق عليه السلام و ص 246 ح 6 عن منصور الصيقل والمعلّى بن خنيس عن الإمام الصادق عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله نحوه، بحارالأنوار: ج 67 ص 148 ح 5.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالى إذا رَأى أهلَ قَريَةٍ قَد أسرَفوا فِي المَعاصي وفيها ثَلاثَةُ نَفَرٍ مِنَ المُؤمِنينَ ناداهُم جَلَّ جَلالُهُ وتَقَدَّسَت أسماؤُهُ: يا أهلَ مَعصِيَتي لَولا مَن فيكُم مِنَ المُؤمِنينَ المُتَحابّينَ بِجَلالي، العامِرينَ بِصَلاتِهِم أرضي ومَساجِدي، وَالمُستَغفِرينَ بِالأَسحارِ خَوفا مِنّي لَأَنزَلتُ بِكُم عَذابي ثُمَّ لا اُبالي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند ـ تبارك و تعالى ـ هر گاه اهل شهرى را ببيند كه در گناهان زياده روى كرده اند، اگر [حتّى] سه نفر مؤمن نيز در ميان آنان باشد، او ـ كه شكوهش گرامى است و نام هايش مقدّس اند ـ آنان را ندا مى دهد كه: «اى نافرمانان من! اگر در ميان شما مؤمنانى نبودند كه به خاطر عظمت من، با يكديگر دوستى مى ورزند و با نماز خود، زمين مرا و مسجدهاى مرا آباد مى كنند و از بيم من، در سحرگاهان آمرزش مى طلبند، بى گمان، عذابم را بر شما فرو مى فرستادم و باكى نداشتم».
۱.الأمالي للصدوق: ص 267 ح 289 عن مسعدة بن صدقة عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 83 ص 383 ح 57.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ لَيَدفَعُ بِالمُؤمِنِ الصّالِحِ عَن مِئَةِ أهلِ بَيتٍ مِن جيرانِهِ البَلاءَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند به بركت وجود مؤمن صالح، بلا را از صد خانواده همسايه او دور مى كند.
۱.تفسير الطبري: ج 2 الجزء 2 ص 633 عن ابن عمر.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:يا عَلِيُّ أعجَبُ النّاسِ إيمانا وأعظَمُهُم يَقينا قَومٌ يَكونونَ في آخِرِ الزَّمانِ لَم يَلحَقُوا النَّبِيَّ وحُجِبَ عَنهُمُ الحُجَّةُ فَآمَنوا بِسَوادٍ عَلى بَياضٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به امام على عليه السلام ـ: اى على! ايمان آن مردمى شگفت آورتر و يقينشان باعظمت تر است كه در آخر زمان خواهند بود؛ پيامبر را نديده اند و حجّت هم از آنان در پرده [غيبت] است و با اين حال، به سياهى اى كه بر روى سفيدى است (يعنى قرآن)، ايمان آورند.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 4 ص 366 ح 5762 عن حماد بن عمرو وأنس بن محمّد عن أبيه جميعا عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 77 ص 56 ح 3.
عنه صلى الله عليه و آله:طوبى لِمَن رَآني وآمَنَ بي، طوبى ثُمَّ طوبى ـ يَقولُها سَبعا ـ لِمَن لَم يَرَني وآمَن بي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خوشا آن كه مرا ديد و به من، ايمان آورد! خوشا، خوشا (هفت مرتبه اين كلمه را فرمود) آن كه مرا نديد و به من، ايمان آورد!
۱.الخصال: ص 342 ح 6 عن أبي امامة، بحار الأنوار: ج 22 ص 305 ح 1؛ مسند ابن حنبل: ج 4 ص 310 ح 12579 عن أنس.
مسند ابن حنبل عن أبي سعيد الخدري عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله، قال:إنَّ رَجُلاً قالَ لَهُ: يا رَسولَ اللّهِ، طوبى لِمَن رَآكَ وآمَنَ بِكَ! قالَ: طوبى لِمَن رَآني وآمَنَ بي، ثُمَّ طوبى، ثُمَّ طوبى، ثُمَّ طوبى لِمَن آمَنَ بي ولَم يَرَني. ۱
مسند ابن حنبلـ به نقل از ابو سعيد خُدرى ـ: مردى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت: اى پيامبر خدا! خوشا به حال آن كه تو را ديد و به تو ايمان آورد! پيامبر خدا فرمود: «خوشا به حال كسى كه مرا ديد و به من ايمان آورْد! امّا خوشا و خوشا و خوشا به حال آن كس كه مرا نديده، به من ايمان آورَد!».
۱.مسند ابن حنبل: ج 4 ص 141 ح 11673.
مسند ابن حنبل عن أبي جمعة:تَغَدَّينا مَعَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ومَعَنا أبو عُبَيدَةَ بنُ الجَرّاحِ. قالَ: فَقالَ: يا رَسولَ اللّهِ هَل أحَدٌ خَيرٌ مِنّا؟! أسلَمنا مَعَكَ، وجاهَدنا مَعَكَ، قالَ: نَعَم، قَومٌ يَكونونَ مِن بَعدِكُم يُؤمِنونَ بي ولَم يَرَوني. ۱
مسند ابن حنبلـ به نقل از ابو جمعه ـ: با پيامبر خدا چاشت تناول كرديم. ابو عبيده جرّاح نيز با ما بود. او گفت: اى پيامبر خدا! آيا كسى هست كه بهتر از ما باشد كه همراه تو اسلام آورديم و همراه تو جهاد كرديم؟! پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «آرى. مردمانى كه بعد از شما مى آيند و با آن كه مرا نديده اند، به من ايمان مى آورند».
۱.مسند ابن حنبل: ج 6 ص 42 ح 16973؛ الأمالي للطوسي: ص 391 ح 858 نحوه، بحار الأنوار: ج 22 ص 307 ح 7.
مسند ابن حنبل عن أنس عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله:وَدِدتُ أنّي لَقيتُ إخواني. قالَ: فَقالَ أصحابُ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله: أوَ لَيسَ نَحنُ إخوانُكَ؟! قالَ: أنتُم أصحابي، ولكِن إخوانِي الَّذينَ آمَنوا بي ولَم يَرَوني. ۱
مسند ابن حنبلـ به نقل از اَنـَس ـ: پيامبر خدا فرمود: «دوست داشتم برادرانم را مى ديدم». ياران پيامبر صلى الله عليه و آله گفتند: مگر ما برادران شما نيستيم؟! فرمود: «شما ياران من هستيد. برادران من، كسانى هستند كه مرا نديده، به من ايمان مى آورند».
۱.مسند ابن حنبل: ج 4 ص 310 ح 12580؛ بصائر الدرجات: ص 84 ح 4 عن أبي بصير عن الإمام الباقر عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله نحوه، بحار الأنوار: ج 52 ص 123 ح 8.
مسند أبي يعلى عن عمر:كُنتُ مَعَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله جالِسا فَقالَ: أنبِئوني بِأَفضَلِ أهلِ الإِيمانِ إيمانا، قالوا: يا رَسولَ اللّهِ المَلائِكَةُ، قالَ: هُم كَذلِكَ ويَحِقُّ لَهُم ذلِكَ، وما يَمنَعُهُم وقَد أنزَلَهُمُ اللّهُ المَنزِلَةَ الَّتي أنزَلَهُم بِها! بَل غَيرُهُم. قالوا: يا رَسولَ اللّهِ الأَنبِياءُ الَّذينَ أكرَمَهُمُ اللّهُ بِرِسالَتِهِ وَالنُّبُوَّةِ، قالَ: هُم كَذلِكَ ويَحِقُّ لَهُم، وما يَمنَعُهُم وقَد أنزَلَهُمُ اللّهُ المَنزِلَةَ الَّتي أنزَلَهُم بِها! قالوا: يا رَسولَ اللّهِ الشُّهَداءُ الَّذينَ استُشهِدوا مَعَ الأَنبِياءِ، قالَ: هُم كَذلِكَ، ويَحِقُّ لَهُم، وما يَمنَعُهُم وقَد أكرَمَهُمُ اللّهُ بِالشَّهادَةِ مَعَ الأَنبِياءِ! بَل غَيرُهُم. قالوا: فَمَن

مسند أبى يعلىـ به نقل از عمر ـ: با پيامبر خدا نشسته بودم كه فرمود: «به من بگوييد كه ايمان كدام مؤمنان، برتر است؟». ياران گفتند: فرشتگان، اى پيامبر خدا! فرمود: «آنها چنين اند (مؤمن اند) و بايد هم چنين باشند. با آن منزلتى كه خداوند بديشان داده است، چرا نبايد اين گونه باشند؟ نه، مقصودم غير اينهاست». گفتند: پيامبران ـ اى پيامبر خدا ـ كه خداوند، آنان را به رسالت خويش و پيامبرى، گرامى داشته است. فرمود: «آنها نيز چنين اند و بايد هم چنين باشند. با آن منزلتى كه خداوند بديشان داده است، چرا نبايد اين گونه باشند؟!». گفتند: اى پيامبر خدا! شهيدانى كه در ركاب پيامبران، به شهادت رسيدند. فرمود: «آنها نيز چنين اند و بايد هم چنين باشند. چرا چنين نباشند، در حالى كه خداوند، آنان را به شهادت در ركاب

۱.مسند أبي يعلى: ج 1 ص 109 ح 155؛ مجمع البيان: ج 4 ص 750 نحوه.
الإمام الصادق عليه‏السلام: العَبدُ كُلَّمَا ازدادَ لِلنّساءِ حُبّا، ازدادَ في الإِيمانِ فَضلاً. ۱
امام صادق عليه‏السلام: هر چه زنْ‏دوستى بنده افزايش مى‏يابد، بر ارزش ايمانش افزوده مى‏شود.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: 3 / 4 / 4350 عن أبي العبّاس فضل بن عبدالملك البقباق.