فیلترها
نتایج جستجو برای «آفرینش زمین»: ۸ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
الإمامُ زينُ العابدين عليه السلام:الحَمْدُ للّهِ الَّذي خَلَقَ اللّيلَ و النهارَ بِقوَّتِه، وَ ميّزَ بَينَهُما بِقُدرَتهِ، و جَعَلَ لِكُلِّ واحِدٍ مِنهُما حدّا مَحدُوداً و أمَداً مَمدُوداً، يُولِجُ كُلَّ واحدٍ مِنهُما في صَاحِبِه، وَ يُولِجُ صُاحِبَهُ فِيهِ بتقديرٍ مِنهُ لِلعِبادِ فيما يَغذُوهم بِه و يُنشِئُهم عليهِ. ۱
امام زين العابدين عليه السلام:سپاس خدايى را كه شب و روز را به قدرت خود آفريد و آن دو را از هم جدا ساخت و براى هر يك مرزى معيّن و زمانى مشخص قرار داد. اين را در آن فرو مى برد و آن را در اين و هر يك را به اندازه تا بندگان را روزى و پرورش دهد.
۱.بحار الأنوار: 58/199/37.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:أنْشَأَ الأرضَ فأمْسَكَها مِن غيرِ اشْتِغالٍ، و أرْساها على غَيرِ قَرارٍ، و أقامَها بغَيرِ قوائمَ، و رَفَعَها بغَيرِ دَعائمَ، و حَصَّنَها مِن الأوَدِ و الاعْوِجاجِ، و مَنَعَها مِن التّهافُتِ و الانْفِراجِ. ۱
امام على عليه السلام:[خداوند] زمين را ايجاد كرد و آن را نگه داشت، بى آن كه وى را مشغول سازد. و آن را بر جايى بدون قرار استوار كرد و بى هيچ پايه اى بر پايش داشت و بى هيچ ستونى برافراشتش و آن را از كجى و انحراف نگاه داشت و از افتادن و شكافتن آن جلوگيرى كرد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 186.
عنه عليه السلام:فأنْهَدَ جِبالَها عَن سُهولِها، و أساخَ قَواعِدَها في مُتونِ أقْطارِها. و جَعَلَها للأرضِ عِمادا، و أرَّزَها فيها أوْتادا، فسَكَنَتْ على حَرَكَتِها مِن أنْ تَمِيدَ بأهْلِها، أو تَسيخَ بحِمْلِها، أو تَزولَ عَن مَواضِعِها. ۱
امام على عليه السلام:كوههاى زمين را از دشتها و پستيهايش برآمده ساخت و ريشه آنها را در دل زمينهاى اطرافشان و جاهايى كه برقرار هستند، فرو برد. و آنها را تكيه گاه زمين و ميخهاى نگهدارنده آن قرار داد. پس، آن گاه زمين در عين متحرّك بودن، آرام گرفت، تا ساكنان خود را در سقوط و اضطراب قرار ندهد، يا آنچه را حمل كرده است فرو نيندازد، يا آن را از جاى خويش جا به جا نكند.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 211.
عنه عليه السلام:رَفعَ السَّماءَ بغَيرِ عَمَدٍ، و بَسَطَ الأرضَ على الهَواءِ بغَيرِ أرْكانٍ. ۱
امام على عليه السلام:آسمان را بدون ستون و تكيه گاه برافراشت و زمين را بدون تكيه به ستونى در هوا بگستراند.
۱.بحار الأنوار: 97/192.
عنه عليه السلام:كَبَسَ الأرضَ على مَوْرِ أمْواجٍ مُسْتَفْحِلَةٍ، و لُجَجِ بِحارٍ زاخِرَةٍ. و سَكنَتِ الأرضُ مَدْحُوّةً في لُجَّةِ تَيّارِهِ. فسَكَنتْ مِن المَيَدانِ لرُسوبِ الجِبالِ في قِطَعِ أديمِها و تَغَلْغُلِها، مُتَسَرِّبَةً في جَوْباتِ خَياشِيمِها. ۱
امام على عليه السلام:زمين را در ميان تلاطم و هيجانهاى امواج و درياهاى مملو از آب فرو برد. و زمين در ميان آن آب پر موج قرار گرفت. و زمين به سبب نفوذ كوهها در آن و فرو رفتن ريشه هاى آن در منافذش از لرزش باز ايستاد و آرام گرفت.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 91.
عنه عليه السلام:و وَتّدَ بالصُّخورِ مَيَدانَ أرضِهِ. ۱
امام على عليه السلام:و جنبش و لرزش زمين را، به وسيله سنگهاى بزرگ و كوهها، ميخكوب و استوار گردانيد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 1.
الإمامُ زينُ العابدينَ عليه السلامـ في قولِه تعالى: «الّذي جَعَلَ لَكُمُ الأرضَ فِراشا» ۱ ـ: جَعَلَها مُلائمَةً لطَبائعِكُم، مُوافِقَةً لأجْسادِكُم، لَم يَجْعَلْها شَديدَةَ الحَمْي و الحَرارَةِ فتُحْرِقَكُم، و لا شَديدَةَ البَرْدِ فتُجمِدَكُم، و لا شَديدَةَ طِيبِ الرِّيحِ فتَصْدَعَ هاماتِكُم، و لا شَديدَةَ النَّتْنِ فتُعْطِبَكُم. ۲
امام زين العابدين عليه السلامـ درباره آيه «آن خدايى كه زمين را بستر شما كرد» ـفرمود: زمين را مناسب با طبايع شما و سازگار با بدنهايتان قرار داد. آن را، نه چندان گرم و حرارتى كرد كه شما را بسوزاند و نه آن چنان سرد كه يخ زنيد و نه آن چنان خوشبو كه سر درد گيريد و نه چندان بد بو كه شما را به سختى اندازد.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلامـ للمفضّل بن عمر ـ: فَكِّرْ يا مُفَضّلُ في هذهِ المَعادِنِ و ما يَخْرُجُ مِنها مِن الجَواهِرِ المُخْتلِفَةِ، مِثلِ الجِصِّ، و الكِلْسِ، و الجِبْسينِ، و الزَّرانيخِ، و المَرتكِ، و القُوينا (القوبنا)، و الزِّيْبَقِ، و النُّحاسِ، و الرَّصاصِ، و الفِضّةِ، و الذّهبِ، و الزَّبَرْجَدِ، و الياقوتِ، و الزُّمُرُّدِ، و ضُروبِ الحِجارَةِ، و كذلكَ ما يَخرُجُ منها مِن القارِ، و المُوميا، و الكِبْريتِ، و النّفْطِ، و غيرِ ذلك مِمّا يَسْتَعْمِلُهُ النّاسُ في مَآرِبِهِم، فهَل يَخْفى على ذي عَقلٍ أنّ هذهِ كُلَّها ذَخائِرُ ذُخِرَتْ للإنْسانِ في هذهِ الأرضِ ليَسْتَخرِجَها فيَسْتَعمِلَها عِند الحاجَةِ إلَيها؟ ثُمّ قَصُرَتْ حِيلَةُ النّاسِ عَمّا حاوَلوا مِن صَنْعَتِها على حِرْصِهِم و
امام صادق عليه السلامـ به مفضل بن عمر ـ: اى مفضّل! در اين معدنها و گوهرها و كانيهاى گوناگونى كه از آنها استخراج مى شود، بينديش؛ كانيهايى چون گچ و آهك و زرنيخ ۲ و مُرتَك (مردار سنگ) و تونيون و جيوه و مس و سرب و نقره و طلا و زبرجد و ياقوت و زمرّد و انواع سنگها و نيز زفت (قير طبيعى) و موميا و گوگرد و نفت و ديگر چيزهايى از اين دست، كه مردم به وسيله آنها نيازهايشان را بر طرف مى سازند. آيا بر هيچ خردمندى پوشيده است كه همه اين ذخاير در دل اين زمين براى انسان اندوخته شده است، تا آنها را استخراج كند و به كارشان بزند؟ سپس چاره انديشيهاى حريصانه و آزمندانه مردم براى ساختن اين كانيها به جايى نرسيد؛ كه اگر آنها در كوششِ خود، براى دست يافتن به دانش ساختن اين مواد موفّق مى شدند، بي گمان در دنيا چندان طلا