نتایج جستجو برای «آداب پرسش»: ۱۹ حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إذا قَعَدَ أحَدُكُم إلى أخيهِ فَليَسأَلهُ تَفَقُّهاً، ولا يَسأَلهُ تَعَنُّتاً. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر گاه يكى از شما نزد برادرش مى نشيند، براى فهميدن، از وى بپرسيد، نه براى درمانده كردن او.
۱.الفردوس: ج 1 ص 299 ح 1183 عن الإمام عليّ عليه السلام.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:حُسنُ السُّؤالِ نِصفُ العِلمِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:نيكويىِ پرسش، نيمى از دانش است.
۱.المعجم الأوسط: ج 7 ص 25 ح 6744 عن ابن عمر؛ تحف العقول: ص 56 وفيه «المسألة» بدل «السؤال»، بحارالأنوار: ج 77 ص 160 ح 159.
الاختصاص عن ابن عبّاس:قالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله] لِعَبدِاللّهِ بنِ سَلامٍ]: الحَمدُ للّهِِ عَلى نَعمائِهِ، يَابنَ سَلامٍ، أجِئتَني سائِلًا أو مُتَعَنِّتاً؟ قالَ: بَل سائِلًا يا مُحَمَّدُ. قالَ: عَلَى الضَّلالَةِ أم عَلَى الهُدى؟ قالَ: بَل عَلَى الهُدى يا مُحَمَّدُ. فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: فَسَل عَمّا تَشاءُ. ۱
الاختصاصـ به نقل از ابن عبّاس ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله [به عبد اللّه بن سلّام]فرمود: «اى ابن سلّام! ستايش، خداى راست بر نعمت هايش. آيا براى پرسيدن آمده اى، يا براى درمانده كردن؟». گفت: اى محمّد! براى پرسيدن آمده ام. فرمود: «براى گم راهى، يا هدايت؟». گفت: اى محمّد! براى هدايت. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «پس هر چه مى خواهى، بپرس».
۱.الاختصاص: ص 43، بحارالأنوار: ج 9 ص 336 ح 20.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:شِرارُ النّاسِ الَّذينَ يَسأَلونَ عَن شِرارِ المَسائِلِ؛ كَي يُغَلِّطوا بِهَا العُلَماءَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بدترينِ مردم، كسانى اند كه از بدترين مسئله ها مى پرسند تا دانشمندان را به اشتباه بيندازند.
۱.جامع الاُصول: ج 5 ص 58 ح 3067 عن أبي هريرة.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:اُسكُتوا عَمّا سَكَتَ اللّهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:درباره آنچه خدا سكوت كرده، سكوت كنيد.
۱.عوالي اللآلي: ج 3 ص 166 ح 61.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ تَعالى حَدَّ لَكُم حُدوداً فَلا تَعتَدوها، وفَرَضَ عَلَيكُم فَرائِضَ فَلا تُضَيِّعوها، وسَنَّ لَكُم سُنَناً فَاتَّبِعوها، وحَرَّمَ عَلَيكُم حُرُماتٍ فَلا تَهتِكوها، وعَفا لَكُم عَن أشياءَ رَحمَةً مِنهُ لَكُم مِن غَيرِ نِسيانٍ فَلا تَتَكَلَّفوها. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند متعال، حدودى را براى شما تعيين نموده است. پس، از آنها فراتر نرويد. و واجباتى را بر شما واجب ساخته است. پس آنها را تباه مكنيد. و سنّت هايى را براى شما بنا نهاده است. پس، از آنها پيروى كنيد. و حرام هايى را بر شما حرام كرده است. پس هتك حرمت نكنيد. و پاره اى چيزها را از روى رحمتش، به شما بخشيده است، بى آن كه فراموش كرده باشد. پس، خود را براى آنها به زحمت ميندازيد.
۱.الأمالي للمفيد: ص159 ح1 عن عليّ بن ربيعة الوالبي عن الإمام عليّ عليه السلام، بحارالأنوار: ج 2 ص 263 ح 11؛ المستدرك على الصحيحين: ج 4 ص 129 ح 7114 عن أبي ثعلبة الخشني نحوه.
عنه صلى الله عليه و آله:دَعوني ما تَرَكتُكُم، إنَّما أهلَكَ مَن كانَ قَبلَكُم سُؤالُهُم وَاختِلافُهُم عَلى أنبِيائِهِم، فَإِذا نَهَيتُكُم عَن شَيءٍ فَاجتَنِبوهُ، وإذا أمَرتُكُم بِأَمرٍ فَأتوا مِنهُ مَا استَطَعتُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:آنچه را رها كرده ام، وا گذاريد. آنچه پيشينيانِ شما را هلاك كرد، [بى جا] پرسيدن و اختلاف آنها با پيامبرانشان بود. پس هر گاه شما را از چيزى باز داشتم، از آن دورى كنيد و هر گاه به كارى فرمان دادم، به اندازه توان خود، آن را انجام دهيد.
۱.صحيح البخاري: ج 6 ص 2658 ح 6858 عن أبي هريرة.
عنه صلى الله عليه و آله:لَولا أنَّ بَني إسرائيلَ قالوا: «وَ إِنَّـا إِن شَاءَ اللَّهُ لَمُهْتَدُونَ» ۱ ما اُعطوا أبَداً، ولَو أنَّهُمُ اعتَرَضوا بَقَرَةً مِنَ البَقَرِ فَذَبَحوها لَأَجزَأَت عَنهُم، ولكِنَّهُم شَدَّدوا فَشَدَّدَ اللّهُ عَلَيهِم. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اگر نبود كه بنى اسرائيل گفتند: «و بى گمان، اگر خدا بخواهد، ما ره يافتگانيم» ، هرگز به مقصود نمى رسيدند و اگر آنان، گاوى از ميان گاوها مى گرفتند و آن را ذبح مى كردند، كفايتشان مى كرد؛ ولى آنها سخت گرفتند. پس خدا هم بر آنها سخت گرفت.
۱.البقرة: 70.
۲.الدرّ المنثور: ج 1 ص 189 نقلاً عن ابن أبي حاتم وابن مردويه عن أبي هريرة.
مسند أبي يعلى عن ابن عمر:سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقولُ: لا يَزالُ هذَا الحَيُّ مِن قُرَيشٍ آمِنينَ حَتّى يَرُدّوهُم عَن دينِهِم (كفّار حمنا) ۱. قالَ: فَقامَ إلَيهِ رَجُلٌ، فَقالَ: يا رَسولَ اللّهِ، أفِي الجَنَّةِ أنَا أم فِي النّارِ؟ قالَ: فِي الجَنَّةِ. ثُمَّ قامَ إلَيهِ آخَرُ فَقالَ: أفِي الجَنَّةِ أنَا أم فِي النّارِ؟ قالَ: فِي النّارِ. ثُمَّ قالَ: اُسكُتوا عَنّي ما سَكَتُّ عَنكُم، فَلَولا أن لا تَدافَنوا لَأَخبَرتُكُم بِمَلَئِكُم مِن أهلِ النّارِ حَتّى تَعرِفوهُم عِندَ المَوتِ، ولَو اُمِرتُ أن أفعَلَ لَفَعَلتُ. ۲
مسند أبى يعلىـ به نقل از ابن عمر ـ: شنيدم كه پيامبر خدا فرمود: «همواره، اين عشيره قريش در امان خواهند بود تا خويشاوندان كافر را [از سر حسد] از دينشان باز گردانند». مردى برخاست و گفت: اى پيامبر خدا! آيا من بهشتى ام، يا جهنّمى؟ فرمود: «تو، در بهشتى». سپس ديگرى برخاست و گفت: آيا من بهشتى ام، يا جهنّمى؟ فرمود: «تو، در جهنّمى». سپس فرمود: «در آنچه من ساكت ماندم، شما هم ساكت باشيد، و اگر نبود كه همديگر را دفن نمى كرديد، جهنّميانِ شما را معرّفى مى كردم تا آنان را هنگام مرگ بشناسيد. اگر به اين كار فرمان مى يافتم، بى گمان، انجامش مى دادم».
۱.كذا في المصدر والظاهر أنّ الصحيح «كفارا حسدا» تلميحا إلى آية 109 من سورة البقرة «لَوْ يَرُدُّونَكُم مِّن بَعْدِ إِيمَـنِكُمْ كُفَّارًا حَسَدًا مِّنْ عِندِ أَنفُسِهِم».
۲.مسند أبي يعلى: ج 5 ص 272 ح 5676 عن ابن عمر.
سنن ابن ماجة عن أنس:قالوا: يا رَسولَ اللّهِ! الحَجُّ في كُلِّ عامٍ؟ قالَ: لَو قُلتُ: «نَعَم» لَوَجَبَت، ولَو وَجَبَت لَم تَقوموا بِها، ولَو لَم تَقوموا بِها عُذِّبتُم. ۱
سنن ابن ماجةـ به نقل از اَنَس بن مالك ـ: گفتند: اى پيامبر خدا! آيا حج، در هر سال بر ما واجب است؟ فرمود: «اگر مى گفتم آرى، بى گمان، واجب مى شد و اگر واجب مى شد، از عهده اش بر نمى آمديد و اگر بدان نمى پرداختيد، عذاب مى شديد».
۱.سنن ابن ماجة: ج 2 ص 963 ح 2885.
مسند ابن حنبل عن ابن عبّاس:خَطَبَنا رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَقالَ: يا أيُّهَا النّاسُ، كُتِبَ عَلَيكُمُ الحَجُّ. قالَ: فَقامَ الأَقرَعُ بنُ حابِسٍ فَقالَ: أفي كُلِّ عامٍ يا رَسولَ اللّهِ؟ فَقالَ: لَو قُلتُها لَوَجَبَت، ولَو وَجَبَت لَم تَعمَلوا بِها ولَم تَستَطيعوا أن تَعمَلوا بِها، الحَجُّ مَرَّةٌ فَمَن زادَ فَهُوَ تَطَوُّعٌ. ۱
مسند ابن حنبلـ به نقل از ابن عبّاس ـ: پيامبر خدا براى ما خطبه خواند و فرمود: «اى مردم! حج بر شما مقرّر شده است». اقرع بن حابس برخاست و گفت: اى پيامبر خدا! آيا در هر سال؟ فرمود: «اگر مى گفتم [آرى]، واجب مى شد و اگر واجب مى شد، بدان عمل نمى كرديد و نمى توانستيد عمل كنيد. حج، يك بار واجب است. هر كه بيشتر به جا آورد، مستحب است».
۱.مسند ابن حنبل: ج 1 ص 623 ح 2642 و ص 549 ح 2304؛ عوالي اللآلي: ج 1 ص 169 ح 189 كلاهما نحوه، بحارالأنوار: ج 22 ص 31.
مسند ابن حنبل عن إبن عباس:إنَّ رَجُلًا قالَ: يا رَسولَ اللّهِ، الحَجُّ كُلَّ عامٍ؟ فَقالَ: بَل حَجَّةٌ عَلى كُلِّ إنسانٍ، ولَو قُلتُ: نَعَم كُلَّ عامٍ، لَكانَ كُلَّ عامٍ. ۱
مسند ابن حنبلـ به نقل از ابن عبّاس ـ: مردى گفت: اى پيامبر خدا! حج در هر سال است؟ فرمود: «بر هر انسان، يك حج [واجب] است و اگر گفته بودم: آرى، در هر سال است، در هر سال، واجب مى شد».
۱.مسند ابن حنبل: ج 1 ص 645 ح 2741.
صحيح البخاري عن أنس:خَطَبَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله خُطبَةً ما سَمِعتُ مِثلَها قَطُّ، قالَ: لَو تَعلَمونَ ما أعلَمُ لَضَحِكتُم قَليلًا ولَبَكَيتُم كَثيراً. فَغَطّى أصحابُ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله وُجوهَهُم، لَهُم خَنينٌ. فَقالَ رَجُلٌ: مَن أبي؟ قالَ: فُلانٌ. فَنَزَلَت هذِهِ الآيَةُ «لَا تَسْئالُواْ عَنْ أَشْيَاءَ إِن تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ» . ۱
صحيح البخارىـ به نقل از اَنَس ـ: پيامبر خدا خطبه اى خواند كه هرگز نظيرش را نشنيده بودم. فرمود: «اگر آنچه را من مى دانستم، مى دانستيد، كم مى خنديديد و فراوان مى گريستيد». ياران پيامبر صلى الله عليه و آله چهره هايشان را پوشاندند و آرام گريستند. مردى گفت: پدر من كيست؟ فرمود: «فلانى». آن گاه، اين آيه نازل شد: «از چيزهايى مپرسيد كه اگر آشكار شود، ناراحتتان مى كند» .
۱.صحيح البخاري: ج 4 ص 1689 ح 4345 و ج 6 ص 2660 ح 6865 نحوه.
صحيح البخاري عن أبي موسى الأشعريّ:سُئِلَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَن أشياءَ كَرِهَها، فَلَمّا أكثَروا عَلَيهِ المَسأَلَةَ غَضِبَ وقالَ: سَلوني. فَقامَ رَجُلٌ فَقالَ: يا رَسولَ اللّهِ، مَن أبي؟ قالَ: أبوكَ حُذافَةُ. ثُمَّ قامَ آخَرُ فَقالَ: يا رَسولَ اللّهِ، مَن أبي؟ فَقالَ: أبوكَ سالِمٌ مَولى شَيبَةَ. فَلَمّا رَأى عُمَرُ ما بِوَجهِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله مِنَ الغَضَبِ قالَ: إنّا نَتوبُ إلَى اللّهِ عز و جل. ۱
صحيح البخارىـ به نقل از ابو موسى اشعرى ـ: از پيامبر خدا چيزهايى پرسيده شد كه ناخوش مى داشت. چون پرسش ها فراوان شد، خشمگين شد و فرمود: «از من بپرسيد». مردى برخاست و گفت: اى پيامبر خدا! پدر من كيست؟ فرمود: «پدر تو، حُذافه است». ديگرى برخاست و گفت: اى پيامبر خدا! پدر من كيست؟ فرمود: «پدرت سالم، آزاد شده شيبه، است». پس چون عمَر خشم را در چهره پيامبر خدا ديد، گفت: بى گمان، ما به سوى خدا عز و جلتوبه مى كنيم.
۱.صحيح البخاري: ج 6 ص 2659 ح 6861.
صحيح البخاري عن ابن عبّاس:كانَ قَومٌ يَسأَلونَ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله استِهزاءً، فَيَقولُ الرَّجُلُ: مَن أبي؟ ويَقولُ الرَّجُلُ ـ تَضِلُّ ناقَتُهُ ـ: أينَ ناقَتي؟ فَأَنزَلَ اللّهُ فيهِم هذِهِ الآيَةَ: «لَا تَسْئالُواْ عَنْ أَشْيَاءَ إِن تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ» حَتّى فَرَغَ مِنَ الآيَةِ كُلِّها. ۱
صحيح البخارىـ به نقل از ابن عبّاس ـ: گروهى به ريشخند از پيامبر خدا سؤال مى كردند. مردى مى گفت: پدر من كيست؟ و مردى كه شترش را گم كرده بود، مى پرسيد: شترم كجاست؟ پس خداوند، اين آيه را درباره آنان نازل فرمود: «از چيزهايى مپرسيد كه اگر آشكار شود، ناراحتتان مى كند.» .
۱.صحيح البخاري: ج 4 ص 1689 ح 4346.
سنن الترمذي عن سلمان:سُئِلَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَنِ السَّمنِ وَالجُبنِ وَالفِراءِ، فَقالَ: الحَلالُ ما أحَلَّ اللّهُ في كِتابِهِ، وَالحَرامُ ما حَرَّمَ اللّهُ في كِتابِهِ، وما سَكَتَ عَنهُ فَهُوَ مِمّا عَفا عَنهُ. ۱
سنن الترمذىـ به نقل از سلمان ـ: از پيامبر خدا درباره روغن و پنير و پوست خز پرسيده شد. فرمود: «حلال، آن است كه خداوند در كتابش حلال فرموده و حرام نيز همان است كه خداوند در كتابش حرام فرموده است و آنچه ساكت مانده، از جمله چيزهايى است كه خداوند از آنها در گذشته است».
۱.سنن الترمذي: ج 4 ص 220 ح 1726.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ. كَرِهَ لَكُم: قيلَ وقالَ، وكَثرَةَ السُّؤالِ، وإضاعَةَ المالِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند. براى شما قيل و قال و بسيار پرسيدن و تباه كردن مال را ناپسند مى دارد.
۱.صحيح البخاري: ج 5 ص 2229 ح 5630 عن المغيرة عن أبيهريرة؛ معاني الأخبار: ص 279 وفيه «نهى رسول اللّه صلى الله عليه و آله عنه» بدل «ان اللّه. كره لكم»، بحارالأنوار: ج 75 ص 304 ح 4.
عنه صلى الله عليه و آله:رَحِمَ اللّهُ مُؤمِناً تَكَلَّمَ فَغَنِمَ، أو سَكَتَ فَسَلِمَ، إنّي أكرَهُ لَكُم عَن قيلَ وقالَ، وإضاعَةَ المالِ، وكَثرَةَ السُّؤالِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، رحمت كند مؤمنى را كه سخن مى گويد و غنيمت مى يابد، يا خاموش است و سلامت مى مانَد! من برايتان قيل و قال و تباه كردن مال و فراوانىِ سؤال را ناپسند مى دارم.
۱.دعائم الإسلام: ج 2 ص 66 ح 184.
المعجم الأوسط عن عبد اللّه بن مسعود:جاءَ رَجُلٌ إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله فَقالَ: أوصِني. فَقالَ: دَع قيلَ وقالَ، وكَثرَةَ السُّؤالِ، وإضاعَةَ المالِ. ۱
المعجم الأوسطـ به نقل از عبد اللّه بن مسعود ـ: مردى به خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت: مرا سفارش كن. فرمود: «قيل و قال و فراوانىِ سؤال و تباه كردن مال را وا گذار».
۱.المعجم الأوسط: ج 1 ص 166 ح 518.