حکمت‌نامه پیامبر اعظم(ص) ج ۷
۷۶۰ حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ألا وإنّي اُجَدِّدُ القَولَ: ألا فَأَقيمُوا الصَّلاةَ، وآتُوا الزَّكاةَ، وَأمُروا بِالمَعروفِ، وَانهَوا عَنِ المُنكَرِ. ألا وإنَّ رَأسَ الأَمرِ بِالمَعروفِ وَالنَّهيِ عَنِ المُنكَرِ أن تَنتَهوا إلى قَولي، وتُبَلِّغوهُ مَن لَم يَحضُر، وتَأمُروهُ بِقَبولِهِ، وتَنهَوهُ عَن مُخالَفَتِهِ؛ فَإِنَّهُ أمرٌ مِنَ اللّهِ عز و جلومِنّي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:آگاه باشيد! من، اين سخن را تكرار مى كنم: هان! نماز را به پاى داريد و زكات را بپردازيد و امر به معروف و نهى از منكر كنيد. بدانيد كه اساس امر به معروف و نهى از منكر، آن است كه به سخن من بينجامد و آن سخن را به كسى كه حاضر نيست، برسانيد و او را به پذيرش آن، فرمان دهيد و از مخالفتش باز داريد كه آن، فرمانى از جانب خداوند عز و جل و من است.
۱.الاحتجاج: ج 1 ص 157 ح 32 عن علقمة بن محمّد الحضرمي عن الإمام الباقر عليه السلام، بحار الأنوار: ج 37 ص 215 ح 86.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لعليّ عِندَ ما بَعَثَهُ إلى اليَمَنِ ـ: يا عَلِيُّ! لا تُقاتِلَنّ أحَدا حَتّى تَدعوهُ، وَايمُ اللّهِ لَأَن يَهدِيَ اللّهُ عَلى يَدَيكَ رَجُلاً خَيرٌ لَكَ مِمّا طَلَعَت عَلَيهِ الشَّمسُ وغَربَت، ولَكَ ولاؤُهُ يا عَلِيُّ ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به على عليه السلام، آن هنگام كه او را به سوى يمن فرستاد ـ: اى على! اگر خداوند به دستان تو انسانى را هدايت كند، از آنچه خورشيد بر آن تابيده و غروب كرده، براى تو بهتر است، و براى توست ولايت او، اى على!
۱.الكافي: ج 5 ص 28 ح 4 عن السكوني عن الإمام الصادق عن الإمام عليّ عليهماالسلام، بحارالأنوار: ج 19 ص 167 ح 14.
شرح نهج البلاغة:لَمّا مَلكَ أميرُ المُؤمنينَ عليه السلام الماءَ بِصِفّينَ، ثُمَّ سَمَحَ لأَهلِ الشّامِ بِالمُشارَكَةِ فيهِ وَالمُساهَمَةِ ـ رجاءَ أن يَعطفوا إلَيهِ، واستِمالةً لِقُلوبِهِم، وإظهارا لِلمعدلَةِ وحُسنِ السّيرَةِ فيهِم ـ مَكَثَ أيّاما لا يُرسِلُ إلى مُعاوِيَةَ، ولا يَأتيهِ مِن عِندِ مُعاوِيَةَ أحَدٌ، وَاستَبطَأَ أهلُ العِراقِ إذنَهُ لَهُم في القِتالِ، وقالوا: يا أميرَالمُؤمِنينَ خَلَّفنا ذَرارينا ونِساءَنا بِالكوفَةِ وجِئنا إلى أطرافِ الشّامِ لِنَتَّخِذَها وَطَنا؟! اِئذَن لَنا فِي القِتالِ، فَإِنَّ النّاسَ قد قالوا! قالَ لَهُم عليه السلام: ما قالوا؟ فَقالَ مِنهُم قائِلٌ: إنَّ النّاسَ يَظُنّونَ أنَّكَ تَكرَهُ الحَربَ كَراهِيةً لِلمَوتِ، وإنَّ مِنَ النّاسِ مَن يَظُنُّ أنَّكَ

شرح نهج البلاغة:وقتى امير مؤمنان بر آب صفّين دست يافت، به شاميان اجازه داد كه از آب استفاده كنند و از آن بهره ببرند، با اين اميد كه به وى توجّه كنند و دلشان متمايل به امام عليه السلام شود و براى اين كه عدالت را به آنان نشان دهد و با آنها خوش رفتارى شود. مدّتى گذشت و نه امام عليه السلام كسى را به سوى معاويه فرستاد و نه كسى از سوى معاويه پيش ايشان آمد. عراقى ها هم با مشاهده تأخير فرمان جنگ، گفتند: اى امير مؤمنان! ما فرزندان و زنانمان را در كوفه گذاشته ايم. آيا به اطراف شام آمده ايم تا در آن مقيم شويم؟ فرمان جنگ را صادر كن. مردم، چيزهايى مى گويند. [امام عليه السلام] به آنان فرمود: «چه مى گويند؟». يكى از آنها گفت: مردم، گمان مى برند كه تو از جنگْ كراهت دارى، همانند كراهت از مرگ. مردم گمان

۱.شرح نهج البلاغة: ج 4 ص 13 وراجع: المستدرك على الصحيحين: ج 3 ص 691 ح 6537.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لِمُعاذٍ ـ: يا مُعاذُ! لَأَن يَهدِيَ اللّهُ عَلى يَدِكَ رَجُلاً مِن أهلِ الشِّرِكِ خَيرٌ لَكَ مِن أن تَكونَ لَكَ حُمرُ النِّعَمِ ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به معاذ ـ: اى معاذ! اگر خداوند به دست تو مردى از مشركان را هدايت كند، برايت بهتر از شتران سرخ مو است.
۱.كنزالعمّال: ج 1 ص 86 ح 362.
عنه صلى الله عليه و آلهـ لرجل سأله أن يوصيه ـ: اُوصيكَ أن لا تُشرِكَ بِاللّهِ شَيئا. وَادعُ النّاسَ إلَى الإِسلامِ، وأيقِن أنَّ لَكَ بِكُلِّ مَن أجابَكَ عِتقَ رَقَبَةٍ مِن وُلدِ يَعقوبَ ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به مردى كه از ايشان درخواست سفارش نمود ـ: تو را سفارش مى كنم كه هيچ چيزى را شريك خدا نگيرى. مردم را به اسلام فرا بخوانى و يقين داشته باش كه در برابر هر اجابت كننده دعوتت، پاداش آزادى يك برده از فرزندان يعقوب دارى.
۱.الزهد للحسين بن سعيد: ص 81 ح 45 عن زيد بن عليّ عن آبائه عن الإمام عليّ عليهم السلام، بحارالأنوار: ج 74 ص 134 ح 44.
عنه صلى الله عليه و آلهـ كانَ إذا بَعَثَ بَعثا قالَ ـ: تَأَلَّفُوا النّاسَ، وتَأَنَّوا بِهِم، ولا تُغيروا عَلَيهِم حَتّى تَدعوهُم؛ فَما عَلَى الأَرضِ مِن أهلِ بَيتِ مَدَرٍ ولا وَبَرٍ إلّا وإن تَأتوني بِهِم [مُسلِمينَ]أحَبُّ إلَيَّ مِن أن تَقتُلوا رِجالَهُم وتَأتوني بِنِسائِهِم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ زمانى كه دسته اى را گسيل مى داشت [به آنان] مى فرمودـ: با مردم، اُلفت بگيريد و به آنان فرصت دهيد و تا آنان را [به اسلام] فرا نخوانده ايد، بر آنان هجوم نياوريد كه بر روى زمين، هيچ خانواده روستانشين يا چادرنشينى نيست، مگر آن كه اگر آنان را مسلمان پيش من آوريد، برايم دوست داشتنى تر از آن است كه مردانشان را بكُشيد و زنانشان را نزد من آوريد.
۱.المطالب العالية: ج 2 ص 166 ح 1962 عن عبد الرحمن بن عائذ.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ما مِن نَبِيٍّ بَعَثَهُ اللّهُ في اُمَّةٍ قَبلي إلّا كانَ لَهُ مِن اُمَّتِهِ حَوارِيّونَ وأصحابٌ، يَأخُذونَ بِسُنَّتِهِ، ويَقتَدونَ بِأَمرِهِ. ثُمَّ إنَّها تَخلُفُ مِن بَعدِهِم خُلوفٌ؛ يَقولونَ ما لا يَفعَلونَ، ويَفعَلونَ ما لا يُؤمَرونَ. فَمَن جاهَدَهُم بِيَدِهِ فَهُوَ مُؤمِنٌ، ومَن جاهَدَهُم بِلِسانِهِ فَهُوَ مُؤمِنٌ، ومَن جاهَدَهُم بِقَلبِهِ فَهُوَ مُؤمِنٌ؛ لَيسَ وَراءَ ذلِكَ مِنَ الإِيمانِ حَبَّةُ خَردَلٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، هيچ پيامبرى را پيش از من در ميان امّتى برنينگيخت، مگر آن كه از ميان امّتش حواريان و يارانى داشت كه به سنّت او عمل مى كردند و به فرمان او اقتدا مى كردند؛ امّا پس از آنان، جانشينانى به جاى ايشان نشستند كه آنچه را انجام نمى دهند، مى گويند و بدانچه فرمان نداشتند، عمل مى كنند. هر كس با آنان با دستِ خود جهاد كند، مؤمن است و هر كس با آنان با زبان يا قلبش جهاد كند، مؤمن است و كمتر از اين، به اندازه دانه خَردَلى، ايمان نيست.
۱.صحيح مسلم: ج 1 ص 70 ح 80 عن عبد اللّه بن مسعود.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:نَضَّرَ اللّهُ عَبدا سَمِعَ مَقالَتي فَوَعاها وحَفِظَها، وبَلَّغَها مَن لَم يَسمَعها. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، شاد گردانَد آن كسى را كه سخنم را بشنود و آن را بفهمد و حفظ كند و به كسى كه آن را نشنيده، برسانَد!
۱.الكافي: ج 1 ص 403 ح 1 عن عبد اللّه بن أبي يعفور، بحار الأنوار: ج 2 ص 148 ح 22؛ سنن ابن ماجة: ج 1 ص 86 ح 236 عن أنس بن مالك.
عنه صلى الله عليه و آله:نَضَّرَ اللّهُ امرَأً سَمِعَ مِنّا شَيئا فَبَلَّغَهُ كَما سَمِعَ؛ فَرُبَّ مُبَلِّغٍ أوعى مِن سامِعٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، كسى را كه چيزى از ما بشنود و آن را همان گونه كه شنيده، به ديگران برسانَد، شاد كند! و چه بسا رساننده اى كه از شنونده، گنجايشش بيشتر است.
۱.سنن الترمذي: ج 5 ص 34 ح 2657 عن عبد اللّه بن مسعود؛ كنز الفوائد: ج 2 ص 31 وفيه «فأدّاه» بدل «فبلّغه»، بحار الأنوار: ج 2 ص 160 ح 11.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن أمَرَ بِالمَعروفِ ونَهى عَنِ المُنكَرِ فَهُوَ خَليفَةُ اللّهِ في أرضِهِ، وخَليفَةُ رَسول اللّهِ، وخَليفَةُ كِتابِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس امر به معروف و نهى از منكر كند، جانشين خداوند در زمين و جانشين فرستاده خدا و جانشين كتاب خداست.
۱.مجمع البيان: ج 2 ص 807 عن الحسن؛ الفردوس: ج 3 ص 586 ح 5834 عن ثوبان.
عنه صلى الله عليه و آله:خِيارُ اُمَّتي مَن دَعا إلَى اللّهِ تَعالى، وحَبَّبَ عِبادَهُ إلَيهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بهترينِ امّت من، كسى است كه به سوى خداوند متعال فرا خوانَد و بندگانش را با او دوست سازد.
۱.كنز العمّال: ج 10 ص 152 ح 28779 نقلاً عن ابن النجّار عن أبي هريرة.
عنه صلى الله عليه و آله:لا خَيرَ فِي العَيشِ إلّا لِمُستَمِعٍ واعٍ، أو عالِمٍ ناطِقٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:زندگى، جز براى شنونده پذيرا يا عالم گويا، سودمند نيست.
۱.النوادر للراوندي: ص 132 ح 166 عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 1 ص 154 ح 30؛ كنز العمّال: ج 2 ص 288 ح 4027 عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:يا مَعاشِرَ قُرّاءِ القُرآنِ، اِتَّقُوا اللّهَ عز و جل في ما حَمَّلَكُم مِن كِتابِهِ؛ فَإِنّي مَسؤولٌ وإنَّكُم مَسؤولونَ؛ إنّي مَسؤولٌ عَن تَبليغِ الرِّسالَةِ، وأمّا أنتُم فَتُسأَلونَ عَمّا حُمِّلتُم مِن كِتابِ اللّهِ وسُنَّتي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اى گروه قاريان قرآن! در آنچه خداوند در قرآن به شما آموخته، تقواى الهى پيشه كنيد كه من و شما، مسئوليم. از من از تبليغ رسالت سؤال خواهد شد؛ امّا از شما از آنچه از قرآن و سنّت من كه به شما ياد داده شده، سؤال خواهد شد.
۱.الكافي: ج 2 ص 606 ح 9 عن جابر عن الإمام الباقر عليه السلام، بحار الأنوار: ج 7 ص 283 ح 8.
سنن الترمذي عن أنس بن مالك عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ما مِن داعٍ دَعا إلى شَيءٍ إلّا كانَ مَوقوفا يَومَ القِيامَةِ، لازِما بِهِ لا يُفارِقُهُ، وإن دَعا رَجُلٌ رَجُلاً. ثُمَّ قَرَأَ قَولَ اللّهِ: «وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْـؤولُونَ * مَا لَكُمْ لَا تَنَاصَرُونَ» ۱. ۲
سنن الترمذىـ به نقل از اَنَس بن مالك ـ: پيامبر خدا فرمود: «هر كس به چيزى فرا بخوانَد، روز قيامتْ رهينش خواهد بود و آن چيز، ملازم اوست و از او جدا نخواهد شد، اگرچه شخصى يك نفر را فرا خوانده باشد». آن گاه، اين سخن خداوند را قرائت نمود: «و بازداشتشان نماييد كه آنها مسئول اند. شما را چه شده است كه همديگر را يارى نمى كنيد؟» .
۱.الصافّات: 24 و 25.
۲.سنن الترمذي: ج 5 ص 364 ح 3228.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّما أنَا مُبَلِّغٌ، وَاللّهُ يَهدي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من، تنها ابلاغ كننده ام و اين، خداوند است كه هدايت مى كند.
۱.مسند ابن حنبل: ج 6 ص 33 ح 16934 عن معاوية بن أبي سفيان.
عنه صلى الله عليه و آله:بُعِثتُ داعِيا ومُبَلِّغا، ولَيسَ إلَيَّ مِنَ الهُدى شَيءٌ. وخُلِقَ إبليسُ مُزَيِّنا، ولَيسَ إلَيهِ مِنَ الضَّلالَةِ شَيءٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من، دعوت كننده و رساننده، برانگيخته شدم و چيزى از هدايت، در دست من نيست و ابليس، به عنوان زينت دهنده، آفريده شده است و گم راهى در توان او نيست.
۱.معجم السفر: ص 320 ح 1079 عن عمر بن الخطّاب.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ تَعالى يَسأَلُ العَبدَ عَن فَضلِ عِلمِهِ كَما يَسأَلُهُ عَن فَضلِ مالِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند متعال، از زيادى دانشِ بنده سؤال خواهد كرد، همان گونه كه از زيادى مالش خواهد پرسيد.
۱.الجامع الصغير: ج 1 ص 291 ح 1911 نقلاً عن الطبراني في المعجم الأوسط عن ابن عمر.
عنه صلى الله عليه و آله:ما أخَذَ اللّهُ الميثاقَ عَلَى الخَلقِ أن يَتَعَلَّموا حَتّى أخَذَ عَلَى العُلَماءِ أن يُعَلِّموا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، پيش از آن كه از مردم براى فرا گرفتن دانش پيمان بگيرد، از عالمان براى تعليم آن، پيمان گرفته است.
۱.أعلام الدين: ص 80 وراجع: الفردوس: ج 4 ص 84 ح 6262.
عنه صلى الله عليه و آله:لا يَنبَغي لِلعالِمِ أن يَسكُتَ عَلى عِلمِهِ، ولا يَنبَغي لِلجاهِلِ أن يَسكُتَ عَلى جَهلِهِ؛ قالَ اللّهُ جَلَّ ذِكرُهُ: «فَسْألُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ» ۱. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سزاوار نيست عالم با داشتن علم، خاموشى گزيند و سزاوار نيست جاهل بر جهل خود، سكوت كند. خداوند متعال مى فرمايد: «پس اگر نمى دانيد، از اهل ذكر، جويا شويد» .
۱.النحل: 43.
۲.المعجم الأوسط: ج 5 ص 298 ح 5365 عن جابر.
سنن أبي داوود عن تميم الداريّ:يا رَسول اللّهِ، مَا السُّنَّةُ فِي الرَّجُلِ يُسلِمُ عَلى يَدَيِ الرَّجُلِ مِنَ المُسلِمينَ؟ قالَ: هُوَ أولَى النّاسِ بِمَحياهُ ومَماتِهِ. ۱
سنن أبى داوودـ به نقل از تميمِ دارى ـ: [از پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيده شد:] اى پيامبر خدا! سنّت، درباره مردى كه به دست مسلمانى اسلام آورَد، چيست؟ فرمود: «آن مسلمان، به زندگى و مرگ او، از همه مردم، سزاوارتر است».
۱.سنن أبي داوود: ج 3 ص 127 ح 2918.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۷۶۰