حدیث دربارهپسر من است ؛ ولى من به وجودش نياورده ام

شرح الأخبار عن مخول بن إبراهيم بإسناده:إنَّ رَجُلاً جاءَ إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله، فَأَصابَ الحُسَينَ عليه السلام في حِجرِهِ وهُوَ صَغيرٌ، فَقالَ الرَّجُلُ: اِبنُكَ يا رَسولَ اللّهِ؟ قالَ: اِبني وما وَلَدتُهُ، قالَ: أتُحِبُّهُ؟ قالَ: اللّهُ عز و جلأشَدُّ حُبّا مِنّي لَهُ. ۱
شرح الأخبارـ به نقل از مخول بن ابراهيم، به سندش ـ: مردى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و ديد كه حسينِ خردسال، در دامان پيامبر صلى الله عليه و آله نشسته است. مرد پرسيد: اى پيامبر خدا! پسر توست؟ فرمود: «پسر من است؛ ولى من به وجودش نياورده ام». مرد گفت: آيا دوستش دارى؟ فرمود: «خداى عز و جل او را بيشتر از من، دوست دارد».
۱.شرح الأخبار: ج 3 ص 104 ح 1037، المناقب للكوفي: ج 2 ص 232 ح 697 عن واصل الأسدي نحوه.