حدیث دربارهدو پسرم و دو پسر دخترم
السنن الكبرى للنسائي عن اُسامة بن زيد:طَرَقتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله لَيلَةً لِبَعضِ الحاجَةِ، فَخَرَجَ وهُوَ مُشتَمِلٌ عَلى شَيءٍ لا أدري ما هُوَ، فَلَمّا فَرَغتُ مِن حاجَتي، قُلتُ: ما هذَا الَّذي أنتَ مُشتَمِلٌ عَلَيهِ؟ فَكَشَفَهُ، فَإِذَا الحَسَنُ وَالحُسَينُ عليهماالسلامعَلى وَرِكَيهِ.
فَقالَ: هذانِ أبنائي وأبناءُ ۱ ابنَتي، اللّهُمَّ إنَّكَ تَعلَمُ أنّي اُحِبُّهُما، فَأَحِبَّهُما، اللّهُمَّ إنَّكَ تَعلَمُ أنّي اُحِبُّهُما، فَأَحِبَّهُما. ۲
السنن الكبرى، نسايىـ به نقل از اُسامة بن زيد ـ: شبى براى كارى به در خانه پيامبر صلى الله عليه و آله رفتم. پيامبر صلى الله عليه و آله بيرون آمد، در حالى كه چيزى را پوشانده بود؛ ولى نفهميدم چيست؟ هنگامى كه كارم تمام شد، گفتم: اين چيست كه همراه شماست؟
پيامبر صلى الله عليه و آله آن را گشود. ديدم حسن و حسين عليهماالسلام بر روى پاهاى ايشان قرار دارند.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اين دو، پسران من و پسران فاطمه هستند. خدايا! تو مى دانى كه من اين دو را دوست دارم. پس تو نيز اين دو را دوست بدار. خدايا! تو مى دانى كه من اين دو را دوست دارم. پس تو نيز اين دو را دوست بدار».
۱.كذا في المصدر والظاهر أنّه تصحيف، وفي جميع المصادر الاُخرى: «هذان ابناي وابنا ابنتي»، وهو الصواب.
۲.السنن الكبرى للنسائي: ج 5 ص 149 ح 8524، صحيح ابن حبّان: ج 15 ص 423 ح 6967، خصائص أميرالمؤمنين للنسائي: ص 254 ح 139، المصنّف لابن أبي شيبة: ج 7 ص 512 ح 8، تهذيب الكمال: ج 6 ص 55، تاريخ دمشق: ج 13 ص 25 ح 3032 و ج 14 ص 155 ح 3477.