حدیث دربارهبازى كردنش با كودكان
ربيع الأبرار عن أبي رافع مولى رسول اللّه صلى الله عليه و آله:كُنتُ اُلاعِبُ الحُسَينَ عليه السلام ـ وهُوَ صَبِيٌّ ـ بِالمَداحي ۱، فَإِذا أصابَت مِدحاتي مِدحاتَهُ، قُلتُ: اِحمِلني.
فَيَقولُ: وَيحَكَ، أتَركَبُ ظَهرا حَمَلَهُ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله؟ فَأَترُكُهُ.
وإذا أصابَت مِدحاتُهُ مِدحاتي، قُلتُ: لا أحمِلُكَ كَما لا تَحمِلُني.
فَيَقولُ: أما تَرضى أن تَحمِلَ بَدَنا حَمَلَهُ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله؟ فَأَحمِلُهُ. ۲
ربيع الأبرارـ به نقل از ابو رافع، بنده آزاد شده پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ: هنگامى كه حسين عليه السلام كودك بود، با او سنگ بازى مى كردم و چون سنگ هاى من به سنگ هاى او مى خورد، [مطابق قاعده بازى] مى گفتم: بايد به من سوارى بدهى. او مى گفت: «واى بر تو! آيا بر پشت كسى سوار مى شوى كه پيامبر خدا، او را بر دوش كشيده است؟». پس رهايش مى كردم.
و چون سنگ هاى او به سنگ هاى من مى خورد، مى گفتم: من هم به تو سوارى نمى دهم، همان گونه كه تو به من سوارى ندادى. او مى گفت: «آيا خشنود نمى شوى به پيكرى سوارى دهى كه پيامبر خدا به آن سوارى داده است؟». پس من به او سوارى مى دادم. ۳
۱.المَداحي: هي أحجار أمثال القِرصَة، كانوا يحفرون حفرة ويَدحون فيها بتلك الأحجار، فإن وقع الحجر فيها غَلَبَ صاحبها، وإن لم يقع الحجر فيها غُلِبَ صاحبها (لسان العرب: ج 14 ص 252 «دحا»).
۲.ربيع الأبرار: ج 4 ص 73، مقتل الحسين عليه السلام للخوارزمي: ج 1 ص 154؛ المناقب لابن شهر آشوب: ج 4 ص 72، بشارة المصطفى: ص 140 وفيه «الحسن» بدل «الحسين»، بحار الأنوار: ج 43 ص 297 ح 58.
۳.در بشارة المصطفى، به جاى «حسين عليه السلام»، «حسن عليه السلام» آمده است.