حدیث دربارهظاهر، باطن
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در دعا ـ: تويى ظاهر كه فراتر ۳ از تو چيزى نيست، و تويى باطن كه نزديك تر از تو [به اشيا]چيزى نيست.
۱.«الظَّاهر» اسم فاعل من مادّة «ظهر» وهو يدلّ على قوّة وبروز، ومن ذلك ظهر الشيء، يظهر ظهورا، فهو ظاهر، إِذا انكشف وبرز.
و «الباطن» اسم فاعل من مادّة «بطن» وهو خلاف الظهر والانكشاف. باطن الأَمر: دَخْلَتُه، خلاف ظاهره (معجم مقاييس اللغة: ج 1 ص 259).
إنّ السؤال الذي يمكن أَن يُثار حول هاتين الصفتين وكيف تُطلَق هاتان الصفتان المتضادتان على اللّه في آنٍ واحدٍ؟ يقول أَمير المؤمنين عليّ عليه السلام في الجواب عن هذا السؤال ما مضمونه: «إنّ حيثيّة الظهور هي غير حيثيّة البطون، وأَنّ اللّه سبحانه ظاهر على العقول من حيث أَفعاله، لكنّه باطن عنها من حيث ذاته، ولا يتيسّر للإنسان بقواه المدركة أَن يُحيط بالذات الإلهيّة». (راجع: نهج البلاغة: الخطبة 213)
۲.صحيح مسلم: ج 4 ص 2084 ح 61.
۳.صفت «ظاهر»، اسم فاعل از مادّه «ظهر» است كه بر نيرومندى و آشكار شدن دلالت دارد و هنگامى به كار مى رود كه چيزى هويدا گردد.
و «باطن»، اسم فاعل از مادّه «بطن» است كه بر خلاف آشكار شدن و هويدا گشتن است. باطن هر چيز، يعنى اندرون آن، بر خلاف ظاهر (بيرون) آن.
پرسشى كه درباره اين دو صفت ممكن است مطرح شود، آن است كه چگونه اين دو صفت متضاد، هم زمان بر خدا اطلاق مى شوند؟
امير مؤمنان على عليه السلام در پاسخ به اين پرسش، چنين مضمونى مى فرمايد: «حيثيت ظهور، غير از حيثيت بطون است و خداى سبحان از حيث افعالش، بر خِردها ظاهر (آشكار) است؛ امّا از حيث ذاتش، از آنها باطن (پوشيده) است و آدمى نمى تواند با قواى ادراكىِ خود، بر ذات الهى احاطه يابد».
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های اعتقادیایمان به خداشناخت اسما و صفات خدا +1 مورد دیگر