حدیث دربارهسَرور اذان گويان

رسول اللّه صلى الله عليه و آله:نِعمَ المَرءُ بِلالٌ، هُوَ سَيِّدُ المُؤَذِّنينَ ولا يَتبَعُهُ إلّا مُؤَذِّنٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:نيكو مردى است بلال! او سَرور مؤذّنان است و دنباله روانش [در قيامت]، همه، مؤذّن اند.
۱.المستدرك على الصحيحين: ج 3 ص 322 ح 5244.

احادیث دیگر این موضوع

۱
كتاب من لايحضره الفقيه:روايت شده است كه چون پيامبر صلى الله عليه و آله از دنيا رفت، بلال از اذان گفتن خوددارى كرد و گفت: بعد از پيامبر خدا، ديگر براى هيچ كس اذان نمى گويم. روزى، فاطمه عليهاالسلام فرمود: «دوست دارم كه صداى اذان مؤذّن پدرم را بشنوم». اين سخن به بلال رسيد. شروع به اذان گفتن كرد. همين كه گفت: «اللّه أكبر، اللّه أكبر»، فاطمه عليهاالسلامبه ياد پدرش و ايّام او افتاد و گريه اش گرفت. وقتى بلال به جمله «أشهد أنّ محمّدا رسول اللّه» رسيد، فاطمه عليهاالسلامفريادى زد و به رو، بر زمين افتاد واز هوش رفت. مردم به بلال گفتند: بس كن اى بلال! دختر پيامبر خدا از دنيا رفت. و گمان كردند كه فاطمه عليهاالسلامجان داده است. از اين رو، بلال اذانش را قطع كرد و تا آخر ادامه نداد. فاطمه عليهاالسلامبه هوش آمد و از بلال خواست كه اذان را تمام كند؛ امّا بلال اين كار را نكرد و گفت: اى بانوى بانوان! مى ترسم كه اگر صداى اذانم را بشنوى، دوباره اين بلا را به سرِ خود بياورى. پس فاطمه عليهاالسلام او را از ادامه دادن اذان، معاف داشت.