ستودن شوخى

4 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنّي أمزَحُ ولا أقولُ إلّا حَقّا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من مزاح مى كنم؛ امّا جز حق نمى گويم.
۱.شرح نهج البلاغة: ج 6 ص 330.
عنه صلى الله عليه و آله:المؤمنُ دَعِبٌ لَعِبٌ، والمُنافقُ قَطِبٌ غَضِبٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مؤمن، شوخ و شنگ است و منافق، اخمو و عصبانى.
۱.تحف العقول: ص 49.
تنبيه الخواطر:أتَتِ امرأةٌ عَجوزٌ إلَى النّبيِّ صلى الله عليه و آله فقالَ صلى الله عليه و آله: لا تَدخُلُ الجَنّةَ عَجوزٌ؛ فبَكتْ، فقالَ: إنّكِ لستِ يَومئذٍ بعَجوزٍ، قالَ اللّهُ تعالى: «إنّا أنْشَأناهُنَّ إنشاءً * فجَعَلْناهُنَ أبْكارا» ۱. ۲
تنبيه الخواطر:پيرزنى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد. ايشان فرمود: «پير به بهشت نمى رود». پيرزن گريست. [پيامبر صلى الله عليه و آله] فرمود: «در آن روز، تو پير نخواهى بود. خداوند متعال مى فرمايد: «ما آنان را پديد آورديم، پديدآوردنى، و ايشان را دوشيزه گردانيديم» .
۱.الواقعة: 35 و 36.
۲.تنبيه الخواطر: ج 1 ص 112.
الكافي عن مُعمّر بن خلّادٍ:سَألتُ أبا الحَسنِ عليه السلام فقلتُ: جُعِلتُ فِداكَ؛ الرَّجُلُ يكونُ مَع القَومِ فيَجري بَينَهُم كلامٌ يَمزَحونَ ويَضحَكونَ! فقال: لابأسَ ما لَم يَكُن، فظَنَنتُ أنّهُ عنَى الفُحشَ. ثُمّ قالَ: إنّ رسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله كانَ يأتيهِ الأعرابيُّ فيُهدي لَهُ الهَديّةَ، ثُمّ يقولُ مكانَهُ: أعْطِنا ثَمنَ هَديّتِنا، فيَضحَكُ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله. وكانَ إذا اغتَمَّ يقولُ: ما فَعلَ الأعرابيُّ؟! لَيتَهُ أتانا! ۱
الكافىـ به نقل از معمّر بن خلّاد ـ: از امام كاظم عليه السلام پرسيدم و گفتم: كسى با عدّه اى مى نشيند و با هم مى گويند و شوخى مى كنند و مى خندند. فرمود: «اگر چيزى [در آن] نباشد، اشكالى ندارد» و به گمانم، مقصود ايشان، ناسزاگويى بود. سپس فرمود: «باديه نشينى بود كه نزد پيامبر خدا مى آمد و براى ايشان، هديه مى آورد و همان جا مى گفت: پولِ هديه ما را بده! و پيامبر خدا مى خنديد. [پيامبر صلى الله عليه و آله]هر گاه اندوهگين مى شد، مى فرمود: آن باديه نشين چه مى كند؟ كاش نزد ما مى آمد!».
۱.الكافي: ج 2 ص 663 ح 1.