سنّت پيامبران

3 حدیث
رُوِيَ في قَولِهِ تَعالى: «إنَّ إبراهيمَ كانَ اُمَّةً قانِتًا للّهِِ حَنيفًا و لَم يَكُ مِنَ المُشرِكينَ ۱» أنَّهُ كانَ يَعلِّمُ الخَيرَ. ۲
در تفسير سخن خداى متعال: «بى گمان ابراهيم (خود به تنهايى) امتى مطيع خداوند و پاكدين بود و از مشركان نبود.» ، روايت شده است كه وى آموزگار نيكيها بود.
۱.النحل: 120.
۲.إرشاد القلوب: 14؛ وراجع المستدرك على الصحيحين: 3 / 305 / 4188.
عَبدُاللّهِ بنُ عَمرو:خَرَجَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ذاتَ يَومٍ مِن بَعضِ حُجَرِهِ فَدَخَلَ المَسجِدَ فَإِذا هُوَ بِحَلقَتَينِ: إحداهُما يَقرَؤونَ القُرآنَ ويَدعونَ اللّهَ، والاُخرى يَتَعَلَّمونَ ويُعَلِّمونَ. فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: كُلٌّ عَلى خَيرٍ هؤُلاءِ يَقرَؤونَ القُرآنَ ويَدعونَ اللّهَ، فَإِن شاءَ أعطاهُم وإن شاءَ مَنَعَهُم، وهؤُلاءِ يَتَعَلَّمونَ ويُعَلِّمونَ، وإنَّما بُعِثتُ مُعَلِّمًا فَجَلَسَ مَعَهُم ۱.
عبداللّه بن عمرو:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله روزى از يكى از حجره هاى خود بيرون آمد و داخل مسجد شد و با دو حلقه روبرو شد: يك حلقه قرآن مى خواندند و خدا را ياد مى كردند و حلقه ديگر به يادگرفتن و ياد دادن سرگرم بودند. پيامبر صلى الله عليه و آلهفرمود: همه اينها در كار خيرند. اينان به تلاوت قرآن مشغول اند و دعا مى كنند. اگر خدا بخواهد به ايشان عطا مى كند و اگر بخواهد باز مى دارد، و آنان به آموختن وفراگرفتن سرگرم اند ومن آموزگار برانگيخته شدم، پس با آنان نشست.
۱.سنن ابن ماجة: 1 / 83 / 229؛ وراجع منية المريد: 106.
عَنهُ:إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله مَرَّ بِمَجلِسَينِ في مَسجِدِهِ، فَقالَ صلى الله عليه و آله: كِلاهُما عَلى خَيرٍ، وأحَدُهُما أفضَلُ مِن صاحِبِهِ، أمّا هؤُلاءِ فَيَدعونَ اللّهَ ويَرغَبونَ إلَيهِ، فَإِن شاءَ أعطاهُم وإن شاءَ مَنَعَهُم، وأمّا هؤُلاءِ فَيَتَعَلَّمونَ الفِقهَ والعِلمَ، ويُعَلِّمونَ الجاهِلَ، فَهُم أفضَلُ. وإنَّما بُعِثتُ مُعَلِّمًا. ثُمَّ جَلَسَ فيهِم ۱.
عبداللّه بن عمرو:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بر دو گروه در مسجدش گذشت و فرمود: هر دو در كار خيرند و يكى بر ديگرى برترى دارد. اما اينان خدا را مى خوانند و به او رغبت مى ورزند، پس اگر خدا بخواهد بدانان عطا مى كند و اگر بخواهد باز مى دارد؛ ولى اينان فقه و دانش فرا مى گيرند و به نادان مى آموزند، پس آنان برترند و من آموزگار برانگيخته شدم، پس در ميان آنان نشست.
۱.سنن الدارمي: 1 / 105 / 355، جامع بيان العلم: 1 / 50.