حدیث دربارهجلاى دل
الكافي عن صباح الحذّاء عن أبي اُسامة:زامَلتُ ۱ أبا عَبدِ اللّهِ عليه السلام فَقالَ لي: اِقرَأ، قالَ: فَافتَتَحتُ سورَةً مِنَ القُرآنِ فَقَرأتُها، فَرَقَّ وبَكى.
ثُمَّ قالَ: يا أبا اُسامَةَ، اِرعَوا قُلوبَكُم بِذِكرِ اللّهِ عَزَّ وجَلَّ، وَاحذَرُوا النَّكتَ ۲، فَإِنَّهُ يَأتي عَلَى القَلبِ تاراتٌ أو ساعاتٌ ـ الشكُّ مِن صَباحٍ ـ لَيسَ فيهِ إيمانٌ ولا كُفرٌ، شِبهَ الخِرقَةِ البالِيَةِ أوِ العَظمِ النَّخِرِ.
يا أبا اُسامَةَ، ألَيسَ رُبَّما تَفَقَّدتَ قَلبَكَ فَلا تَذكُرُ بِهِ خَيرا ولا شَرّا، ولا تَدري أينَ هُوَ؟
قُلتُ لَهُ: بَلى، إنَّهُ لَيُصيبُني وأراهُ يُصيبُ النّاسَ!
قالَ: أجَل، لَيسَ يَعرى مِنهُ أحَدٌ، قالَ: فَإِذا كانَ ذلِكَ فَاذكُرُوا اللّهَ عَزَّ وجَلَّ، وَاحذَرُوا النَّكتَ، فَإِنَّهُ إذا أرادَ بِعَبدٍ خَيرا نَكَتَ إيمانا، وإذا أرادَ بِهِ غَيرَ ذلِكَ نَكَتَ غَيرَ ذلِكَ.
قُلتُ: ما غَيرُ ذلِكَ جُعِلتُ فِداكَ، ما هُوَ؟
قالَ: إذا أرادَ كُفرا نَكَتَ كُفرا. ۳
الكافىـ به نقل از صباح حذّاء، از ابو اُسامه ـ: با امام صادق عليه السلام در سفرى همراه شدم، به من فرمود: «[چيزى از قرآن] بخوان».
من شروع به قرائت سوره اى از قرآن كردم. ايشان متأثّر شد و گريست. سپس فرمود: «اى ابو اُسامه! از دل هاى خود با ياد خداوند عز و جل مواظبت كنيد و مراقب نكته ۴ باشيد؛ زيرا بارها (/ ساعاتى) ۵ بر دل مى گذرد كه نه ايمان در اوست و نه كفر؛ همانند خِرقه كهنه يا استخوان پوسيده.
اى ابو اُسامه! آيا نه اين است كه گاه دلت را گم مى كنى و هيچ نيك و بدى با آن ياد نمى كنى و نمى دانى كجاست؟».
گفتم: چرا. اين حالت به من دست مى دهد و به گمانم، ديگران هم دچارش مى شوند.
فرمود: «آرى. هيچ كس از اين حالت، خالى نيست. پس چون چنين شد، خداى عز و جل را ياد كنيد و مراقب نكته باشيد؛ زيرا هر گاه او خير بنده اى را بخواهد، نكته ايمان ايجاد مى كند و هر گاه جز آن برايش بخواهد، نكته جز آن، ايجاد مى نمايد».
گفتم: فدايت شوم! مقصود از «جز آن» چيست؟
فرمود: «هر گاه كفر بخواهد، نكته كفر ايجاد مى كند».
۱.الزَّمِيل: الرفيق في السفر الذي يعينك على اُمورك (لسان العرب: ج 11 ص 310 «زمل»).
۲.اِرعَوا قلوبَكم: من الرعاية؛ أي احفظوها بذكره تعالى من وساوس الشيطان. والنَّكْت: ما يُلقيه الشيطان في القلب من الوساوس والشبهات (مرآة العقول: ج 26 ص 39).
۳.الكافي: ج 8 ص 167 ح 188، بحار الأنوار: ج 70 ص 59 ح 38.
۴.تعبير «نَكْت» كه در متن عربىِ حديث آمده، به معناى زدن چوبى بر زمين و خراش دادن زمين است. مراد از نكت، وارد شدن چيز فاسدى مانند كفر و نفاق در دل است كه دل را تحت تأثير قرار دهد. نكته به معناى نقطه (يعنى چرك و لك)، از همين اصل معنايى است.
۵.ترديد از صباح است.