حدیث دربارهپرسيدن از چيزهايى كه پاسخش زيانبار است

عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ تَعالى حَدَّ لَكُم حُدودًا فَلا تَعتَدوها، وفَرَضَ عَلَيكُم فَرائِضَ فَلا تُضَيِّعوها، وسَنَّ لَكُم سُنَنًا فَاتَّبِعوها، وحَرَّمَ عَلَيكُم حُرُماتٍ فَلا تَهتِكوها، وعَفا لَكُم عَن أشياءَ رَحمَةً مِنهُ (لَكُم) مِن غَيرِ نِسيانٍ فَلا تَتَكَلَّفوها ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند متعال حدودى را براى شما تعيين نموده است. از آنها فراتر نرويد و واجباتى را بر شما واجب ساخته، پس آنها را تباه مكنيد و سنّتهايى را براى شما بنا نهاده، پس از آنها پيروى كنيد و حرامهايى را بر شما حرام كرده، پس آنها را هتك نكنيد و پاره اى چيزها را از روى رحمتش به شما بخشيده است؛ بى آنكه فراموش كرده باشد، پس درباره آنها خود را به زحمت ميندازيد.
۱.أمالي المفيد: 159 / 1، أمالي الطوسي: 510 / 1116 كلاهما عن عليّ بن ربيعة الوالبي عن الإمام عليّ عليه السلام، خصائص الأئمّة عليهم السلام: 97، نهج البلاغة: الحكمة 105 كلاهما عن الإمام عليّ عليه السلامنحوه؛ المستدرك على الصحيحين: 4 / 129 / 7114 عن أبي ثعلبة الخشني، سنن الدارقطني: 4 / 298 / 104 عن أبي الدرداء وكلاهما نحوه.

احادیث دیگر این موضوع

۸
امام رضا عليه السلام:مردى از بنى اسرائيل يكى از خويشان خود را كشت و جسدش را بر سر راه برترين خاندان بنى اسرائيل افكند. سپس به خون خواهيش آمد. به موسى عليه السلام گفتند: كه فلان خاندان فلانى را كشته اند. ما را از قاتلش آگاه كن. فرمود: ماده گاوى برايم بياوريد. «گفتند: آيا ما را به ريشخند مى گيرى؟ فرمود: به خدا پناه مى برم از اينكه از نادانان باشم» . اگر آنان هر گاوى را قصد مى كردند كفايتشان مى كرد؛ ولى سخت گرفتند. خدا هم بر آنان سخت گرفت. «گفتند: پروردگار خود را بخوان تا براى ما روشن كند كه آن چگونه است، گفت: خداوند مى فرمايد: آن ماده گاوى است نه پير و از كار افتاده و نه تازه سال ـ يعنى نه كوچك و نه بزرگ ـ ميان اين دو» . اگر آنان هر گاوى را قصد مى كردند كفايتشان مى كرد؛ ولى سخت گرفتند. خدا هم بر آنان سخت گرفت. «گفتند: پروردگارت را بخوان تا براى ما روشن كند كه رنگش چگونه است؟ گفت: خداوند مى فرمايد: آن ماده گاوى است زرد روشن كه رنگش مايه سرور بينندگان مى گردد» . اگر آنها هر گاوى را قصد مى كردند كفايتشان مى كرد؛ ولى سخت گرفتند. خدا هم بر آنها سخت گرفت. «گفتند: پروردگارت را بخوان تا براى ما روشن كند كه آن چگونه است؟ ماده گاو بر ما مشتبه شده است و بى گمان اگر خدا بخواهد ما ره يافتگانيم. گفت: خداوند مى فرمايد: آن ماده گاوى است كه نه رام است تا زمين را شخم زند و نه كشتزار را آبيارى كند. سالم است و هيچ لكّه اى در آن نيست. گفتند: اكنون حقّ مطلب را آوردى» . پس به جستجويش پرداختند و آن را نزد جوانى از بنى اسرائيل يافتند. جوان گفت: آن را نمى فروشم جز در برابر آنكه پوستش را پر از طلا كنيد. پس نزد موسى عليه السلام آمدند و مطلب را برايش گفتند. فرمود: آن را بخريد، پس آن را خريدند و آوردند. حضرت به ذبحش فرمان داد. سپس دستور داد كه تا با دُم آن به جسد مرده بزنند. چون چنين كردند، مقتول زنده شد و گفت: اى پيامبر خدا! پسر عمويم مرا كشته است، نه آنكه متهم به قتل من شده است. بدين وسيله قاتلش را شناختند. سپس پيامبر خدا موسى بن عمران عليه السلام به يكى از يارانش فرمود: اين ماده گاو داستانى دارد. وى گفت: آن چيست؟ فرمود: جوانى از بنى اسرائيل به پدرش مهربان و نيكوكار بود. روزى گوساله اى يك ساله خريد و نزد پدرش آمد، ولى كليدها را زير سر پدرش ديد و چون بيدار كردنش را ناخوش داشت، از خريد آن منصرف شد. پس پدرش بيدار شد و پسر او را آگاه كرد. پدرش گفت: آفرين اين ماده گاو را به جاى آنچه از دستت رفته است بگير. سپس پيامبر خدا موسى بن عمران به صحابى اش فرمود: بنگر كه نيكى با اهلش چه مى كند