حدیث دربارهپيامبران عليهم السلام و شبانى

قصص الأنبياء عن عمّار:كنتُ أرعى غُنَيمَةَ أهلي، و كانَ محمّدٌ صلى الله عليه و آله يَرعى أيضا، فقلتُ: يا محمّدُ، هَل لكَ في فَخٍّ؛ فإنّي تَرَكتُها رَوضَةَ بَرقٍ؟ قالَ: نَعَم، فجِئتُها مِن الغَدِ و قد سَبَقَني محمّدٌ صلى الله عليه و آله و هُو قائمٌ يَذودُ غَنَمَهُ عنِ الرَّوضَةِ، قالَ: إنّي كُنتُ واعَدتُكَ فكَرِهتُ أن أرعى قَبلَكَ. ۱
قصص الأنبياءـ به نقل از عمّار ـ: من گوسفندان خانواده خودم را مى چراندم و محمّد صلى الله عليه و آله نيز گوسفند مى چراند. به او گفتم: اى محمّد! مى آيى به فخ برويم؛ چون من در آنجا چراگاه پر علف و شادابى سراغ دارم؟ گفت: آرى. فردا كه به فخ رفتم، ديدم محمّد صلى الله عليه و آله از من زودتر رفته و ايستاده است و گوسفندانش را از چراگاه دور مى كند. گفت: چون با تو وعده گذاشته بودم دوست نداشتم كه پيش از تو بچرانم.
۱.قصص الأنبياء: 285/378.

احادیث دیگر این موضوع

۴