پيامبران عليهم السلام و شبانى
5 حدیث
الطبقات الكبرى عن قَتادَة:ما بَعَثَ اللّهُ نَبيّا قَطُّ إلاّ بَعَثَهُ حَسَنَ الوَجهِ، حَسَنَ الصَّوتِ. ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از قتاده ـ: خداوند هرگز پيامبرى نفرستاد، مگر اينكه او را خوش سيما و خوش آوا مبعوث كرد.
۱.الطبقات الكبرى: 1/376.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:ما مِن نَبيٍّ إلاّ و قد رَعَى الغَنَمَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ پيامبرى نيست، مگر اينكه گوسفند چرانيده است.
۱.كنز العمّال: 9242.
عنه صلى الله عليه و آله:بُعِثَ داوودُ و هو راعي غَنَمٍ، و بُعِثَ موسى و هو راعي غَنَمٍ، و بُعِثتُ أنا و أنا أرعى غَنَما لأهلي بجِيادٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:داوود مبعوث شد، در حالى كه گوسفند چران بود. موسى مبعوث شد، در حالى كه گوسفند چران بود و من هم زمانى كه مبعوث شدم، براى خانواده خود در «جياد» گوسفند چرانى مى كردم.
۱.كنز العمّال: 32326.
كنز العمّال عن أبي هريرة عن رسولِ اللّه صلى الله عليه و آله:ما بَعَثَ اللّهُ نَبيّا إلاّ رَعَى الغَنَمَ. قالوا: و أنتَ يا رسولَ اللّهِ؟ قالَ: و أنا كنتُ أرعاها لأهلِ مكّةَ بالقَرارِيطِ. ۱
كنز العمّالـ به نقل از ابو هريره ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: خداوند هيچ پيامبرى را مبعوث نكرد، مگر اينكه گوسفند چرانده است.
عرض كردند: و شما اى رسول خدا؟ فرمود: من نيز، براى مردم مكّه در «قراريط» چوپانى كرده ام.
۱.كنز العمّال: 9243.
قصص الأنبياء عن عمّار:كنتُ أرعى غُنَيمَةَ أهلي، و كانَ محمّدٌ صلى الله عليه و آله يَرعى أيضا، فقلتُ: يا محمّدُ، هَل لكَ في فَخٍّ؛ فإنّي تَرَكتُها رَوضَةَ بَرقٍ؟ قالَ: نَعَم، فجِئتُها مِن الغَدِ و قد سَبَقَني محمّدٌ صلى الله عليه و آله و هُو قائمٌ يَذودُ غَنَمَهُ عنِ الرَّوضَةِ، قالَ: إنّي كُنتُ واعَدتُكَ فكَرِهتُ أن أرعى قَبلَكَ. ۱
قصص الأنبياءـ به نقل از عمّار ـ: من گوسفندان خانواده خودم را مى چراندم و محمّد صلى الله عليه و آله نيز گوسفند مى چراند. به او گفتم: اى محمّد! مى آيى به فخ برويم؛ چون من در آنجا چراگاه پر علف و شادابى سراغ دارم؟ گفت: آرى. فردا كه به فخ رفتم، ديدم محمّد صلى الله عليه و آله از من زودتر رفته و ايستاده است و گوسفندانش را از چراگاه دور مى كند. گفت: چون با تو وعده گذاشته بودم دوست نداشتم كه پيش از تو بچرانم.
۱.قصص الأنبياء: 285/378.