خانه
کتابها
احادیث
معصومین(ع)
جستجو...
ورود
ثبتنام
خانه
کتابها
میزان الحکمه ج ۱۱
موضوعات
سكرات مرگ
19311. كمترين كشش هاى مرگ، چونان صد ضربه…
حدیث درباره
سكرات مرگ
میزان الحکمه ج ۱۱، ص ۱۲۴، ح ۱۹۳۱۱
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله
سكرات مرگ
عنه صلى الله عليه و آله:
أدنى جَبَذاتِ المَوتِ بمَنزلَةِ مِائةِ ضَربَةٍ بالسَّيفِ.
۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:
كمترين كشش هاى مرگ، چونان صد ضربه شمشير است.
۱.
كنز العمّال: 42208.
کلیدواژهها
دعا
موانع اجابت دعا
گناه
پاک کننده های گناهان
+6 مورد دیگر
احادیث دیگر این موضوع
۵
الزهد للحسين بن سعيدـ به نقل از سلمان ـ: اگر مسأله سجده كردن براى خدا و همنشينى با عدّه اى كه از دهانشان سخنان نيكويى چون خرماى ناب بيرون مى ريزند در ميان نبود، هر آينه تمنّاى مرگ مى كردم.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بر بالين مردگان خود حاضر شويد و به آنان «لا اله الا اللّه» تلقين كنيد و نويد بهشتشان دهيد؛ زيرا حتى مردان و زنان بردبار هم در اين صحنه گيج و سرگشته مى شوند و شيطان بيش از هر زمان ديگرى در هنگام مرگ به آدمى نزديك مى گردد. سوگند به آنكه جانم در دست اوست، مشاهده ملك الموت سخت تر از هزار ضربه شمشير است. سوگند به آنكه جانم در دست اوست، جان هيچ بنده اى از دنيا نرود مگر اينكه يكايك رگ هاى او درد كشند.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:آسانترين مردن، به منزله خارى است كه در ميان پشم باشد. آيا خار از پشم بيرون مى آيد بدون آنكه مقدارى پشم با آن باشد؟!
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اگر حيوانات از مرگ آن دانند كه شما مى دانيد، هرگز حيوان فربهى نمى خورديد!
امام على عليه السلامـ در وصف غافلگير شدگان مرگ ـفرمود: سكرات مرگ و حسرت از دست دادن همه چيز در وجود آنها جمع مى شود و دست و پاهايشان به سستى مى گرايد و رنگ هايشان بر مى گردد. سپس، مرگ به وجود آنان بيشتر نفوذ مى كند و هر يك از آنان را از سخن مى اندازد، او در ميان اعضاى خانواده اش با چشم خود مى بيند و با گوشش مى شنود و خردش صحيح و سالم است و عقلش به جاست و به اين مى انديشد كه عمرش را در چه راه صرف كرده و روزگارش را چگونه گذرانده است! و به ياد مى آورد اموالى را كه گرد آورده و در به دست آوردن آنها چشمش را بر هم نهاده [و به حلال و حرام توجّه نكرده] و از موارد آشكار و شبهه ناك بر گرفته است و تبعات و گناهانِ گردآورىِ آنها دامنگيرش شده و اينك در آستانه جدا شدن از آنهاست و اين اموال براى بازماندگانش باقى مى ماند كه با آنها متنعّم مى شوند و خوشگذرانى مى كنند و بدين ترتيب، براى ديگران ثروتى باد آورده است و بار گناهش بر دوش او. و تار و پود وجودش به اين اموال بسته شده است. پس، به سبب آنچه هنگام مرگ برايش آشكار شده، پشيمان گشته دست به دندان مى گزد و به آنچه در ايّام زندگانيش رغبت داشته، بى ميل مى شود و آرزو مى كند كه اى كاش آن كس كه حسرت او را مى خورد و به سبب اين اموال بر او حسادت مى ورزيد، آنها را گرد آورده بود، نه او! پس، مرگ همچنان در پيكر او پيش رود تا اينكه گوش او نيز همچون زبانش از كار بيفتد و در ميان اعضاى خانواده خويش افتد در حالى كه نه با زبانش سخنى گويد و نه با گوشش بشنود. [فقط] نگاهش را بر چهره هاى آنان مى گرداند و حركات زبان هايشان را مى بيند، ولى سخن آنها را نمى شنود. آن گاه مرگ به او بيشتر مى چسبد و چشمش نيز همانند گوشش گرفته مى شود و روح از بدنش خارج مى گردد و در ميان افراد خانواده اش به مردارى تبديل مى شود.
حدیث 19310
موضوع
حدیث 19312