نوح عليه السلام

9 حدیث
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:أوّلُ نَبيٍّ اُرسِلَ نُوحٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:نخستين پيامبرِ مرسَل نوح است.
۱.كنز العمّال: 32391.
عنه صلى الله عليه و آله:أوّلُ الأنبياءِ آدَمُ، ثُمّ نُوحٌ، و بَينَهُما عَشرَةُ آباءٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:نخستين پيامبران، آدم است و سپس نوح و ميان آن دو، ده پدر فاصله بود.
۱.كنز العمّال: 32274.
عنه صلى الله عليه و آله:بَعَثَ اللّهُ نُوحا لأربَعينَ سَنةً، و لَبِثَ في قَومهِ ألفَ سَنةٍ إلاّ خَمسينَ عاما يَدعُوهم، و عاشَ بعدَ الطُّوفانِ سِتّينَ سَنةً حتّى كَثُرَ النّاسُ و فَشَوا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند نوح را در چهل سالگى مبعوث كرد و او نهصد و پنجاه سال قوم خود را دعوت مى كرد و بعد از توفان شصت سال زنده ماند تا آنكه تعداد مردم زياد و فراوان شد.
۱.المستدرك على الصحيحين: 2/595/4005.
الدرّ المنثور عن أبي اُمامَة الباهِليّ:إنّ رجُلاً قالَ: يا رسولَ اللّهِ، أ نَبيٌّ كانَ آدَمُ؟ قالَ: نَعَم مُكلَّمٌ. قالَ: كَم بَينَهُ و بينَ نُوحٍ؟ قالَ: عَشرَةُ قُرونٍ، قالَ: كَم بينَ نُوحٍ و بينَ إبراهيمَ؟ قالَ: عَشرَةُ قُرونٍ. قالَ: يا رسولَ اللّهِ، كَمِ الأنبياءُ؟ قالَ: مِائةُ ألفٍ و أربعَةٌ و عِشرونَ ألفا. قالَ: يا رسولَ اللّهِ، كَم كانتِ الرُّسُلُ مِن ذلكَ؟ قالَ: ثلاثَمِائةٍ و خَمسَةَ عَشَرَ جَمّا غَفيرا. ۱
الدرّ المنثورـ به نقل از ابو اُمامه باهلى ـ: مردى عرض كرد: اى رسول خدا! آيا آدم پيامبر بود؟ فرمود: آرى، پيامبرى بود كه خداوند با او سخن گفت: عرض كرد: ميان او و نوح چقدر فاصله بوده است؟ فرمود: ده قرن يا نسل. عرض كرد: ميان نوح و ابراهيم چقدر؟ فرمود: ده قرن يا نسل. عرض كرد: اى رسول خدا! پيامبران چه تعداد بودند؟ فرمود: يكصد و بيست و چهار هزار. عرض كرد: اى رسول خدا! از آن ميان چند نفر مرسل بودند؟ فرمود: خيلى زياد، سيصد و پانزده نفر.
۱.الدرّ المنثور: 1/126.
الإمامُ الباقرُ عليه السلام:كانَت شَريعَةُ نُوحٍ عليه السلام أن يُعبَدَ اللّهُ بالتّوحيدِ و الإخلاصِ و خَلعِ الأندادِ و هِيَ الفِطرَةُ الّتي فَطَرَ النّاسَ علَيها، و أخَذَ مِيثاقَهُ على نوحٍ عليه السلام و النَّبيّينَ أن يَعبُدوا اللّهَ و لا يُشرِكوا بهِ شيئا، و أمَرَهُ بالصَّلاةِ و الأمرِ و النَّهيِ و الحَرامِ و الحَلالِ، و لَم يَفرِضْ علَيهِ أحكامَ حُدودٍ و لا فَرْضَ مَوارِيثَ؛ فهذهِ شَريعَتُهُ. ۱
امام باقر عليه السلام:شريعت (آيين) نوح اين بود كه خداوند به يگانگى و اخلاص و شريك نداشتن پرستش شود و اين همان فطرتى است كه مردم بر آن سرشته شده اند. و از نوح عليه السلام و پيامبران پيمان گرفت كه خدا را بپرستند و چيزى شريك او نگردانند و او را به نماز و امر (به معروف) و نهى (از منكر) و حرام و حلال مكلّف و مأمور كرد و احكام حدود و ارث را بر او فرض نكرد. اين شريعت نوح بود.
۱.بحار الأنوار: 11/331/53.
عنه عليه السلامـ في قولهِ تعالى: «و ما آمَنَ مَعَهُ إلاّ قَليلٌ» ۱ ـ: كانوا ثمانِيَةً. ۲
امام باقر عليه السلامـ درباره آيه «و با او جز اندكى ايمان نياوردند» ـفرمود: آنها هشت نفر بودند.
۱.هود: 40.
۲.بحار الأنوار: 11/336/64.
عنه عليه السلام:كانَ بينَ آدَمَ و بينَ نُوحٍ عليهما السلام عَشرَةُ آباءٍ كلُّهُم أنبياءُ اللّهِ. ۱
امام باقر عليه السلام:ميان آدم و نوح عليهما السلام ده پدر فاصله بود كه همگى پيامبر خدا بودند.
۱.كمال الدين: 214/2.
عنه عليه السلام:إنّ نُوحا عليه السلام لَمّا غَرَسَ النَّوى مَرَّ علَيهِ قَومُهُ فجَعلوا يَضحَكونَ و يَسخَرونَ و يقولونَ: قد قَعَدَ غَرّاسا! حتّى إذا طالَ النَّخلُ و كانَ جَبّارا طُوالاً قَطَعَهُ ثُمّ نَحَتَهُ فقالوا: قد قَعَدَ نَجّارا! ثُمّ ألّفَهُ فجَعَلَهُ سَفينَةً فمَرُّوا علَيهِ فجَعلوا يَضحَكونَ و يسخَرونَ و يقولونَ: قد قَعَدَ مَلاّحا في فَلاةٍ من الأرضِ! حتّى فَرَغَ مِنها. ۱
امام باقر عليه السلام:هنگامى كه نوح عليه السلام هسته [خرما]را مى كاشت، قومش بر او گذشتند و شروع به خنديدن و تمسخر او كردند و مى گفتند: كارش به درختكارى كشيده است! تا آنكه درخت بزرگ شد و به نخلى ستبر و بلند تبديل گشت و نوح آن را بريد و تراشيد. قومش گفتند: كارش به نجّارى كشيده است! نوح الوارهاى نخل را با هم تركيب كرد و كشتى اى ساخت. باز قومش بر او گذشتند و شروع به خنديدن و تمسخر او كردند و مى گفتند: كارش به كشتيرانى در يك دشت انجاميده است! تا آنكه نوح كار ساختن كشتى را به پايان برد.
۱.الكافي: 8/283/425.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:عاشَ نُوحٌ عليه السلام ألفَي سَنةٍ و خمسَمِائةِ سَنةٍ، مِنها ثمانُمِائةٍ و خَمسونَ سَنةً قَبلَ أن يُبعَثَ، و ألفُ سَنةٍ إلاّ خَمسينَ عاما و هُو في قَومِهِ يَدعوهُم، و مِائتا سَنةٍ في عَمَلِ السَّفينَةِ، و خَمسُمِائةِ عامٍ بَعدَ ما نَزَلَ منِ السَّفينَةِ و نَضَبَ الماءُ، فمَصَّرَ الأمصارَ و أسكنَ وُلدَهُ البُلدانَ. ثُمّ إنّ مَلَكَ المَوتِ جاءهُ و هُو في الشّمسِ فقالَ: السّلامُ علَيكَ، فرَدَّ علَيهِ نُوحٌ و قالَ لَهُ: ما جاءَ بكَ يا ملَكَ المَوتِ؟ فقالَ: جِئتُ لأقبِضَ رُوحَكَ، فقالَ لَهُ: تَدَعُني أدخُلُ مِن الشّمسِ إلَى الظِّلِّ؟ فقالَ لَهُ: نَعَم، فتَحَوَّلَ نُوحٌ عليه السلام من الشمس إِلى الظلّ، ثُمّ قالَ: يا مَلَكَ المَوتِ، فكأنّ ما مَرَّ بِي في الدُّنيا مِثلُ

امام صادق عليه السلام:نوح عليه السلام دو هزار و پانصد سال زندگى كرد كه هشتصد و پنجاه سالش را پيش از مبعوث شدنِ به نبوّت سپرى كرد و نُهصد و پنجاه سال را به دعوت قوم خود گذراند و دويست سال را به كار ساختن كشتى مشغول بود و پانصد سال را بعد از فرود آمدن از كشتى و فروكش كردن آب به سر آورد كه در اين مدّت به ساختن شهرها پرداخت و فرزندانش را در آنها جاى داد. آن گاه ملك الموت نزد او كه در آفتاب نشسته بود، آمد و گفت: سلام بر تو. نوح جواب سلام او را داد و گفت: براى چه آمده اى، اى ملك الموت؟ گفت: آمده ام جانت را بگيرم. نوح گفت: اجازه مى دهى از آفتاب به سايه بروم؟ عزرائيل گفت: آرى. نوح عليه السلام به سايه رفت و آن گاه گفت: اى ملك الموت! اين عمرى كه در دنيا كردم انگار به اندازه همين رفتنم از آفتاب به

۱.الأمالي للصدوق: 602/836.