آنچه خدا براى مؤمن حكم كند خير است

10 حدیث
عنه عليه السلام:حتّى إذا وافَقَ وارِدُ القَضاءِ انقِطاعَ مُدَّةِ البَلاءِ حَمَلُوا بَصائرَهُم عَلى أسيافِهِم و دانُوا لِرَبِّهِم بأمرِ واعِظِهِم. ۱
امام على عليه السلام:تا آن كه وارد شدن قضاى الهى با به سر آمدن مدّت بلا همزمان و موافق گرديد، بصيرتهايشان را بر شمشيرهاى خويش نهادند و به فرمان اندرز گوى خود به پروردگارشان نزديك شدند.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 150.
نهج السعادة عن زاذان عن عليّ عليه السلام:أنّهُ خَطَبَ فقالَ: ألا و إنّهُ لا يَزالُ البَلاءُ بكُم مِن بَعدي حتّى يكونَ المُحِبُّ لي و المُتَّبِعُ أذَلَّ في أهلِ زَمانِهِ مِن فَرخِ الأمَةِ. قالوا: و لِمَ ذلكَ؟ قالَ: ذلكَ بما كَسَبَت أيديكُم، برِضاكُم بالدَّنِيَّةِ في الدِّينِ، فلو أنَّ أحَدَكُم إذا ظَهَرَ الجَورُ مِن أئمَّةِ الجَورِ باعَ نفسَهُ مِن رَبِّهِ و أخَذَ حَقَّهُ مِن الجِهادِ لَقامَ دِينُ اللّهِ. ۱
نهج السعادةـ به نقل از زاذان ـ: امام على عليه السلام فرمود: بدانيد كه پس از من، شما همواره گرفتار و مبتلا خواهيد بود تا جايى كه دوستدار و پيرو من در ميان مردم زمانه خويش خوارتر از كنيز زاده خواهد بود. عرض كردند: به چه علّت؟ فرمود: به علّت اعمال خودتان، به علّت اين كه در دين به پستى تن مى دهيد. اگر هر يك از شما وقتى بيدادگرىِ پيشوايان ستم آشكار مى شود، جانش را به پروردگارش بفروشد و حقّش را از جهاد بگيرد، بى گمان دين خدا بر پا شود.
۱.نهج السعادة: 3/298.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:في كلِّ قَضاءِ اللّهِ عَزَّ و جلَّ خِيَرَةٌ (خَيرٌ) للمؤمنِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در هر قضاى خداوند عزّ و جلّ براى مؤمن، خيرى است.
۱.عيون أخبار الرِّضا: 1/141/42.
عنه صلى الله عليه و آله:عَجَبا للمؤمنِ لا يَقضي اللّهُ علَيهِ قَضاءً إلاّ كانَ خَيرا لَهُ، سَرَّهُ أو ساءَهُ! إنِ ابتَلاهُ كانَ كَفّارَةً لذَنبِهِ، و إن أعطاهُ و أكرَمَهُ كانَ قد حَباهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:شگفتا از مؤمن كه هر قضايى خداوند بر او براند برايش خير است، چه خوشايند او باشد يا نا خوشايندش! اگر مبتلايش كند، كفّاره گناه او باشد و اگر به وى عطا كند و گراميش دارد، به او بخشش كرده است.
۱.تحف العقول: 48.
الإمامُ الباقرُ عليه السلام:في قَضاءِ اللّهِ كُلُّ خَيرٍ للمؤمنِ. ۱
امام باقر عليه السلام:در قضاى خداوند هر گونه خيرى براى مؤمن، نهفته است.
۱.التمحيص: 58/118.
الإمامُ الصّادقُ عن أبيهِ عن جدِّه عليهم السلام: ضَحِكَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ذاتَ يَومٍ حتّى بَدَت نَواجِذُهُ، ثمّ قالَ: أ لا تَسألوني مِمَّ ضَحِكتُ؟ قالوا: بلى يا رسولَ اللّهِ. قالَ: عَجِبتُ لِلمَرءِ المُسلمِ إنّهُ ليس مِن قَضاءٍ يَقضيهِ اللّهُ عَزَّ و جلَّ لَهُ إلاّ كانَ خَيرا لَهُ في عاقِبَةِ أمرِهِ. ۱
امام صادق عليه السلامـ به نقل از پدرش از جدّش ـفرمود: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله روزى چنان خنديد كه دندانهاى عقلش نمودار شد، سپس فرمود: آيا از من نمى پرسيد كه از چه مى خندم؟ عرض كردند: چرا، اى رسول خدا! فرمود: از انسان مسلمان در شگفتم كه هر چه خداوند عزّ و جلّ براى او حكم و مقدّر كند، سرانجامش براى او خوب است.
۱.الأمالي للصدوق: 640/865.
عنه عليه السلام:إنَّ فيما ناجَى اللّهُ بهِ موسَى بنَ عِمرانَ أنْ: يا موسى، ما خَلَقتُ خَلقا هُو أحَبُّ إلَيَّ مِن عَبديَ المؤمنِ، و إنّي إنّما أبتَليهِ لِما هُو خَيرٌ لَهُ، و أنا أعلَمُ بما يُصلِحُ عَبدي، و لْيَصبِرْ على بَلائي و لْيَشكُرْ نَعمائي و ليَرضَ بقَضائي، أكتُبْهُ في الصِّدِّيقِينَ عِندي. ۱
امام صادق عليه السلام:از جمله نجواهاى خداوند با موسى بن عمران اين بود: اى موسى! هيچ مخلوقى نيافريدم كه نزد من محبوبتر از بنده مؤمنم باشد. او را به بلا گرفتار مى سازم؛ زيرا كه اين برايش بهتر است و من بهتر مى دانم چه چيز بنده ام را مى سازد. پس بايد بر بلاى من شكيبا باشد و نعمتهايم را سپاس گزارد و به قضاى من خشنود باشد، تا او را از صدّيقان نزد خود بنويسم.
۱.بحار الأنوار: 82/130/10.
عنه عليه السلام:عَجِبتُ للمَرءِ المُسلمِ لا يَقضي اللّهُ عَزَّ و جلَّ لَهُ قَضاءً إلاّ كانَ خَيرا لَهُ، و إن قُرِضَ بالمَقاريضِ كانَ خَيرا لَهُ، و إن مَلَكَ مَشارِقَ الأرضِ و مَغارِبَها كانَ خَيرا لَهُ. ۱
امام صادق عليه السلام:در شگفتم از مرد مسلمان كه خداوند عزّ و جلّ هيچ قضايى براى او نراند جز اين كه خير او در آن باشد. اگر با قيچى تكه تكه شود برايش خير است و اگر از شرق تا غرب عالم را در اختيار گيرد باز برايش خير است.
۱.الكافي: 2/62/8.
عنه عليه السلام:ما قَضَى اللّهُ لمؤمنٍ قَضاءً فَرَضِيَ بهِ إلاّ جَعَلَ اللّهُ لَهُ الخِيَرَةَ فيما يَقضي. ۱
امام صادق عليه السلام:خداوند براى مؤمن هيچ قضايى نراند كه از آن خشنود باشد، مگر اين كه خدا در آنچه حكم و مقدّر فرموده خير او را قرار دهد.
۱.التمحيص: 59/123.
عنه عليه السلام:إنَّ بني إسرائيلَ أتَوا موسى عليه السلام فَسَألُوهُ أن يَسألَ اللّهَ عَزَّ و جلَّ أن يُمطِرَ السماءَ علَيهِم إذا أرادُوا و يَحبِسَها إذا أرادوا، فَسَألَ اللّهَ عَزَّ و جلَّ ذلكَ لَهُم، فقالَ اللّهُ عَزَّ و جلَّ: ذلكَ لَهُم يا موسى، فَأخبَرَهُم موسى فَحَرَثُوا و لم يَترُكوا شيئا إلاّ زَرَعوهُ ثُمّ استَنزَلُوا المَطَرَ على إرادَتِهِم و حَبَسُوهُ على إرادَتِهِم، فصارَت زُرُوعُهُم كأنّها الجِبالُ و الآجامُ، ثُمّ حَصَدُوا و داسُوا و ذَرُّوا فلم يَجِدُوا شيئا! فَضَجُّوا إلى موسى عليه السلام و قالوا: إنّما سألناكَ أن تسألَ اللّهَ أن يُمطِرَ السماءَ علَينا إذا أرَدنا فَأجابَنا ثُمّ صَيَّرَها علَينا ضَررا! فقالَ: يا رَبِّ، إنَّ بني إسرائيلَ ضَجُّوا ممّا صَنَعتَ بِهِم، فقالَ: و مِمَّ

امام صادق عليه السلام:بنى اسرائيل نزد موسى عليه السلام آمدند و از او خواهش كردند تا از خداوند عزّ و جلّ بخواهد كه هر گاه بخواهند باران بيايد و هر گاه بخواهند باران بند آيد. موسى از خداوند عزّ و جلّ براى بنى اسرائيل چنين خواهش كرد. خداوند عزّ و جلّ فرمود: اى موسى! خواست آنها را پذيرفتم. موسى اين خبر را به آنان داد. بنى اسرائيل زمين را كشتند و جايى خالى باقى نگذاشتند. سپس هر گاه خواستند باران باريد و هر گاه خواستند بند آمد. پس، زراعتهايشان چون كوهها و تپه ها گشت. وقتى زراعت خويش را درويدند و خرمنها را كوبيدند و باد دادند دانه اى نيافتند! پس به موسى عليه السلام شكايت بردند و گفتند: ما از تو خواستيم كه از خداوند بخواهى تا آسمان بنا به خواست ما ببارد و خدا هم پذيرفت، اما آن را به زيان ما تبديل

۱.الكافي: 5/262/2.