همه گرفتارى ها و گشايش ها آزمايش است

5 حدیث
عنه عليه السلام:إنّ أبغَضَ الخَلائقِ إلَى اللّهِ رَجلانِ: رَجُلٌ وَكَلَهُ اللّهُ إلى نفسِهِ، فهُو جائرٌ عن قَصدِ السَّبيلِ، مَشغوفٌ بكلامِ بِدعَةٍ و دُعاءِ ضَلالَةٍ، فهُو فِتنَةٌ لِمَنِ افتَتَنَ بهِ. ۱.
امام على عليه السلام:منفورترين خلق نزد خدا دو نفرند: يكى آن كه خداوند او را به خودش وا گذاشته است. چنين كسى از راه راست منحرف مى شود و شيفته گفتارِ بدعت آميز و دعوتِ گمراه كننده است و از اين رو، مايه فتنه و گمراهى كسى است كه فريفته او مى شود.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 17.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:ما مِن قَبضٍ و لا بَسطٍ إلاّ و للّهِِ فيهِ المَنُّ و الابتِلاءُ. ۱
امام صادق عليه السلام:هيچ گرفتگى و هيچ گشايشى نيست، مگر اين كه خدا را در آن نواختن و آزمودن است.
۱.التوحيد: 354/1.
عنه عليه السلام:ما مِن قَبضٍ و لا بَسطٍ إلاّ و للّهِِ فيهِ مَشِيَّةٌ و قَضاءٌ و ابتِلاءٌ. ۱
امام صادق عليه السلام:هيچ گرفتارى و هيچ گشايشى نيست، مگر اين كه خدا را در آن خواست و حكم و آزمايشى است.
۱.بحار الأنوار: 5/216/5.
عنه عليه السلام:ليسَ شيءٌ فيهِ قَبضٌ أو بَسطٌ مِمّا أمَرَ اللّهُ بهِ أو نَهى عَنهُ إلاّ و فيهِ مِن اللّهِ عَزَّ و جلَّ ابتِلاءٌ و قَضاءٌ. ۱
امام صادق عليه السلام:هيچ گرفتگى يا گشايشى در آنچه خدا بدان امر كرده يا از آن نهى نموده است صورت نگيرد، مگر اين كه خداوند عزّ و جلّ را از اين كار آزمايش و حُكمى است.
۱.التوحيد: 354/3.
عنه عليه السلام:ليسَ للعَبدِ قَبضٌ و لا بَسطٌ مِمّا أمَرَ اللّهُ بهِ أو نَهَى اللّهُ عَنهُ إلاّ و مِن اللّهِ فيهِ ابتِلاءٌ ۱. ۲
امام صادق عليه السلام:در آنچه خداوند بدان امر فرموده يا از آن نهى كرده است، براى بنده هيچ گرفتگى و گشايشى صورت ندهد، مگر اين كه خدا را در اين كار آزمايشى است. ۳
۱.بحار الأنوار: 5/217/7.
۲.قال المجلسيّ: لعلّ القَبض و البَسط في الأرزاق بالتوسيع و التقتير، و في النفوس بالسرور و الحزن، و في الأبدان بالصحّة و الألم، و في الأعمال بتوفيق الإقبال إليه و عدمه، و في الأخلاق بالتحلية و عدمها، و في الدعاء بالإجابة له و عدمها، و في الأحكام بالرخصة في بعضها و النهي عن بعضها (بحار الأنوار: 5/217).
۳.علامه مجلسى مى گويد: گرفتگى و گشايش در روزيها به زياد كردن و كم كردن آنهاست و در نفوس و جانها به شادى و غم و در بدنها به تندرستى و بيمارى و در اعمال به توفيق و عدم توفيق در انجام آنها و در خُلق و خويها به آراستگى و عدم آراستگى و در دعا به اجابت و عدم اجابت آن و در احكام به اجازه و رخصت دادن در انجام بعضى از آنها و نهى از انجام پاره اى ديگر.