نقش فساد زبدگان جامعه در فساد توده مردم

4 حدیث
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:قِوامُ الدِّينِ و الدنيا بأربَعةٍ: عالِمٍ مُستَعمِلٍ عِلمَهُ، و جاهِلٍ لا يَستَنكِفُ أن يَتَعلَّمَ، و جَوادٍ لا يَبخَلُ بمَعروفِهِ، و فَقيرٍ لا يَبيعُ آخِرَتَهُ بدُنياهُ، فإذا ضَيَّعَ العالِمُ عِلمَهُ استَنكَفَ الجاهِلُ أن يَتَعَلَّمَ، و إذا بَخِلَ الغَنيُّ بمَعروفِهِ باعَ الفَقيرُ آخِرَتَهُ بدُنياهُ. ۱
امام على عليه السلام:استوارى دين و دنيا به وجود چهار كس است: عالِمى كه علم خويش را به كار بندد، نادانى كه از علم آموختن ننگ نداشته باشد، بخشنده اى كه در بخشش خود بخل نورزد و نادارى كه آخرتش را به دنيايش نفروشد؛ زيرا هرگاه عالِم علم خود را فرو گذارد [و به كار نبندد]، نادان از آموختن علم سر باز زند و هرگاه توانگر از بذل و بخشش بخل ورزد، نادار آخرت خود را به دنيايش بفروشد.
۱.نهج البلاغة: الحكمة 372.
عنه عليه السلام:قِوامُ الدنيا بأربَعةٍ: بعالِمٍ مُستَعمِلٍ لِعِلمِهِ، و بغَنِيٍّ باذِلٍ لِمَعروفِهِ، و بجاهِلٍ لا يَتكَبَّرُ أن يَتَعلَّمَ، و بفَقيرٍ لا يَبيعُ آخِرَتَهُ بدنيا غيرِهِ، و إذا عَطَّلَ العالِمُ عِلمَهُ، و أمسَكَ الغَنيُّ مَعروفَهُ، و تَكَبَّرَ الجاهِلُ أن يَتَعلَّمَ، و باعَ الفَقيرُ آخِرَتَهُ بدنيا غَيرِهِ، فَعَلَيهِمُ الثُّبورُ. ۱
امام على عليه السلام:قوام دنيا به وجود چهار كس است: به عالِمى كه علم خود را به كار بندد، به توانگرى كه بخشش كند، به نادانى كه تكبّر مانع علم آموختن او نشود و به تهيدستى كه آخرتش را براى دنياى ديگرى نفروشد. هرگاه عالِم علمش را به كار نبندد و توانگر از بخشش خوددارى كند و جاهل از آموختن تكبّر ورزد و تهيدست آخرت خود را براى دنياى ديگرى بفروشد، پس هلاكت بر آنان باد.
۱.تحف العقول: 222.
بحار الأنوار عن الإمامِ عليّ عليه السلام:قِوامُ الدِّينِ بأربَعةٍ: بعالِمٍ ناطِقٍ مُستَعمِلٍ لَهُ، و بغنيٍّ لا يَبخَلُ بفَضلِهِ على أهلِ دِينِ اللّهِ، و بفَقيرٍ لا يَبيعُ آخِرَتَهُ بدُنياهُ، و بجاهِلٍ لا يَتكَبَّرُ عن طَلَبِ العِلمِ، فإذا كَتَمَ العالِمُ عِلمَهُ، و بَخِلَ الغَنيُّ بمالِهِ، و باعَ الفَقيرُ آخِرَتَهُ بدُنياهُ، و استَكبَرَ الجاهِلُ عن طَلَبِ العِلمِ، رَجَعَتِ الدنيا إلى وَرائها القَهقَرى. فلا تَغُرَّنَّكُم كَثرَةُ المَساجِدِ، و أجسادُ قَومٍ مُختَلِفَةٍ. قيلَ: يا أميرَ المؤمنينَ، كيفَ العَيشُ في ذلكَ الزَّمانِ؟ فقالَ: خالِطوهُم بالبَرّانِيَّةِ ـ يَعني في الظاهِرِ ـ و خالِفُوهُم في الباطِنِ. ۱
بحار الأنوار:امام على عليه السلام فرمود: استوارى دين به چهار كس است: به عالِمى كه بگويد و به گفته خود عمل كند، به ثروتمندى كه از احسان خود به پيروان دين خدا دريغ نورزد، به تهيدستى كه آخرتش را به دنيايش نفروشد و به نادانى كه از آموختنِ دانش تكبّر نورزد. پس، هرگاه عالِم علم خود را پنهان بدارد و ثروتمند در مال خود بخل ورزد و تهيدست آخرتش را به دنيايش بفروشد و نادان از تحصيل دانش استنكاف ورزد، دنيا به قهقرا برگردد. بنا بر اين، فراوانى مسجدها و پيكرهاى گوناگون و پراكنده مردمان شما را نفريبد. عرض شد: اى امير مؤمنان! در آن زمان چگونه بايد زيست؟ فرمود: به ظاهر با آنان بياميزيد و در باطن بر خلاف آنان باشيد.
۱.بحار الأنوار: 2/67/9.
الإمامُ عليٌّ عليه السلامـ لمّا سُئلَ عن أحوالِ العامَّةِ ـ: إنّما هي مِن فَسادِ الخاصَّةِ، و إنّما الخاصَّةُ لَيُقَسَّمُونَ على خَمسٍ: العُلَماءُ و هُمُ الأدِلاّءُ علَى اللّه، و الزُّهّادُ و هُمُ الطريقُ إلَى اللّهِ، و التُّجّارُ و هُم اُمَناءُ اللّهِ، و الغُزاةُ و هُم أنصارُ دِينِ اللّهِ، و الحُكّامُ و هُم رُعاةُ خَلقِ اللّهِ. فإذا كانَ العالِمُ طَمّاعا و للمالِ جَمّاعا فَبِمَن يُستَدَلُّ؟! و إذا كانَ الزاهِدُ راغِبا و لِما في أيدِي الناسِ طالِبا فَبِمَن يُقتَدى؟! و إذا كانَ التاجِرُ خائنا و للزكاةِ مانِعا فَبِمَن يُستَوثَقُ؟! و إذا كانَ الغازِي مُرائيا و للكَسبِ ناظِرا فَبِمَن يُذَبُّ عَنِ المسلمينَ؟! و إذا كانَ الحاكِمُ ظالِما و في الأحكامِ جائرا فَبِمَن يُنصَرُ المَظلومُ علَى

امام على عليه السلامـ در پاسخ به سؤال از احوال عامّه مردم ـفرمود: فساد توده مردم، ناشى از فساد خواصّ است. خواصّ به پنج گروه تقسيم مى شوند: عالمان كه راهنمايانِ به سوى خدايند، پارسايان كه راه منتهى به خدايند، بازرگانان كه اُمناى خدايند، رزمندگان كه ياوران دين خدايند و زمام داران كه سرپرستان خلق خدايند. پس، اگر عالم، طمّاع و مال اندوز باشد، ديگر از چه كسى بايد راهنمايى خواست و اگر پارسا، به دنيا و آنچه مردم دارند راغب باشد، ديگر به چه كس اقتدا شود و اگر بازرگان خيانت پيشه باشد و زكات ندهد، به چه كسى مى توان اطمينان و اعتماد كرد و اگر رزمنده خودنما باشد و چشم به كسب مال و ثروت داشته باشد، ديگر به وسيله چه كسى از مسلمانان دفاع شود و اگر زمامدار ستمگر باشد و در احكام و فرامينْ ستم و بى عدالتى

۱.غرر الحكم «ترجمة محمّد علي الأنصاريّ»: 542/106.