ستودن بنده راز دار
9 حدیث
عنه عليه السلامـ لأبي جعفرٍ محمّدِ بنِ النُّعمانِ الأحوَلِ ـ: يا بنَ النُّعمانِ، إنّ العالِمَ لا يَقدِرُ أن يُخبِرَكَ بكُلِّ ما يَعلَمُ، لأنّهُ سِرُّ اللّهِ. فلا تَعجَلوا، فو اللّهِ لَقَد قَرُبَ هذا الأمرُ ـ ثَلاثَ مَرّاتٍ ـ فَأذَعتُموهُ فأخَّرَهُ اللّهُ، و اللّهِ ما لَكُم سِرٌّ إلاّ و عَدُوُّكُم أعلَمُ بهِ مِنكُم! ۱
امام صادق عليه السلامـ خطاب به به ابو جعفر محمّد بن نعمان احول ـفرمود: اى پسر نعمان! عالم نمى تواند هر چه مى داند به تو بگويد؛ زيرا كه سرّ خداست. پس، شتاب مكنيد؛ زيرا به خدا سوگند كه اين امر (فَرَج) سه بار نزديك شد، اما شما آن را فاش كرديد و خدا آن را به تأخير افكند. به خدا قسم، هيچ رازى نزد شما نيست، مگر اين كه دشمن شما آن را بهتر از خودتان مى داند!
۱.تحف العقول: 310.
المحاسن عن أبي بَصيرٍ:سَألتُ أبا عبدِ اللّه عليه السلام عن حَديثٍ كثيرٍ، فقالَ: هَل كَتَمتَ علَيَّ شيئا قَطُّ؟ فَبَقِيتُ أتَذَكَّرُ، فلَمّا رَأى ما بي قالَ: أمّا ما حَدَّثتَ بهِ أصحابَكَ فلا بأسَ، إنّما الإذاعَةُ أن تُحَدِّثَ بهِ غيرَ أصحابِكَ. ۱
المحاسنـ به نقل از ابو بصير ـ: از امام صادق عليه السلام درباره نقل فراوان حديث پرسيدم. فرمود: آيا هرگز چيزى از احاديث مرا كتمان كرده اى؟ من سعى كردم به ياد بياورم و چون حضرت مرا به اين حال ديد، فرمود: آنچه را براى ياران خود گفته اى اشكالى ندارد. افشا كردن، آن است كه حديث را براى غير يارانت بگويى.
۱.المحاسن: 1/403/910.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:طوبى لِعَبدٍ نُومَةٍ، عَرَفَهُ اللّهُ و لم يَعرِفْهُ النّاسُ، اُولئكَ مَصابيحُ الهُدى و يَنابيعُ العِلمِ، يَنجَلي عَنهُم كلُّ فِتنَةٍ مُظلِمَةٍ، لَيسوا بالمَذاييعِ البُذُرِ و لا بالجُفاةِ المُرائينَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خوشا بنده گمنامى كه او را خدا بشناسد و مردم نشناسند. اينان چراغهاى هدايت و چشمه هاى دانشند كه هر فتنه تاريكى به سبب وجود آنها برطرف مى شود؛ نه سخن پراكن و پخش كننده اسرارند و نه نا فرهيخته و رياكار.
۱.الكافي: 2/225/11.
عنه صلى الله عليه و آله:جامِلُوا الأشرارَ بأخلاقِهم تَسلَمُوا مِن غوائلِهم، و بايِنُوهُم بأعمالِكُم كي لا تكونوا مِنهُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:با بدان به اخلاق خودشان رفتار كنيد، تا از گزند و شرارتشان در امان مانيد و در اعمال و كردارتان، از آنان جدا شويد تا در شمار ايشان نباشيد.
۱.بحار الأنوار: 74/199/37.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:طوبى لِكُلِّ عَبدٍ نُومَةٍ، عَرَفَ النّاسَ و لم يَعرِفْهُ النّاسُ، عَرَفَهُ اللّهُ برِضوانٍ، اُولئكَ مَصابيحُ الهُدى، يَكشِفُ اللّهُ عَنهُم كُلَّ فِتنَةٍ مُظلِمَةٍ، سَيُدخِلُهُم اللّهُ في رَحمَةٍ مِنهُ، ليسَ اُولئكَ بالمَذاييعِ البُذُرِ و لا الجُفاةِ المُرائينَ. ۱
امام على عليه السلام:خوشا به حال هر بنده بى نام و نشانى كه مردم را مى شناسد و مردم او را نمى شناسند. خداوند او را به خشنودى [از خدا] مى شناسد؛ اينان چراغهاى هدايتند، خداوند هر گونه فتنه تاريكى را از آنان مى زدايد. به زودى آنان را غرق رحمتى از رحمتهاى خود مى كند. نه سخن پراكن و فاش كننده اسرار هستند و نه نا فرهيخته و رياكار.
۱.حلية الأولياء: 1/76، و انظر الكافي: 2/225/12.
معاني الأخبار:قال عليٌّ عليه السلام: إنَّ بَعدِي فِتَنا مُظلِمَةً عَمياءَ مُشَكِّكةً، لا يَبقى فيها إلاّ النُّومَةُ. قيلَ: و ما النُّومَةُ يا أميرَ المؤمنينَ؟ قالَ: الذي لا يَدري النّاسُ ما في نفسِهِ. ۱
معانى الأخبار:امام على عليه السلام فرمود: پس از من فتنه هايى تاريك و كور و شك برانگيز پديد خواهد آمد، كه تنها شخص گمنام از آنها جان به سلامت مى برد. عرض كردند: اى امير مؤمنان! گمنام كيست؟ فرمود: كسى كه مردم نمى دانند در درون او چه مى گذرد.
۱.معاني الأخبار: 166/1.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:خالِطُوا النّاسَ بألسِنَتِكُم و أبدانِكُم، و زايِلُوهُم بقُلوبِكُم و أعمالِكُم. ۱
امام على عليه السلام:به زبانها و بدنهاى خود، با مردم بياميزيد و به دلها و كردارهايتان، راه جدا از آنان در پيش گيريد.
۱.الغيبة للنعماني: 210/17.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:طُوبى لِعَبدٍ نُومَةٍ، عَرَفَ النّاسَ فَصاحَبَهُم بِبَدَنِهِ، و لم يُصاحِبْهُم في أعمالِهِم بقَلبِهِ، فَعَرَفَهُم في الظاهِرِ، و لم يَعرِفوهُ في الباطِنِ. ۱
امام صادق عليه السلام:خوشا به حال بنده گمنامى كه مردم را مى شناسد و به ظاهر در ميان آنان به سر مى برد، اما در دل با اعمال ايشان همراهى نمى كند. لذا مردم او را به ظاهر مى شناسند و از باطن او خبر ندارند.
۱.الخصال: 27/98.