حدیث دربارهآداب راه رفتن
عنه عليه السلام:خَرَجَ أميرُ المؤمنينَ عليه السلام على أصحابهِ و هُو راكِبٌ، فمَشَوا خَلفَهُ، فالتَفَتَ إلَيهِم، فقالَ: لَكُم حاجَةٌ؟ فقالوا: لا يا أميرَ المؤمنينَ، و لكنّا نُحِبُّ أن نَمشيَ مَعكَ، فقال لَهُم: انصَرِفوا؛ فإنّ مَشيَ الماشي مَع الرّاكِبِ مَفسدَةٌ لِلرّاكِبِ و مَذَلَّةٌ لِلماشي.
قالَ: و رَكِبَ مَرّةً اُخرى فمَشَوا خَلفَهُ، فقالَ: انصَرِفوا؛ فإنّ خَفْقَ النِّعالِ خَلفَ أعقابِ الرِّجالِ مَفسَدَةٌ لقُلوبِ النُّوكى. ۱
امام صادق عليه السلام:امير مؤمنان عليه السلام سواره به ميان اصحاب خود آمد. آنان دنبال حضرت راه افتادند. حضرت به طرف آنها برگشت و فرمود: كارى داريد؟ عرض كردند: نه، اى امير مؤمنان! بلكه دوست داريم با شما راه برويم. امام فرمود: برگرديد؛ زيرا راه رفتن پياده با سواره، موجب تباه شدن سواره و خوارى پياده است.
امام عليه السلام فرمود: يك بار هم امير مؤمنان عليه السلام بر مركب سوار بود و اصحاب دنبال ايشان به راه افتادند. حضرت فرمود: برگرديد؛ زيرا صداى كفش ها در پشت سر مردان، مايه تباهى دل هاى احمقان است.
۱.المحاسن: 2/470/2632.