حدیث دربارهديدار در قرآن

معاني الأخبار عن يحيَى بنِ سابورٍ:سَمِعتُ أبا عبدِ اللّهِ عليه السلام في المَيّتِ تَدمَعُ عَينُهُ عِندَ المَوتِ، فقالَ: ذاكَ عِندَ مُعايَنَةِ رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَيَرى ما يَسُرُّهُ (و ما يُحِبُّهُ). قالَ: ثُمّ قالَ: أ ما تَرى الرّجُلَ يَرى ما يَسُرُّهُ و ما يُحِبُّ، فتَدمَعُ عَينُهُ و يَضحَكُ؟! ۱
معانى الأخبارـ به نقل از يحيى بن سابور ـ: شنيدم امام صادق عليه السلام درباره سرازير شدن اشك از چشمان شخص محتضر فرمود: اين، هنگام مشاهده رسول خدا صلى الله عليه و آله است؛ زيرا چيزى را مى بيند كه شادمانش مى كند [و آن را دوست دارد]. يحيى مى گويد: حضرت سپس فرمود: آيا نمى بينى كه انسان وقتى چيزى را مى بيند كه او را خوشحال مى كند و دوستش دارد، اشك [شوق] از چشمانش سرازير مى شود و مى خندد؟
۱.معاني الأخبار: 236/2.

احادیث دیگر این موضوع

۱
التوحيد:مردى خدمت امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام آمد و عرض كرد: اى امير المؤمنين! من در كتاب آسمانى خدا شك كرده ام! حضرت به او فرمود:. افسوس بر تو! بگو آنچه را در آن شك كرده اى؟ عرض كرد: ملاحظه مى كنم كه خداوند ـ جلّ جلاله ـ مى فرمايد: «بلكه آنان به ديدار پروردگارشان بى ايمانند» و مؤمنان را ياد كرد و فرمود: «آنان كه گمان دارند با پروردگارشان ديدار مى كنند و به سوى او باز مى گردند» و فرمود: «درود آنان در آن روزى كه او را ديدار مى كنند، سلام است» و فرمود: «هر كس به ديدار پروردگارش اميد دارد، [بداند كه] وعده خدا آمدنى است» و فرمود: «پس هر كس به ديدار پروردگارش اميد دارد، بايد كارى شايسته كند». يك بار مى گويد كه او را ديدار مى كنند و يك بار مى گويد كه ديدگان او را در نمى يابند و او ديدگان را درمى يابد و بار ديگر مى گويد: «به او احاطه علمى پيدا نمى كنند». اين ها چيست اى امير مؤمنان! و چگونه در آنچه شنيدى شك نكنم؟ حضرت فرمود: اما آيه «بلكه آنان به ديدار پروردگارشان بى ايمانند» و اين سخن خداوند كه از مؤمنان ياد كرد: «كسانى كه گمان دارند با پروردگارشان ديدار مى كنند» و اين سخن او درباره ديگران: «تا روزى كه او را ديدار كنند به سبب خلف و عده اى كه با خدا كردند» و آيه: «پس كسى كه به ديدار پروردگارش اميد دارد، بايد كارى شايسته كند». امّا آيه «بلكه آنان به ديدار پروردگارشان بى ايمانند»، مراد از ديدار رستاخيز است كه خداوند عزّ و جلّ آن را ديدار خود ناميده است. همچنين اين آيه كه از مؤمنان ياد كرد: «آنان كه گمان دارند با پروردگارشان ديدار مى كنند»، يعنى يقين دارند كه برانگيخته و محشور و حسابرسى مى شوند و پاداش و كيفر مى بينند. پس «گمان» در اين جاىِ بخصوص به معناى «يقين» است. همچنين است آيه: «پس هركه به ديدار پروردگارش اميد دارد، بايد كارى شايسته كند» و آيه «كسى كه به ديدار پروردگارش اميد دارد، [بداند كه]وعده خدا آمدنى است»، يعنى كسى كه ايمان دارد برانگيخته مى شود؛ زيرا وعده خدا درباره پاداش و كيفر حتما آمدنى است. ديدار در اين جا به معناى «رؤيت» نيست، بلكه به معناى «برانگيخته شدن» است. پس، تمام آنچه را كه در كتاب خدا راجع به «ديدار خدا» آمده است، فهم كن كه در تمام اين ها به معناى «برانگيخته شدن» است. همچنين آيه «درود آنان در روزى كه او را ديدار مى كنند سلام است»، يعنى در روزى كه برانگيخته مى شوند ايمان از دل هايشان زايل نمى شود. آن مرد عرض كرد: آسوده ام كردى اى امير مؤمنان! خداوند آسوده ات گرداند؛ زيرا كه گِرهى كور از كار من گشودى.