حدیث دربارهزدودن كِبر

كنز العمّال:إنّ النبيَّ صلى الله عليه و آله خَرَجَ إلَى البَقيعِ فَتَبِعَهُ أصحابُهُ فَوَقَفَ و أمَرَهُم أن يَتَقَدَّموا، ثُمّ مَشى خَلفَهُم، فَسُئلَ عن ذلكَ فقالَ: إنّي سَمِعتُ خَفقَ نِعالِكُم، فَأشفَقتُ أن يَقَعَ في نفسِي شيءٌ مِن الكِبرِ ۱. ۲
كنز العمّال:[روزى] پيامبر به طرف بقيع رهسپار شد. اصحاب حضرت در پى او به راه افتادند. پيامبر ايستاد و به آنها دستور داد جلو بروند و آن گاه خود در پى آنها حركت كرد. علّت را پرسيدند، فرمود: من صداى كفشهاى شما را شنيدم و ترسيدم چيزى از تكبّر، به وجودم راه يابد. ۳
۱.كنز العمّال: 8878.
۲.الاُمور المذكورة في الأحاديث ليست قانونا كلّيّا تكشف عن عدم وجود الكبر، بل تختلف باختلاف الأشخاص و الأعصار و الموارد، فقد قيل: «إنّ من النّاس ناساً يلبسون الصوف إرادة التواضع و قلوبهم مملوءة عُجبا و كِبرا» فليُتأمّل.
۳.گفتنى است كه آنچه در اين احاديث به عنوان نشانه هاى فروتنى آمده يك قاعده كلى كه نشانگر نبودن كبر در وجود شخص باشد نيست، بلكه در اشخاص و اعصار و موارد مختلف فرق مى كند؛ چه آن كه گفته اند: «عده اى از مردم هستند كه به قصد فروتنى پشمينه مى پوشند، اما دلهايشان آكنده از خود پسندى و كبر است». پس، دقت شود.
کلیدواژه‌ها تکبرزدودن کبر

احادیث دیگر این موضوع

۸