حدیث دربارهدنيا خوش و شيرين است

عنه صلى الله عليه و آله:لاَءَنَا في فِتنَةِ السَّرّاءِ أخوَفُ عَلَيكُم مِن فِتنَةِ الضَّرّاءِ، إنَّكُم قَدِ ابتُليتُم بِفِتنَةِ الضَّرّاءِ فَصَبَرتُم، وإنَّ الدُّنيا خَضِرَةٌ حُلوَةٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من از آزمايش در رفاه، براى شما بيشتر مى ترسم تا آزمايش در سختى. شما به آزمايش در سختى آزموده شديد و صبر كرديد؛ امّا دنيا خوش و شيرين است.
۱.مسند أبي يعلى: ج 1 ص 364 ح 776، شُعب الإيمان: ج 7 ص 280 ح 10308، مسند البزّار: ج 3 ص 367 ح 1168 وفيه «في السرّاء» بدل «في فتنة السرّاء»، حلية الأولياء: ج 1 ص 93 وكلّها عن سعد بن أبي وقّاص، كنز العمّال: ج 3 ص 257 ح 6431.

احادیث دیگر این موضوع

۸
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دنيا شيرين و خوش است. پس، هر كه در آن تقوا پيشه كند و كار شايسته انجام دهد [، رستگار مى گردد]، وگرنه همانند كسى خواهد بود كه مى خورد و سير نمى شود. پس، دورى مردم [از دنيا و سير شدن از آن،] چون دورى دو ستاره اى است كه يكى از شرق طلوع مى كند و [در همان زمان، [ديگرى غروب مى كند. مراد پيامبر صلى الله عليه و آله از «دورى دو ستاره.» ـ البتّه خدا داناتر است ـ ستاره هايى هستند كه [در بيست و هشت شب هر ماه،] منزلگاه هاى ماه اند و «انواء» نام گرفته اند، همان گونه كه خداوند فرموده است: «براى ماه، منزلگاه هايى مقدّر كرديم» (يس: آيه 39). هر يكى از آن دو ستاره، صبحگاهان غروب نمى كند، مگر اين كه ستاره ديگر در مشرق طلوع كند. اين دو، نه به همديگر مى رسند و نه به يكديگر نزديك مى شوند. چنين است اختلاف احوال اهل دنيا در برخوردارى و درآمدهايشان، كه به هم نزديك نمى شوند؛ اختلاف ميان زير سلطه و مسلّط، برخوردار و محروم، در آسايش و گرفتار، و مانند اينها.
صحيح البخارى ـ به نقل از ابو سعيد خُدرى ـ:پيامبر خدا بر منبر ايستاد و فرمود: «ترس من براى شما بعد از رفتنم، باز شدنِ درِ بركت هاى زمين به روى شماست». سپس از ناز و نعمت هاى دنيا ياد كرد و يكى پس از ديگرى، آنها را برشمرد. مردى برخاست و گفت: اى پيامبر خدا! آيا خير (مال و ثروت دنيا)، شر مى آورد؟ پيامبر صلى الله عليه و آله جوابش را نداد. گفتيم: «به او وحى مى شود» و مردم، چنان آرام گرفتند كه گويى پرنده روى سر آنان نشسته است (كوچك ترين تكانى نمى خوردند). پيامبر صلى الله عليه و آله سپس صورتش را كه خيس عرق شده بود، با دست، پاك كرد و سه بار فرمود: «كجاست آن پرسنده؟ آيا آن، خير است؟! خير، جز خير نمى آورد. علف هايى كه در بهار مى رويند، [خورنده خويش را] مى كُشند يا تا آستانه كُشته شدن مى برند، مگر آن حيوانى را كه خاشاك بخورد. چنين حيوانى مى خورد تا آن كه معده اش پر مى شود و سپس در آفتاب، دراز مى كشد و بعد، ريقى مى زند و ادرارى مى كند و دوباره مى چرد. اين مال و ثروت [دنيا [دل پذير و شيرين است و براى مسلمانى كه به اندازه حقّ خود از آن برگيرد و آن را در راه خدا و براى يتيمان و مستمندان خرج كند، نيكو رفيقى است؛ امّا كسى كه بيش از حقّش از آن برگيرد، همانند خورنده اى سيرى ناپذير است، و آن مال [كه به ناحق برداشته شده،] در روز قيامت، عليه او گواهى مى دهد».