حدیث دربارهدنيا خوش و شيرين است

عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ الدُّنيا حُلوَةٌ خَضِرَةٌ، فَمَنِ اتَّقى فيها وأصلَحَ، وإلاّ فَهُوَ كَالآكِلِ ولا يَشبَعُ، فَبُعدُ النّاسِ كَبُعدِ الكَوكَبَينِ ۱، أحَدُهُما يَطلُعُ مِنَ المَشرِقِ، وَالآخَرُ يَغيبُ بِالمَغرِبِ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دنيا شيرين و خوش است. پس، هر كه در آن تقوا پيشه كند و كار شايسته انجام دهد [، رستگار مى گردد]، وگرنه همانند كسى خواهد بود كه مى خورد و سير نمى شود. پس، دورى مردم [از دنيا و سير شدن از آن،] چون دورى دو ستاره اى است كه يكى از شرق طلوع مى كند و [در همان زمان، [ديگرى غروب مى كند. ۳
۱.أراد ـ واللّه ُ أعلم ـ الكواكب التي جَعلها اللّه تعالى منازلَ للقمر، كما قال: «وَ الْقَمَرَ قَدَّرْنَـهُ مَنَازِلَ» وهي التي تسمّى: الأنواء، فإنّ أحدهما لا يغيب في المغرب غدوةً حتّى يطلع رقيبه في المشرق غدوة، فهما لا يلتقيان ولا يتقاربان، فكذلك اختلاف أحوال أهل الدنيا في حظوظهم ومكاسبهم لا يتقارب؛ قاهرٌ ومقهورٌ، ومحرومٌ ومرزوق، ومُعافى ومبتلى، وأشباه ذلك (أمثال الحديث للرامهرمزي: ص 53).
۲.مسند أبي يعلى (طبعة دارالثقافة العربيّة): ج 13 ص 15 ح 7099 عن ميمونة، كنز العمّال: ج 3 ص 210 ح 6200 نقلاً عن الأسندة للرامهرمزي نحوه.
۳.مراد پيامبر صلى الله عليه و آله از «دورى دو ستاره.» ـ البتّه خدا داناتر است ـ ستاره هايى هستند كه [در بيست و هشت شب هر ماه،] منزلگاه هاى ماه اند و «انواء» نام گرفته اند، همان گونه كه خداوند فرموده است: «براى ماه، منزلگاه هايى مقدّر كرديم» (يس: آيه 39). هر يكى از آن دو ستاره، صبحگاهان غروب نمى كند، مگر اين كه ستاره ديگر در مشرق طلوع كند. اين دو، نه به همديگر مى رسند و نه به يكديگر نزديك مى شوند. چنين است اختلاف احوال اهل دنيا در برخوردارى و درآمدهايشان، كه به هم نزديك نمى شوند؛ اختلاف ميان زير سلطه و مسلّط، برخوردار و محروم، در آسايش و گرفتار، و مانند اينها.

احادیث دیگر این موضوع

۸
صحيح البخارى ـ به نقل از ابو سعيد خُدرى ـ:پيامبر خدا بر منبر ايستاد و فرمود: «ترس من براى شما بعد از رفتنم، باز شدنِ درِ بركت هاى زمين به روى شماست». سپس از ناز و نعمت هاى دنيا ياد كرد و يكى پس از ديگرى، آنها را برشمرد. مردى برخاست و گفت: اى پيامبر خدا! آيا خير (مال و ثروت دنيا)، شر مى آورد؟ پيامبر صلى الله عليه و آله جوابش را نداد. گفتيم: «به او وحى مى شود» و مردم، چنان آرام گرفتند كه گويى پرنده روى سر آنان نشسته است (كوچك ترين تكانى نمى خوردند). پيامبر صلى الله عليه و آله سپس صورتش را كه خيس عرق شده بود، با دست، پاك كرد و سه بار فرمود: «كجاست آن پرسنده؟ آيا آن، خير است؟! خير، جز خير نمى آورد. علف هايى كه در بهار مى رويند، [خورنده خويش را] مى كُشند يا تا آستانه كُشته شدن مى برند، مگر آن حيوانى را كه خاشاك بخورد. چنين حيوانى مى خورد تا آن كه معده اش پر مى شود و سپس در آفتاب، دراز مى كشد و بعد، ريقى مى زند و ادرارى مى كند و دوباره مى چرد. اين مال و ثروت [دنيا [دل پذير و شيرين است و براى مسلمانى كه به اندازه حقّ خود از آن برگيرد و آن را در راه خدا و براى يتيمان و مستمندان خرج كند، نيكو رفيقى است؛ امّا كسى كه بيش از حقّش از آن برگيرد، همانند خورنده اى سيرى ناپذير است، و آن مال [كه به ناحق برداشته شده،] در روز قيامت، عليه او گواهى مى دهد».