حدیث دربارهبى ارزش ترين مخلوق در نزد خدا

صحيح مُسلِم عن جابر بن عبد اللّه:إنَّ رَسولَ اللّه صلى الله عليه و آله مَرَّ بِالسّوقِ داخِلاً مِن بَعضِ العالِيَةِ ۱، وَالنّاسُ كَنَفَتهُ ۲، فَمَرَّ بِجَديٍ أسَكَّ ۳ مَيِّتٍ فَتَناوَلَهُ فَأَخَذَ بِاُذُنِهِ، ثُمَّ قالَ: أيُّكُم يُحِبُّ أنَّ هذا لَهُ بِدِرهَمٍ؟ فَقالوا: ما نُحِبُّ أنَّهُ لَنا بِشَيءٍ، وما نَصنَعُ بِهِ؟! قالَ: أتُحِبّونَ أنَّهُ لَكُم؟ قالوا: وَاللّهِ لَو كانَ حَيّا كانَ عَيبا فيهِ؛ لاِءَنَّهُ أسَكُّ، فَكَيفَ وهُوَ مَيِّتٌ؟ فَقالَ: فَوَاللّهِ لَلدُّنيا أهوَنُ عَلَى اللّهِ مِن هذا عَلَيكُم. ۴
صحيح مسلم ـ به نقل از جابر بن عبد اللّه ـ:پيامبر خدا از يكى از مناطق بالا دست مدينه به بازار در آمد و در حالى كه مردم او را در ميان گرفته بودند، بر لاشه بزغاله گوش بريده اى گذشت. آن را برداشت و گوشش را گرفت و فرمود: «كدام يك از شما دوست دارد كه اين، به يك درهم از آنِ او باشد؟». گفتند: به هيچ مقدارى دوست نداريم كه مال ما باشد. با آن، چه كنيم؟! فرمود: «دوست داريد كه [رايگان،] مال شما باشد؟». گفتند: به خدا سوگند، اگر زنده بود چون گوش بريده است، معيوب بود [و آن را نمى خواستيم]، چه رسد به اين كه مرده است! فرمود: «به خدا سوگند كه دنيا در نزد خداوند، بى ارزش تر از اين در نزد شماست».
۱.العاليَة والعَوالي: أماكن بأعلى أراضي المدينة، وأدناها من المدينة على أربعة أميال، وأبعدُها من جهة نجد ثمانِية (النهاية: ج 3 ص 295 «علا»).
۲.الكَنَف: الجانب. واكتَنَفهُ القوم: كانوا مِنه يَمْنَةً ويَسْرَة (المصباح المنير: ص 542 «كنف»).
۳.الأسكّ: أي مصطلم الاُذنين مقطوعهما (النهاية: ج 2 ص 384 «سكك»).
۴.صحيح مسلم: ج 4 ص 2272 ح 2، الأدب المفرد: ص 285 ح 962، مسند ابن حنبل: ج 5 ص 151 ح 14935، السنن الكبرى: ج 1 ص 218 ح 660 كلّها نحوه، كنز العمّال: ج 3 ص 212 ح 6206؛ الزهد للحسين بن سعيد: ص 49 ح 131 عن الإمام الباقر عليه السلام عن جابر نحوه.

احادیث دیگر این موضوع

۱