حدیث دربارهترجيح دنيا بر آخرت

عنه عليه السلام ـ مِن خُطبَةٍ لَهُ في ذَمِّ الدُّنيا ـ:أ لَستُم في مَساكِنِ مَن كانَ قَبلَكُم أطوَلَ أعمارا، وأبقى آثارا، وأبعَدَ آمالاً، وأعَدَّ عَديدا، وأكثَفَ جُنودا! تَعَبَّدوا لِلدُّنيا أيَّ تَعَبُّدٍ، وآثَروها أيَّ إيثارٍ، ثُمَّ ظَعَنوا ۱ عَنها بِغَيرِ زادٍ مُبَلِّغٍ ولا ظَهرٍ قاطِعٍ. فَهَل بَلَغَكُم أنَّ الدُّنيا سَخَت لَهُم نَفسا بِفِديَةٍ، أو أعانَتهُم بِمَعونَةٍ، أو أحسَنَت لَهُم صُحبَةً؟! بَل أرهَقَتهُم بِالقَوادِحِ ۲، وأوهَقَتهُم ۳ بِالقَوارِعِ ۴، وضَعضَعَتهُم بِالنَّوائِبِ، وعَفَّرَتهُم ۵ لِلمَناخِرِ، ووَطِئَتهُم بِالمَناسِمِ ۶، وأعانَت عَلَيهِم رَيبَ المَنونِ. فَقَد رَأَيتُم تَنَكُّرَها لِمَن دانَ لَها، وآثَرَها وأخلَدَ إلَيها، حينَ ظَعَنوا عَنها لِفِراقِ الأَبَدِ، وهَل زَوَّدَتهُم إلاَّ السَّغَبَ ۷، أو أحَلَّتهُم إلاَّ الضَّنكَ، أو نَوَّرَت لَهُم إلاَّ الظُّلمَةَ، أو أعقَبَتهُم إلاَّ النَّدامَةَ! أ فَهذِهِ تُؤثِرونَ، أم إلَيها تَطمَئِنّونَ، أم عَلَيها تَحرِصونَ؟ فَبِئسَتِ الدّارُ لِمَن لَم يَتَّهِمها، ولَم يَكُن فيها عَلى وَجَلٍ مِنها! ۸
امام على عليه السلام ـ بخشى از خطبه ايشان در نكوهش دنيا ـ:آيا شما در خانه هاى همان كسانى نيستيد كه پيش از شما بودند و از شما عمرى درازتر داشتند و آثارى ماندگارتر و آرزوهايى دورتر و نيروهايى آماده تر و لشكريانى انبوه تر؟! دنيا را بندگى كردند، چه بندگى اى! و آن را برگزيدند، چه برگزيدنى! امّا سرانجام، بى هيچ توشه اى رساننده [به سرمنزل مقصود [و مَركبى راهوار [طاعات و عبادات] از آن كوچيدند. آيا هرگز شنيده ايد كه دنيا جانى فداى آنها كرده باشد، يا كمكى در اختيارشان نهاده باشد، يا با آنان خوش مصاحبتى كرده باشد؟! نه؛ بلكه چونان خوره ۹ به جانشان افتاد و آنان را به كمند بلاها افكند و با مصيبت ها از پا درآوردشان و بينى هايشان را به خاك ماليد و لگدكوبشان كرد و پيشامدهاى بد روزگار را عليه شان يارى رساند. شما خود ديده ايد كه دنيا به هركس، سر در فرمانش نهاد و آن را [بر آخرت [برگزيد و بدان گراييد، ناآشنايى و بى اعتنايى نمود، آن گاه كه براى هميشه از دنيا كوچيدند. آيا دنيا، جز گرسنگى توشه اى در اختيارشان نهاد، يا جز تنگى [معيشت [بر آنها چيزى روا داشت، يا جز تاريكى، نورى به آنها داد، يا جز پشيمانى برايشان بر جاى گذاشت؟! پس، آيا چنين دنيايى را بر مى گزينيد، يا به آن اطمينان مى كنيد، يا بر آن حرص مى زنيد؟ بدسرايى است [دنيا] براى كسى كه به آن بدگمان نباشد و از آن، در بيم و هراس به سر نبرد!
۱.ظَعَنَ: اِرتَحَل (المصباح المنير: ص 385 «ظعن»).
۲.القَدْحُ والقادِحُ: اُكالٌ يقع في الشجر والأسنان (القاموس المحيط: ج 1 ص 242 «قدح»). وفي شرح نهج البلاغة: «الفوادِح».
۳.الوَهَقُ: حبل يلقى في عنق الشخص يؤخذ به ويوثق، وأصله للدواب (المصباح المنير: ص 674 «وهق»).
۴.القارِعة: من شدائد الدهر؛ وهي الداهية. ويقال: قَرَعتهم قَوارع الدهر؛ أي أصابتهم (لسان العرب: ج 8 ص 265 «قرع»).
۵.العَفَرُ: التراب، وعَفَّره: أي مرّغَهُ (الصحاح: ج 2 ص 751 «عفر»).
۶.المَنَاسِمُ: جمع منسم وهو طرف خُفّ البعير (تاج العروس: ج 17 ص 685 «نسم»).
۷.سَغِبَ: جاع، وقيل: لا يكون السَّغَب إلاّ الجوع مع التعب (المصباح المنير: ص 278 «سغب»).
۸.نهج البلاغة: الخطبة 111، بحار الأنوار: ج 73 ص 115 ح 109 نقلاً عن عيون الحكم والمواعظ؛ مطالب السؤول: ص 50 كلاهما نحوه.
۹.خوره، بيمارى است كه آن را آكله و جذام گويند و لب و بينى را مى خورد (لغت نامه دهخدا).

احادیث دیگر این موضوع

۸