حدیث دربارهمَثَل مسافر

عنه عليه السلام:عِبادَ اللّهِ، اللّهَ اللّهَ في أعَزِّ الأَنفُسِ عَلَيكُم، وأحَبِّها إلَيكُم، فَإِنَّ اللّهَ قَد أوضَحَ لَكُم سَبيلَ الحَقِّ وأنارَ طُرُقَهُ، فَشَقوَةٌ لازِمَةٌ، أو سَعادَةٌ دائِمَةٌ؛ فَتَزَوَّدوا في أيّامِ الفَناءِ لاِءَيّامِ البَقاءِ، قد دُلِلتُم عَلَى الزّادِ، واُمِرتُم بِالظَّعنِ، وحُثِثتُم عَلَى المَسيرِ، فَإِنَّما أنتُم كَرَكبٍ وُقوفٍ، لا يَدرونَ مَتى يُؤمَرونَ بِالسَّيرِ. ألا فَما يَصنَعُ بِالدُّنيا مَن خُلِقَ لِلآخِرَةِ؟! ۱
امام على عليه السلام:اى بندگان خدا! خداى را در نظر آوريد و به آن كه در نزد شما عزيزترين و محبوب ترين است (يعنى خودتان) بينديشيد، كه خداوند، مسير حق را براى شما آشكار نموده و راه هايش را روشن ساخته است. پس [در نهايت [يا شوربختى ماندگار است يا نيك بختى پايدار. بنا بر اين، در روزهاى رفتنى، براى روزهاى ماندگارى [خود] توشه برگيريد. توشه به شما نشان داده شده و به كوچيدن فرمانتان داده اند و به رفتن، ترغيب شده ايد. شما به سان كاروانى هستيد كه توقّف كرده و نمى دانند كه چه وقت فرمان حركت داده مى شوند. هان! با دنيا چه كند آن كه براى آخرت آفريده شده است؟!
۱.نهج البلاغة: الخطبة 157، بحار الأنوار: ج 77 ص 431 ح 46.

احادیث دیگر این موضوع

۸
امام على عليه السلام:اى مردم! دنيا، نه سراى شهادت و نه ماندنگاهتان است؛ بلكه شما در آن به سان كاروانى هستيد كه اواخر شب در جايى اتراق مى كنند و مى آسايند، و صبحگاهان بر مى نشينند و مى كوچند، زود در مى آيند و زود مى روند، از رفتن گزيرى نمى يابند و به آنچه بر جاى نهاده اند، بازگشتى ندارند. آنان را به شتاب وا داشتند و شتافتند، و به دنيا ميل كردند و خود را آماده نساختند، تا آن كه حلقومشان گرفته شد و به سراى مردمانى در آمدند كه قلم هايشان خشكيد مراد، اين است كه: به خاطر دور بودن روزگار آنها و نابود شدن آثارشان، قلم مردمان، از اين كه آثار آنان را ثبت كند، خشكيد به خاطر دورى دوران آنها و نابودى آثارشان (بحار الأنوار: ج 74 ص 248). احتمال هم دارد كه مراد، قلم فرشتگان باشد. در اين صورت، كنايه از قطع شدن علم فرشتگان نسبت به آنهاست. احتمال هم دارد كنايه از چيزى باشد كه در لوح و قلم، تقدير شده است. گويا براساس آن، فرشتگان از نگارش آنچه مربوط به آنهاست، فارق شده اند و ديگر به حساب آورده نمى شوند (شرح اصول الكافي ملاّ صالح مازندرانى ج12، ص209). و از بيشتر آنان، نام و نشانى نماند. در دنيا، اندك ماندند و زود، رهسپار آخرت شدند و شما در خانه هاى آنان، مقيم شديد و در پىِ آنان مى كوچيد و مَركب ها، بى هيچ خستگى و سستى، شما را مى برند. روزتان، جسم هاى شما را مى فرسايد و شبتان، جان هاى شما را مى بَرَد و شما، حكايتگر حالِ آن رفتگان مى شويد و به راه آنان مى رويد. پس، زنهار كه زندگى دنيا شما را نفريبد؛ چه، شما در دنيا مسافرانى هستيد فرود آمده [در اين منزلگاه]، و مرگ در ميان شما فرود آمده و با تيرهاى نابودى آماجتان قرار داده و مَركب هاى آن، خبرهاى شما را به سوى سراى پاداش و كيفر و سزا و حساب مى بَرَد.
امام على عليه السلام ـ در سفارش به فرزندش حسن عليه السلام ـ:فرزندم! من، تو را از دنيا و حال و روز آن، و از كف رفتن و دست به دست شدنش آگاه ساختم، و از آخرت و آنچه براى اهل آخرت در آن جا آماده شده است، تو را آگاه ساختم، و درباره آن، برايت نمونه هايى آوردم تا از آنها درس بياموزى و راه درست بپويى. همانا حكايت آن كه حقيقت دنيا را شناخت، [مردم دنيا در نظرش [حكايت گروه مسافرانى است كه فرود آمدن در منزلگاهى خشك و بى آب و علف را خوش ندارند و آهنگ منزلگاهى سرسبز و ناحيه اى خرّم كنند. پس دشوارى راه و فراق يار و سختى سفر و ناگوارى خوراك را تحمّل كنند تا به سراى دلباز و منزلگاه آسوده خود در آيند. چنين مسافرانى از هيچ يك از اين سختى ها درد و رنجى احساس نمى كنند و از خرج كردن در اين باره، زيان نمى بينند و هيچ چيز برايشان دوست داشتنى تر از آن چيزى نيست كه آنان را به سرمنزل مقصود و بارافكنشان نزديك مى گردانَد. و حكايت كسى كه فريفته دنيا شود، حكايت گروهى است كه در منزلگاهى سرسبز و خرّم، فرود آمده باشند و از آن جا به منزلگاهى خشك بكوچند. براى چنين گروهى، چيزى ناخوشايندتر و وحشتناك تر از آن نيست كه از آن جايى كه بوده اند، جدا شوند و به آن جايى كه مى كوچ اند و رهسپار آن اند، بروند.