حدیث دربارهنهى از بزرگداشت دنيادار

نهج البلاغة:قالَ [عَلِيٌّ] عليه السلام وقَد لَقِيَهُ عِندَ مَسيرِهِ إلَى الشّام دَهاقينُ ۱ الأَنبار فَتَرَجَّلوا لَهُ وَاشتَدّوا ۲ بَينَ يَدَيهِ، فَقالَ: ما هذَا الَّذي صَنَعتُموهُ؟! فَقالوا: خُلُقٌ مِنّا نُعَظِّمُ بِهِ اُمَراءَنا. فَقالَ: وَاللّهِ ما يَنتَفِعُ بِهذا اُمَراؤُكُم، إنَّكُم لَتَشُقّونَ عَلى أنفُسِكُم في دُنياكُم، وتَشقَونَ بِهِ في آخِرَتِكُم. وما أخسَرَ المَشَقَّةَ وَراءَهَا العِقابُ، وأربَحَ الدَّعَةَ مَعَهَا الأَمانُ مِنَ النّارِ. ۳
نهج البلاغة:در مسير امام على عليه السلام به شام، بزرگان انبار، به ديدارش رفتند و از مركب هاى خويش پياده شده، پيشاپيش او دوان دوان حركت كردند. فرمود: «اين چه كارى است كه مى كنيد؟!». گفتند: رسمى است كه با آن، فرمان روايان خود را احترام مى نهيم. فرمود: «به خدا سوگند كه فرمان روايانِ شما از اين كار، سودى نمى برند و شما نيز با آن، در دنيايتان، خود را به زحمت مى افكنيد و در آخرتتان به رنج مى افتيد، و چه زيانبار است زحمتى كه در پى آن، عذاب باشد، و چه پر سود است آسايشى كه با ايمنى از آتش [دوزخ] همراه باشد!».
۱.الدِّهْقان: التاجِر، وزعيم فلاّحي العجم، ورئيس الإقليم، مُعرَّب، جمعه دَهاقِنَةٌ ودَهاقينُ (القاموس المحيط: ج 4 ص 224 «دهقن»).
۲.الشَّدُّ: العَدْوُ؛ اشتَدَّ: أي عَدا (الصحاح: ج 2 ص 493 «شدد»).
۳.نهج البلاغة: الحكمة 37.

احادیث دیگر این موضوع

۵