حدیث دربارهشناخت دنيا
أعلام الدين عن أنس:قالوا: يا رَسولَ اللّه، مَن أولِياءُ اللّهِ الَّذينَ لا خَوفٌ عَلَيهِم ولا هُم يَحزَنونَ؟ فَقالَ: الَّذينَ نَظَروا إلى باطِنِ الدُّنيا حينَ نَظَرَ النّاسُ إلى ظاهِرِها، فَاهتَمّوا بِآجِلِها حينَ اهتَمَّ النّاسُ بِعاجِلِها، فَأَماتوا مِنها ما خَشوا أن يُميتَهُم، وتَرَكوا مِنها ما عَلِموا أن سَيَترُكَهُم، فَما عَرَضَ لَهُم مِنها عارِضٌ إلاّ رَفَضوهُ، ولا خادَعَهُم مِن رِفعَتِها خادِعٌ إلاّ وَضَعوهُ.
خُلِقَتِ الدُّنيا عِندَهُم فَما يُجَدِّدونَها، وخَرِبَت بَينَهُم فَما يَعمُرونَها، وماتَت في صُدورِهِم فَما يُحيونَها، بَل يَهدِمونَها فَيَبنونَ بِها آخِرَتَهُم، ويَبيعونَها فَيَشتَرونَ بِها ما يَبقى لَهُم.
نَظَروا إلى أهلِها صَرعى قَد حَلَّت بِهِمُ المَثُلاتُ، فَما يَرَونَ أمانا دونَ ما يَرجونَ، ولا خَوفا دونَ ما يَجِدونَ. ۱
أعلام الدين ـ به نقل از اَنَس ـ:گفتند: اى پيامبر خدا! آن اولياى خدا كه هيچ بيم و اندوهى به آنان راه ندارد، ۲ چه كسانى هستند؟
فرمود: «كسانى كه وقتى مردمْ ظاهر دنيا را ديدند، آنها باطنش را ديدند. از اين رو، وقتى مردم به اكنونِ دنيا اهتمام ورزيدند، آنها به آينده اش اهتمام نمودند. پس، از دنيا آنچه را كه ترسيدند آنان را بميراند، ميراندند، و آنچه را كه دانستند به زودى تركشان خواهد كرد، ترك گفتند. در نتيجه، هيچ چيزِ دنيا خود را به آنان عرضه نكرد، مگر اين كه دست رد به سينه آن زدند، و هيچ رفعتى از دنيا در صدد فريب آنان بر نيامد، مگر اين كه آن را پَست شمردند.
دنيا در نزد آنان كهنه شده است و آن را نو نمى كنند، و در ميانشان خراب گشته است و آبادش نمى كنند، و در سينه هايشان مرده است و زنده اش نمى كنند؛ بلكه ويرانش مى كنند و با آن، آخرتشان را مى سازند، و آن را مى فروشند و با آن، چيزى مى خرند كه برايشان مى ماند.
اهل دنيا را ديدند كه بر خاك در افتاده اند و انواع كيفرها [ى الهى] را چشيده اند. از اين رو، امنيّت را جز در آنچه اميد بدان دارند (بهشت)، و ترس را جز در آنچه مى يابند (دوزخ)، نمى بينند».
۱.أعلام الدين: ص 338، الأمالي للمفيد: ص 86 ح 2 عن ابن عبّاس عن الإمام عليّ عليه السلام نحوه، بحار الأنوار: ج 77، ص 181 ح 10؛ الزهد لابن حنبل: ص 78، حلية الأولياء: ج 1 ص 10، الأولياء لابن أبي الدنيا: ص 40، ح 18، تاريخ دمشق: ج 47، ص 466 كلّها عن وهب بن مُنبّه عن عيسى عليه السلام نحوه.
۲.اشاره است به آيه 62 از سوره يونس.