ابو ذر
4 حدیث
المُستدرَك على الصَّحيحَين عن أبي سفيان عن أشياخه:دَخَلَ سَعد عَلى سَلمان يَعودُهُ فَبَكى، فَقالَ لَهُ سَعدٌ: ما يُبكيكَ يا أبا عَبدِ اللّه، تُوُفِّيَ رَسولُ اللّه صلى الله عليه و آله وهُوَ عَنكَ راضٍ، وتَرِدُ عَلَيهِ الحَوضَ وتَلقى أصحابَكَ؟!
فَقالَ سَلمان: أما إنّي لا أبكي جَزَعا مِنَ المَوتِ، ولا حِرصا عَلَى الدُّنيا، ولكِنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَهِدَ إلَينا عَهدا حَيّا ومَيِّتا، قالَ: «لِتَكُن بُلغَةُ أحَدِكُم مِنَ الدُّنيا مِثلَ زادِ الرّاكِبِ» وحَولي هذِهِ الأَساوِدُ.
قالَ: فَإِنَّما حَولَهُ إجّانَةٌ وجَفنَةٌ ومِطهَرَةٌ! ۱
المستدرك على الصحيحين ـ به نقل از ابو سفيان، از اساتيدش ـ:سعد به عيادت سلمان رفت. سلمان گريست.
سعد گفت: چرا گريه مى كنى، اى ابو عبد اللّه؟ پيامبر خدا كه از دنيا رفت، از تو راضى بود، و تو در كنار حوض [كوثر] بر او وارد خواهى شد و دوستانت را ملاقات خواهى كرد.
سلمان گفت: «من نه از ترس مرگ، گريه مى كنم و نه به خاطر علاقه مندى به دنيا؛ بلكه پيامبر خدا براى زمان حياتش و پس از مرگش به ما سفارش كرد و فرمود: بايد توشه هر يك از شما به مانند توشه مسافر باشد در حالى كه پيرامون من، اين همه افعى است». در پيرامون او، فقط يك تشت و يك قابلمه و يك آفتابه بود!
۱.المستدرك على الصحيحين: ج 4 ص 353 ح 7891، شُعب الإيمان: ج 7 ص 305 ح 10395، حلية الأولياء: ج 1 ص 195 عن جابر نحوه، تنبيه الغافلين: ص 244 ح 318، كنز العمّال: ج 3 ص 721 ح 8573؛ تنبيه الخواطر: ج 2 ص 215 نحوه، روضة الواعظين: ص 538، بحار الأنوار: ج 22 ص 381 ح 14.
الاحتجاج عن سلمان ـ في جَوابِ كِتابٍ كَتَبَهُ إلَيهِ عُمَر ـ:وأمّا ما ذَكَرتَ أنّي أقبَلتُ عَلى سَفِّ ۱ الخوصِ وأكلِ الشَّعيرِ، فَما هُما مِمّا يُعَيَّرُ بِهِ مُؤمِنٌ ويُؤَنَّبُ عَلَيهِ!
وَايمُ اللّهِ يا عُمَرُ، لاَءَكلُ الشَّعيرِ وسَفُّ الخوصِ وَالاِستِغناءُ بِهِما عَن رَفيعِ المَطعَمِ وَالمَشرَبِ، وعَن غَصبِ مُؤمِنٍ حَقَّهُ وَادِّعاءِ ما لَيسَ لَهُ بِحَقٍّ، أفضَلُ وأحَبُّ إلَى اللّهِ وأقرَبُ لِلتَّقوى، ولَقَد رَأَيتُ رَسولَ اللّه صلى الله عليه و آله إذا أصابَ الشَّعيرَ أكَلَهُ وفَرِحَ بِهِ ولَم يَسخَطهُ. ۲
الاحتجاج ـ به نقل از سلمان، در پاسخ نامه اى كه عمر به او نوشت ـ:امّا اين كه نوشته اى كه من به بافتن حصير و خوردن نان جو روى آورده ام: اينها چيزى نيست كه به سبب آن، مؤمن سرزنش و توبيخ شود!
اى عمر! به خدا سوگند كه خوردن نان جو و بافتن حصير و بى نياز شدن از خوردنى ها و نوشيدنى هاى رنگارنگ و [بى نياز شدن] از غصب حقّ مؤمن و مطالبه چيزى كه حق نيست، در نزد خداوند، برتر و محبوب تر است و به پرهيزگارى نزديك تر. من خود ديدم كه پيامبر خدا، هر گاه نان جوينى به دست مى آورد، با خوش حالى آن را مى خورد و اظهار ناخرسندى نمى كرد.
الإمام الكاظم عليه السلام:قالَ أبو ذَرٍّ رحمه الله: جَزَى اللّهُ الدُّنيا عَنّي مَذَمَّةً بَعدَ رَغيفَينِ مِنَ الشَّعيرِ؛ أتَغَدّى بِأَحَدِهِما وأتَعَشّى بِالآخَرِ، وبَعدَ شَملَتَيِ الصّوفِ؛ أتَّزِرُ
بِإِحداهُما وأتَرَدّى بِالاُخرى. ۱
امام كاظم عليه السلام:ابو ذر ـ كه رحمت خدا بر او باد ـ گفت: از سوى من، پس از آن دو قرص نان جوين ـ كه يكى را چاشت مى خورم و ديگرى را شام ـ و
پس از آن دو جامه پشمين ـ كه يكى را شلوار خويش مى سازم و ديگرى را رداى خويش ـ، نكوهش خدا بر دنيا باد!.
۱.الكافي: ج 2 ص 134 ح 17، الأمالي للطوسي: ص 702 ح 1502، رجال الكشّي: ج 1 ص 120 الرقم 54 نحوه وكلّها عن موسى بن بكر، بحار الأنوار: ج 22 ص 401 ح 10.
الزهد عن أبي بكر بن المُنكَدِر:بَعَثَ حَبيبُ بنُ أبي سَلَمَة إلى أبي ذَر ـ وهُوَ أميرُ الشّام ـ بِثَلاثِمِئَةِ دينارٍ، قالَ: اِستَعِن بِها عَلى حاجَتِكَ. فَقالَ أبو ذَرٍّ رحمه الله [لِلرَّسولِ]: اِرجِع بِها إلَيهِ، أما وَجَدَ أحَدا أغَرَّ بِاللّهِ مِنّا؟ ما لَنا إلاّ ظِلٌّ نَتَوارى بِهِ، وثُلَّةٌ مِن غَنَمٍ تَروحُ عَلَينا، ومَولاةٌ لَنا تَصَدَّقَت عَلَينا بِخِدمَتِها، ثُمَّ أنَا أتَخَوَّفُ الفَضلَ. ۱
الزهد ـ به نقل از ابو بكر بن مُنكدِر ـ:حبيب بن ابى سَلَمه، امير شام، سيصد دينار براى ابو ذر فرستاد و گفت: از اينها براى رفع نيازهايت استفاده كن.
ابو ذر ـ كه رحمت خدا بر او باد ـ [به فرستاده] گفت: «آنها را به خودش برگردان. آيا كسى را از ما گستاخ تر به خدا نيافت؟ ما را همين سرپناهى كه داريم، و همين چند گوسفندى كه شب به نزد ما هستند، و بانويى كه با خدمت گزارى خود، بر ما منّت مى نهد، بس است و از بيشتر از اينها مى ترسم».
۱.الزهد لابن حنبل: ص 183، حلية الأولياء: ج 1 ص 161.