حدیث دربارهابو ذر
الاحتجاج عن سلمان ـ في جَوابِ كِتابٍ كَتَبَهُ إلَيهِ عُمَر ـ:وأمّا ما ذَكَرتَ أنّي أقبَلتُ عَلى سَفِّ ۱ الخوصِ وأكلِ الشَّعيرِ، فَما هُما مِمّا يُعَيَّرُ بِهِ مُؤمِنٌ ويُؤَنَّبُ عَلَيهِ!
وَايمُ اللّهِ يا عُمَرُ، لاَءَكلُ الشَّعيرِ وسَفُّ الخوصِ وَالاِستِغناءُ بِهِما عَن رَفيعِ المَطعَمِ وَالمَشرَبِ، وعَن غَصبِ مُؤمِنٍ حَقَّهُ وَادِّعاءِ ما لَيسَ لَهُ بِحَقٍّ، أفضَلُ وأحَبُّ إلَى اللّهِ وأقرَبُ لِلتَّقوى، ولَقَد رَأَيتُ رَسولَ اللّه صلى الله عليه و آله إذا أصابَ الشَّعيرَ أكَلَهُ وفَرِحَ بِهِ ولَم يَسخَطهُ. ۲
الاحتجاج ـ به نقل از سلمان، در پاسخ نامه اى كه عمر به او نوشت ـ:امّا اين كه نوشته اى كه من به بافتن حصير و خوردن نان جو روى آورده ام: اينها چيزى نيست كه به سبب آن، مؤمن سرزنش و توبيخ شود!
اى عمر! به خدا سوگند كه خوردن نان جو و بافتن حصير و بى نياز شدن از خوردنى ها و نوشيدنى هاى رنگارنگ و [بى نياز شدن] از غصب حقّ مؤمن و مطالبه چيزى كه حق نيست، در نزد خداوند، برتر و محبوب تر است و به پرهيزگارى نزديك تر. من خود ديدم كه پيامبر خدا، هر گاه نان جوينى به دست مى آورد، با خوش حالى آن را مى خورد و اظهار ناخرسندى نمى كرد.