مَثَل بندگان دنيا

2 حدیث
الإمام الباقر عليه السلام:إنَّ اللّهَ ثَقَّلَ الخَيرَ عَلى أهلِ الدُّنيا كَثِقلِهِ في مَوازينِهِم يَومَ القِيامَةِ، وإنَّ اللّهَ خَفَّفَ الشَّرَّ عَلى أهلِ الدُّنيا كَخِفَّتِهِ في مَوازينِهِم يَومَ القِيامَةِ. ۱
امام باقر عليه السلام:خداوند، خوبى را بر اهل دنيا سنگين ساخت، همچنان كه روز قيامت در ترازوهايشان سنگين است، و خداوند بدى را بر اهل دنيا سبك ساخت، همچنان كه روز قيامت در ترازوهايشان سبك است.
۱.الكافي: ج 2 ص 143 ح 10، الخصال: ص 17 ح 61 كلاهما عن محمّد بن مسلم، بحار الأنوار: ج 71 ص 225 ح 39.
الإمام عليّ عليه السلام ـ فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ ـ:يا عَبيدَ الدُّنيا، كَيفَ تُخالِفُ فُروعُكُم أصولَكُم، وعُقولُكُم أهواءَكُم، قَولُكُم شِفاءٌ يُبرِئُ الدّاءَ، وعَمَلُكُم داءٌ لا يَقبَلُ الدَّواءَ؛ ولَستُم كَالكَرمَةِ ۱ الَّتي حَسُنَ وَرَقُها، وطابَ ثَمَرُها، وسَهُلَ مُرتَقاها؛ ولكِنَّكُم كَالشَّجَرَةِ الَّتي قَلَّ وَرَقُها، وكَثُرَ شَوكُها، وخَبُثَ ثَمَرُها، وصَعُبَ مُرتَقاها. جَعَلتُمُ العِلمَ تَحتَ أقدامِكُم، وَالدُّنيا فَوقَ رُؤوسِكُم؛ فَالعِلمُ عِندَكُم مُذالٌ مُمتَهَنٌ ۲، وَالدُّنيا لا يُستَطاعُ تَناوُلُها؛ فَقَد مَنَعتُم كُلَّ أحَدٍ مِنَ الوُصولِ إلَيها، فَلا أحرارٌ كِرامٌ أنتُم، ولا عَبيدٌ أتقِياءُ. وَيحَكُم يا اُجَراءَ السَّوءِ! أمَّا الأَجرُ فَتَأخُذونَ، وأمَّا

امام على عليه السلام ـ در سخنان كوتاه منسوب به ايشان ـ:اى بندگان دنيا! چرا شاخه هايتان با ريشه هايتان، و خِرَدهايتان با هوس هايتان ناسازگار است؟ گفتارتان، دارويى است كه درد را شفا مى بخشد؛ ولى كردارتان، دردى است كه درمان نمى پذيرد. شما نه چون تاكيد كه برگ هايش نيكو و ميوه اش خوش و بالا رفتن از آن، آسان است؛ بلكه چون درختى هستيد كه كم برگ و پر خار است و ميوه اش غير قابل خوردن، و بالا رفتن از آن، دشوار است. شما دانش (معرفت) را زير پاهايتان نهاديد، و دنيا را بالاى سرهايتان. از اين رو، دانش در نزد شما خوار و بى مقدار است. و [با شما] به دنيا هم نمى توان رسيد، كه شما هر كسى را از رسيدن به آن، مانع مى شويد. پس، شما نه آزادگانى آقامنشيد و نه بردگانى پرهيزگار. بدا به حالتان، اى مزدوران بد! مزد

۱.الكَرْم: العِنَب (القاموس المحيط: ج 4 ص 170 «كرم»).
۲.امتَهَنتُ الشيءَ: ابتذَلته. ورَجلٌ مَهين: أي حقير (الصحاح: ج6 ص2209 «مهن»).
۳.شرح نهج البلاغة: ج 20 ص 324 ح 719.