سازگارى جان ها
19 حدیث
رسول اللّه صلىاللهعليهوآله: الأَرواحُ جُنودٌ مُجَنَّدَةٌ، فَما تَعارَفَ مِنهَا ائتَلَفَ، وما تَناكَرَ مِنهَا اختَلَفَ. ۱
رسول خدا صلىاللهعليهوآله: جانها (روحها)،]همچون] سپاهيانى فراهم آمده هستند كه هر كدام كه يكديگر را شناختند، با يكديگر الفت مىگيرند و هر يك كه ديگرى را نشناختند، با يكديگر اختلاف خواهند يافت.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: 4/380/5818، الاعتقادات: 48، جامع الأخبار: 488/1359، عوالي اللآلي: 1/288/142، مصباح الشريعة: 330 عن الإمام عليّ عليهالسلام، علل الشرايع: 84 / 1 عن الإمام الصادق عليهالسلاموليس فيه «الأرواح جنود مجنّدة»، بحار الأنوار: 77/ 165/2؛ صحيح البخاري: 3/1213/3158 عن عائشة، صحيح مسلم: 4/2031/2638، سننأبيداود: 4/260/4834، مسندابنحنبل: 3/151/7940 وص621/10826 كلّها عنأبيهريرة، المستدرك على الصحيحين: 4/467/8296، تاريخ دمشق: 11 / 458 / 2869 كلاهما عن سلمان الفارسيّ، المعجم الكبير: 10 / 230 / 10557 عن عبداللّه بن مسعود، كنز العمّال: 9 / 22 / 24739.
الإمام عليّ عليهالسلام: النُّفوسُ أشكالٌ، فَما تَشاكَلَ مِنهَا اتَّفَقَ، وَالنّاسُ إلى أشكالِهِم أميَلُ. ۱
امام على عليهالسلام: جانها را شكلهايى است. پس آنان كه همشكل يكديگرند، با هم موافقت خواهند كرد و مردم، به همشكلان خود، گرايش بيشترى دارند.
۱.كنز الفوائد: 2 / 32، بحار الأنوار: 78 / 92 / 100.
عنه عليهالسلام: إنَّ النُّفوسَ إذا تَناسَبَتِ ايتَلَفَت. ۱
امام على عليهالسلام: جانها چون با يكديگر سازگار باشند، الفت خواهند گرفت.
۱.غرر الحكم: 3393.
عنه عليهالسلام: إنَّ طِباعَكَ تَدعوكَ إلى ما ألِفتَهُ. ۱
امام على عليهالسلام: خصلتهايت، تو را بدانچه با آن الفت گرفتهاى، فرا مىخوانَد.
۱.غرر الحكم: 3420.
عنه عليهالسلام: المَوَدَّةُ تَعاطُفُ القُلوبِ فِي ايتِلافِ الأَرواحِ. ۱
امام على عليهالسلام: دوستى، ميل دلها به يكديگر است، به سبب الفت يافتن جانها.
۱.غرر الحكم: 2057.
عنه عليهالسلام: كُلُّ امرِىًءيَميلُ إلى مِثلِهِ. ۱
امام على عليهالسلام: هر كس، به همانند خودش گرايش دارد.
۱.غرر الحكم: 6865.
عنه عليهالسلام: كُلُّ شَيءٍ يَميلُ إلى جِنسِهِ. ۱
امام على عليهالسلام: هر چيز به همجنس خود گرايش دارد.
۱.غرر الحكم: 6863.
عنه عليهالسلام: كُلُّ طَيرٍ يَأوي إلى شَكلِهِ. ۱
امام على عليهالسلام: هر پرندهاى، كنار همانند خود فرود مىآيد.
۱.غرر الحكم: 6866.
عنه عليهالسلام: العاقِلُ يَألَفُ مِثلَهُ. ۱
امام على عليهالسلام: عاقل، با همانند خود الفت مىگيرد.
۱.غرر الحكم: 326.
عنه عليهالسلام: اللَّئيمُ لا يَتَّبِعُ إلاّ شَكلَهُ، ولا يَميلُ إلاّ إلى مِثلِهِ. ۱
امام على عليهالسلام: آدم پست، تنها از همانند خود پيروى مىكند و تنها به همانند خودش مىگرايد.
۱.غرر الحكم: 1920.
عنه عليهالسلام: لا يُوادُّ الأَشرارَ إلاّ أشباهُهُم. ۱
امام على عليهالسلام: بدكاران، جز با همانندان خود، دوستى نمىكنند.
۱.غرر الحكم: 10602.
عنه عليهالسلام: إزالَةُ الرَّواسي أسهَلُ مِن تَأليفِ القُلوبِ المُتَنافِرَةِ. ۱
امام على عليهالسلام: از جا كندن كوههاى استوار، آسانتر از الفت دادن دلهاى رميده از يكديگر است.
۱.مطالب السؤول: 56؛ نثر الدرّ: 1 / 322 وليس فيه «المتنافرة»، بحار الأنوار: 78 / 11 / 70.
عنه عليهالسلام ـ في وَصِيَّتِهِ لِبَنيهِ ـ : يا بَنِيَّ، إنَّ القُلوبَ جُنودٌ مُجَنَّدَةٌ، تَتَلاحَظُ بِالمَوَدَّةِ وتَتَناجى بِها، وكَذلِكَ هِيَ فِي البُغضِ؛ فَإِذا أحبَبتُمُ الرَّجُلَ مِن غَيرِ سَبقٍ مِنهُ إلَيكُم فَارجوهُ، وإذا أبغَضتُمُ الرَّجُلَ مِن غَيرِ سوءٍ سَبَقَ مِنهُ إلَيكُم فَاحذَروهُ. ۱
امام على عليهالسلام ـ در وصيّت خود به فرزندانش ـ : فرزندانم! دلها سپاهيانى فراهمآمده هستند كه با دوستىبه يكديگر مىنگرند و بدينگونه با يكديگر رازگويى مىكنند. در باب دشمنى نيز چنين است. پس اگر كسى را بى آن كه خود به سوىشما پيشدستى كرده باشد، دوست داشتيد، بدو اميدوار باشيد و هرگاه كسى را بى آن كه بدىاى از او به شما رسيده باشد، دشمن داشتيد، از او بپرهيزيد.
۱.الأمالي للطوسي: 595 / 1232 عن جابر بن يزيد عن الإمام الباقر عليهالسلام، بحار الأنوار: 74 / 163 / 26.
الاختصاص عن الأصبغ بن نباتة: كُنتُ مَعَ أميرِ المُؤمِنينَ عليهالسلام فَأَتاهُ رَجُلٌ فَسَلَّمَ عَلَيهِ، ثُمَّ قالَ: يا أميرَ المُؤمِنينَ، إنّي وَاللّهِ لاَُحِبُّكَ فِي اللّهِ، واُحِبُّكَ فِي السِّرِّ كَما اُحِبُّكَ فِي العَلانِيَةِ، وأدينُ اللّهَ بِوِلايَتِكَ فِي السِّرِّ كَما أدينُ بِها فِي العَلانِيَةِ.
وبِيَدِ أميرِ المُؤمِنينَ عودٌ، طَأطَأَ رَأسَهُ، ثُمَّ نَكَتَ بِالعودِ ساعَةً فِي الأَرضِ، ثُمَّ رَفَعَ رَأسَهُ إلَيهِ فَقالَ: إنَّ رَسولَ اللّهِ صلىاللهعليهوآله حَدَّثَني بِأَلفِ حَديثٍ، لِكُلِّ حَديثٍ ألفُ بابٍ، وإنَّ أرواحَ المُؤمِنينَ تَلتَقي فِي الهَواءِ فَتَشَمُّ ۱ وتَتَعارفُ، فَما تَعارَفَ مِنهَا ائتَلَفَ، وما تَناكَرَ مِنهَا اختَلَفَ، وبِحَقِّ اللّهِ لَقَد كَذِبتَ؛
الاختصاص ـ به نقل از اَصبغ بن نُباتَه ـ : همراه امير مؤمنان بودم كه مردى نزدش آمد و به ايشان سلام كرد و سپس گفت: اى امير مؤمنان! به خدا سوگند، من تو را در راه خدا دوست دارم و تو را در نهان، چنان دوست دارم كه آشكارا دوست دارم، و چنان در نهان به ولايت تو در راه خدا پايبندم كه آشكارا بدان پايبندم.
امير مؤمنان، سر خود را زير انداخت و نوك شاخهاى را كه در دست داشت، مدّتى بر زمين زد. سپس سر خود را بلند كرد و فرمود پيامبر: «خدا برايم هزار حديث گفت كه براى هر حديثى، هزار در است. جانهاى مؤمنان، در هوا يكديگر را مىبينند و يكديگر را مىبويند و شناسايى مىكنند. پس هر يك كه ديگرى را شناخت، با آن الفت مىگيرد، و هر يك نشناخت، با آن ديگرى اختلاف مىيابد. به حقّ خداوند قسم كه دروغ مىگويى و من، نه
الإمام الباقر عليهالسلام: ألا وإنَّ الأَرواحَ جُنودٌ مُجَنَّدَةٌ، فَما تَعارَفَ مِنهَا ائتَلَفَ، وما تَناكَرَ مِنهَا اختَلَفَ. فَإِذا كانَتِ الرّوحُ فِي السَّماءِ تَعارَفَت وتَباغَضَت، فَإِذا تَعارَفَت فِي السَّماءِ تَعارَفَت فِي الأَرضِ، وإذا تَباغَضَت فِي السَّماءِ تَباغَضَت فِي الأَرضِ. ۱
امام باقر عليهالسلام: هان! جانها [همچون]سپاهيانى فراهمآمدهاند. پس آنها كه يكديگر را بشناسند، با يكديگر الفت خواهند گرفت و آنها كه يكديگر را نشناسند، با يكديگر اختلاف خواهند يافت. چون جان در همان آسمان، دوستى و دشمنى مىكند. پس اگر در آسمان دوستى كرد، در زمين نيز دوستى مىكند و اگر در آسمان دشمنى كرد، در زمين نيز دشمنى مىكند.
۱.الأمالي للصدوق: 209 / 232 عن معاوية بن عمّار، روضة الواعظين: 540، بحار الأنوار: 61 / 31 / 4.
امام صادق عليهالسلام: جانها [همچون]سپاهيانى فراهمآمدهاند. پس آنها كه در [عالم]ميثاق، ۳ يكديگر را بشناسند، در اينجا با يكديگر الفت مىگيرند وآنها كه [در عالم ميثاق،]يكديگر را نشناسند، در اينجا اختلاف خواهند كرد.
عنه عليهالسلام: الأَرواحُ جُنودٌ مُجَنَّدَةٌ، تَلتَقي فَتَتَشامُّ كَما تَتَشامُّ الخَيلُ، فَما تَعارَفَ مِنهَا ائتَلَفَ، وما تَناكَرَ مِنها اختَلَفَ، ولَو أنَّ مُؤمِنا جاءَ إلى مَسجِدٍ فيهِ اُناسٌ كَثيرٌ لَيسَ فيهِم إلاّ مُؤمِنٌ واحِدٌ لَمالَت روحُهُ إلى ذلِكَ المُؤمِنِ حَتّى يَجلِسَ إلَيهِ. ۱
امام صادق عليهالسلام: جانها [همچون]سپاهيانى فراهمآمدهاند كه يكديگر را مىبينند و چنان كه اسبان يكديگر را مىبويند، يكديگر را مىبويند. پس آنها كه يكديگر را شناختند، با يكديگر الفت مىگيرند و آنها كه يكديگر را نشناختند، با هم اختلاف خواهند كرد، [تا آن جا كه] اگر مؤمنى به مسجد بيايد كه در آن، مردمان بسيارى هستند و جز يك مؤمن در ميان آنان نيست، جان او به سوى آن مؤمن، ميل پيدا مىكند، تا كنارش بنشيند.
۱.المؤمن: 39 / 89، بحار الأنوار: 74 / 273 / 16.
الأمالي للطوسي عن سدير: قُلتُ لِأَبي عَبدِاللّهِ عليهالسلام: إنّي لَأَلقَى الرَّجُلَ لَم أرَهُ ولَم يَرَني فيما مَضى قَبلَ يَومِهِ ذلِكَ فَاُحِبُّهُ حُبّا شَديدا، فَإِذا كَلَّمتُهُ وَجَدتُهُ لي عَلى مِثلِ ما أنَا عَلَيهِ لَهُ، ويُخبِرُني أنَّهُ يَجِدُ لي مِثلَ الَّذي أجِدُ لَهُ!
فَقالَ: صَدَقتَ يا سَديرُ، إنَّ ائتِلافَ ۱ قُلوبِ الأَبرارِ إذَا التَقَوا وإن لَم يُظهِرُوا التَّوَدُّدَ بِأَلسِنَتِهِم كَسُرعَةِ اختِلاطِ قَطرِ السَّماءِ عَلى مِياهِ الأَنهارِ، وإنَّ بُعدَ ائتِلافِ قُلوبِ الفُجّارِ إذَا التَقَوا وإن أظهَرُوا التَّوَدُّدَ بِأَلسِنَتِهِم كَبُعدِ البَهائِمِ مِنَ التَّعاطُفِ وإن طالَ اعتِلافُها عَلى مِذوَدٍ واحِدٍ. ۲
الأمالى طوسى ـ به نقل از سَدير ـ : به امام صادق عليهالسلام عرض كردم: گاه كسى را مىبينم كه پيش از آن روز، نه من او را ديدهام و نه او مرا. با اين حال به شدّت دوستش مىدارم و چون با او سخن مىگويم، مىبينم كه نظر او در مورد من، همچون نظر من درباره اوست و به من مىگويد كه نظر من درباره او همچون نظر خودش درباره من است (همان احساس محبّت بىسابقه را نسبت به من دارد).
حضرت فرمود: «اى سَدير! راست مىگويى. الفت گرفتن دلهاى پاكان، هنگام ديدار يكديگر، هرچند اظهار دوستىِ زبانى نكنند، به سرعتِ در آميختن قطرههاى باران با آب رودهاست. ديرپيوندى دلهاى بدكاران، هرگاه كه يكديگر را ببينند، گر چه به زبان اظهار دوستى كنند، همچون دورى چارپايان در مهربانى ورزيدن به يكديگر است، گرچه مدّتهاى بسيار بر سرِ
الإمام الصادق عليهالسلام ـ لِعُمَرَ بنِ يَزيد ـ : لِكُلِّ شَيءٍ شَيءٌ يَستَريحُ إلَيهِ، وإنَّ المُؤمِنَ يَستَريحُ إلى أخيهِ المُؤمِنِ كَما يَستَريحُ الطّائِرُ إلى شَكلِهِ، أوَما رَأَيتَ ذاكَ؟ ۱
امام صادق عليهالسلام ـ به عمر بن يزيد ـ : هر چيز، به چيزى آرام مىگيرد، مؤمن نيز به برادر مؤمنش آرام مىگيرد، همان گونه كه پرنده به همانند خود آرام مىگيرد. آيا اين [حالت]را تجربه نكردهاى؟
۱.الاختصاص: 30 عن عمر بن يزيد، بحار الأنوار: 74 / 355 / 33.