حدیث دربارهويژگى هاى عاشق
الإمام عليّ عليهالسلام: مَن عَشِقَ شَيئا أعشى (أعمى) بَصَرَهُ، وأمرَضَ قَلبَهُ، فَهُوَ يَنظُرُ بِعَينٍ غَيرِ صَحيحَةٍ، ويَسمَعُ بِاُذُنٍ غَيرِ سَميعَةٍ، قَد خَرَقَتِ الشَّهَواتُ عَقلَهُ، وأماتَتِ الدُّنيا قَلبَهُ، ووَلِهَت عَلَيها نَفسُهُ، فَهُوَ عَبدٌ لَها ولِمَن في يَدَيهِ شَيءٌ مِنها، حَيثُما زالَت زالَ إلَيها، وحَيثُما أقبَلَت أقبَلَ عَلَيها، لا يَنزَجِرُ مِنَ اللّهِ بِزاجِرٍ، ولا يَتَّعِظُ مِنهُ بِواعِظٍ، وهُوَ يَرَى المَأخوذينَ عَلَى الغِرَّةِ. ۱
امام على عليهالسلام: هركه عاشق چيزى شود، [آن چيز،]ديدهاش را كمسو (نابينا) و دلش را بيمار مىكند. در نتيجه، او با چشمى نادرست مىنگرد و با گوشى ناشنوا مىشنود. شهوتها [پرده] خردش را دريدهاند و دنيا، دلش را ميرانده و جانش شيفته آن شده است. پس او بنده دنيا و بنده كسى است كه از آن، بهرهاى دارد و [دنيا]به هر جا رفت، او نيز مىرود و به هر سو روى آورد، او نيز روى مىآورد. در پىِ هيچ يك از فرمانهاى بازدارنده خدا باز نمىايستد و از هيچ پند دهنده از جانب او پند نمىگيرد، حال آن كه خود، كسانى را كه مرگ، بىخبر، گرفتارشان ساخته است، مىبيند.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 109.