حدیث دربارهجاهلان
عنه عليهالسلام ـ لِرَجُلٍ و كَرِهَ لَهُ صُحبَةَ رَجُلٍ رَهِقٍ ـ :
[فَ] لا تَصحَب أخَا الجَهلِ و إيّاكَ و إيّاهُ
فَكَم مِن جاهِلٍ أردىحَليما حينَ آخاهُ
يُقاسُ المَرءُ بِالمَرءِإذا ما هُوَ ماشاهُ
ولِلشَّيءِ مِنَ الشَّيءِمَقاييسُ و أشباهُ
[قِياسُ النَّعلِ بِالنَّعلِإذا ما هُوَ حاذاهُ] ۱
ولِلقَلبِ عَلَى القَلب
دَليلٌ حينَ تَلقاهُ ۲
امام على عليهالسلام ـ به مردى كه دوست شدنش را با مردى سبكْعقل خوش نداشت ـ :
با جاهل، مصاحبت مكن /
از او برحذرت مىدارم.
چه بسيار جاهلى كه چون /
با شخصى بردبار دوستى كرد، او را هلاك ساخت.
انسان با كسى كه با او همگام است /
سنجيده مىشود.
براى هر چيز، سنجه /
و همانندى در چيزهاى ديگر است.
نعل را با نعل مىسنجند /
چون همسوى با آن باشد.
و دل را به دل، راهنمايى است /
چون ببيندش.