حدیث دربارهشناخت ويژگى ها

حلية الأولياء عن سالم عن أبيه: كُنتُ عِندَ رَسولِ اللّه‏ِ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله إذ مَرَّ عَلَيهِ رَجُلٌ فَقالَ رَجُلٌ: يا رَسولَ اللّه‏ِ، إنّي لاَُحِبُّ هذا فِي اللّه‏ِ عز و جل. فَقالَ لَهُ النَّبِيُّ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله: هَل تَدرِي مَا اسمُهُ؟ قالَ: لا. فَقالَ النَّبِيُّ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله: فَاسأَلهُ عَنِ اسمِهِ. فَسَأَلهُ و أعلَمَهُ ذلِكَ. فَقالَ لَهُ الرَّجُلُ: أحَبَّكَ اللّه‏ُ الَّذي أحبَبتَني فيهِ. فَرَجَعَ إلى رَسولِ اللّه‏ِ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله، فَأَخبَرَهُ بِالَّذي قالَ لَهُ وَ الَّذي رَدَّ عَلَيهِ. فَقالَ لَهُ رَسولُ اللّه‏ِ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله: وَجَبَت. ۱
حلية الأولياء ـ به نقل از سالم، از پدرش ـ : نزد پيامبر خدا بودم كه مردى بر ايشان گذشت. مرد ديگرى‏گفت: «اى رسول خدا! من اين [مرد]را در راه خداى عز و جل دوست مى‏دارم. پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله به او فرمود: «آيا نامش را مى‏دانى؟». گفت: نه. پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آلهفرمود: «پس نامش را بپرس». او نيز نامش را پرسيد و آن مرد، پاسخش را داد و سپس افزود: «خداوندى كه مرا در راه او دوست داشتى، دوستت بدارد». پس آن مرد [پرسنده] به سوى رسول‏خدا بازگشت و حضرت را از آنچه به آن مرد گفته بود و آنچه از او شنيده بود، باخبر كرد. آن‏گاه پيامبر خدا فرمود: «[اينك حقيقت دوستى] تحقّق يافت».
۱.حلية الأولياء: 2 / 197.

احادیث دیگر این موضوع

۴