حدیث دربارهدشمن ترينِ مردم در نزد خدا

عنه عليه‏السلام: إنَّ مِن أبغَضِ الخَلقِ إلَى اللّه‏ِ عز و جل لَرَجُلَينِ: رَجُلٌ وَكَلَهُ اللّه‏ُ إلى نَفسِهِ؛ فَهُوَ جائِرٌ عَن قَصدِ السَّبيلِ، مَشعوفٌ بِكَلامِ بِدعَةٍ، قَد لَهِجَ بِالصَّومِ وَالصَّلاةِ، فَهُوَ فِتنَةٌ لِمَنِ افتَتَنَ بِهِ، ضالٌّ عَن هَديِ مَن كانَ قَبلَهُ، مُضِلٌّ لِمَنِ اقتَدى بِهِ في حَياتِهِ وبَعدَ مَوتِهِ، حَمّالٌ خَطايا غَيرِهِ، رَهنٌ بِخَطيئَتِهِ. ورَجُلٌ قَمَشَ جَهلاً في جُهّالِ النّاسِ، عانٍ بِأَغباشِ الفِتنَةِ، قَد سَمّاهُ أشباهُ النّاسِ عالِما ولَم يَغنَ فيهِ يَوما سالِما. ۱
امام على عليه‏السلام: دو تن هستند كه از دشمن‏ترينِ خلق در نزد خدايند: آن كه خداوند، او را به خود وا گذاشته است و در نتيجه، از راه راست منحرف شده، شيفته سخنى بدعت‏آميز گشته و دلبسته روزه و نماز شده است. پس او مايه فريفتگى فريب‏خوردگان است و از راه هدايتِ پيشينيان خود، گم‏راه گشته و گم‏راه كننده كسى است كه در زمان حياتش و پس از مرگش از او پيروى كند و باركشِ گناهان ديگران و در گروِ گناه خود است. و ديگرى آن كه جهلى از مردمان جاهل، گرد آورده و راهى تاريكى‏هاى فتنه است. مردم‏نمايان، او را عالم ناميده‏اند، حال آن كه حتّى يك روز نيز در فضاى علم، به سلامتْ نزيسته است.
۱.الكافي: 1/55/6 عن مسعدة بن صدقة عن الإمام الصادق عليه‏السلام و ابن محبوب رفعه، نهج البلاغة: الخطبة 17، الإرشاد: 1/231، الاحتجاج: 1/621/143، دعائم الإسلام: 1 / 97 كلّها نحوه، بحار الأنوار: 2/284/2.

احادیث دیگر این موضوع

۸