نهى از غيبت
15 حدیث
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آلهـ في خُطبَةِ حِجّةِ الوَداعِ ـ: أيّها الناسُ، إنَّ دِماءَكُم و أموالَكُم و أعراضَكُم علَيكُم حَرامٌ، كَحُرمَةِ يَومِكُم هذا في شَهرِكُم هذا في بَلَدِكُم هذا، إنَّ اللّهَ حَرَّمَ الغِيبَةَ كما حَرَّمَ المالَ و الدمَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در خطبه حجة الوداع ـفرمود: اى مردم! همانا خونها و اموال و اَعراض شما بر شما حرام (محترم) است، همچون حرمت اين روزِ شما در اين ماهِ شما در اين شهرِ شما. هر آينه خداوند غيبت را حرام كرد، همچنان كه مال و خون را حرام گردانيد.
۱.شرح نهج البلاغة: 9/62.
عنه صلى الله عليه و آلهـ لَمّا قالَت لَهُ عائشةُ: حَسبُكَ مِن صَفِيَّةَ كذا و كذا! تَعنِي قَصيرَةً ـ: لقد قلتِ كَلِمَةً لو مُزِجَت بماءِ البَحرِ لَمَزَجَتهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در پاسخ به عايشه كه به آن حضرت گفت: تو را از صفيّه همين بس كه چنين و چنان است و مقصودش اين بود كه قد كوتاه است ـفرمود: هر آينه سخنى گفتى كه اگر با آب دريا آميخته شود، آن را مى آلايد.
۱.كنز العمّال: 8040.
عنه صلى الله عليه و آله:مَرَرتُ ليلةَ اُسرِيَ بي على قَومٍ يَخمِشُونَ وُجوهَهُم بأظفارِهمِ، فقلتُ: يا جَبرَئيلُ، مَن هؤلاءِ؟ فقالَ: هؤلاءِ الذينَ يَغتابُونَ الناسَ و يَقَعُونَ في أعراضِهِم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در شب معراج، مردمى را ديدم كه چهره هاى خود را با ناخنهايشان مى خراشند. پرسيدم: اى جبرئيل! اينها كيستند؟ گفت: اينها كسانى هستند كه از مردم غيبت مى كنند و آبرويشان را مى برند.
۱.تنبيه الخواطر: 1/115.
عنه صلى الله عليه و آله:لمّا عُرِجَ بي مَرَرتُ بقَومٍ لَهُم أظفارٌ مِن نُحاسٍ، يَخمِشُونَ وُجوهَهُم و صُدورَهُم! فقلتُ: مَن هؤلاءِ يا جِبريلُ؟ قالَ: هؤلاءِ الذينَ يَأكُلونَ لُحومَ الناسِ و يَقَعونَ في أعراضِهِم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:چون به معراج بُرده شدم، بر مردمى گذشتم كه ناخنهايى از مس داشتند و چهره ها و سينه هاى خود را ناخن مى كشيدند! پرسيدم: اينها كيستند، اى جبرئيل؟ گفت: اينان كسانى هستند كه گوشتِ مردم را مى خورند و با آبروى آنها بازى مى كنند.
۱.الترغيب و الترهيب: 3/510/21.
عنه صلى الله عليه و آله:تَركُ الغِيبَةِ أحَبُّ إلَى اللّهِ عَزَّ و جلَّ مِن عَشرَةِ آلافِ رَكعَةٍ تَطَوُّعا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:غيبت نكردن نزد خداوند عزّ و جلّ، محبوبتر از ده هزار ركعت نماز مستحبى است.
۱.بحار الأنوار: 75/261/66.
الترغيب و الترهيب:قالَ رسولُ اللّه صلى الله عليه و آله: الغِيبَةُ أشَدُّ مِن الزِّنا، قيلَ: و كيفَ؟ قالَ: الرجلُ يَزني ثُمّ يَتوبُ فَيَتُوبُ اللّهُ علَيهِ، و إنّ صاحِبَ الغِيبَةِ لا يُغفَرُ لَهُ حتّى يَغفِرَ لَهُ صاحِبُهُ. ۱
الترغيب و الترهيب:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: غيبت كردن بدتر از زناست. عرض شد: چگونه؟ فرمود: مرد زنا مى كند و سپس توبه مى نمايد و خدا توبه اش را مى پذيرد. اما غيبتگر آمرزيده نمى شود، تا زمانى كه غيبت شونده او را ببخشد.
۱.الترغيب و الترهيب: 3/511/24.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:الغِيبَةُ جُهدُ العاجِزِ. ۱
امام على عليه السلام:غيبت كردن، كار شخص ناتوان است.
۱.نهج البلاغة: الحكمة 461.
عنه عليه السلام:الغِيبَةُ آيَةُ المُنافِقِ. ۱
امام على عليه السلام:غيبت كردن، نشانه منافق است.
۱.غرر الحكم: 899.
عنه عليه السلام:إيّاكَ أن تَجعَلَ مَركَبَكَ لِسانَكَ في غِيبَةِ إخوانِكَ، أو تَقولَ ما يَصيرُ علَيكَ حُجّةً، و في الإساءَةِ إلَيكَ عِلّةً. ۱
امام على عليه السلام:زنهار كه زبانت را در غيبت كردن از برادرانت مركب خويش سازى، يا چيزى بگويى كه حجّتى بر ضدّ تو شود و بهانه اى براى بدى كردن به تو گردد.
۱.غرر الحكم: 2724.
عنه عليه السلام:إيّاكَ و الغِيبةَ؛ فإنّها تُمَقِّتُكَ إلَى اللّهِ و الناسِ، و تُحبِطُ أجرَكَ. ۱
امام على عليه السلام:از غيبت كردن بپرهيز؛ كه اين كار، تو را نزد خدا و مردم مبغوض مى سازد و پاداشت را بر باد مى دهد.
۱.غرر الحكم: 2632.
عنه عليه السلام:العاقِلُ مَن صانَ لِسانَهُ عنِ الغِيبَةِ. ۱
امام على عليه السلام:خردمند، كسى است كه زبانش را از غيبت نگه دارد.
۱.غرر الحكم: 1955.
عنه عليه السلام:لا تُعَوِّدْ نفسَكَ الغِيبَةَ؛ فإنّ مُعتادَها عَظيمُ الجُرمِ. ۱
امام على عليه السلام:خودت را به غيبت كردن عادت مده؛ زيرا شخص معتاد به غيبت گويى گناهش بسيار بزرگ است.
۱.غرر الحكم: 10300.
عنه عليه السلام:أبغَضُ الخَلائقِ إلَى اللّهِ المُغتابُ. ۱
امام على عليه السلام:منفورترين مردم نزد خدا، غيبتگر است.
۱.غرر الحكم: 3128.
عنه عليه السلام:مِن أقبَحِ اللُّؤمِ غِيبَةُ الأخيارِ. ۱
امام على عليه السلام:از زشت ترين فرو مايگيها، غيبت كردن از نيكان است.
۱.غرر الحكم: 9311.
عنه عليه السلامـ فِي النَّهيِ عن غِيبَةِ الناسِ ـ: و إنّما يَنبَغِي لأهلِ العِصمَةِ و المَصنوعِ إلَيهِم فِي السلامَةِ أن يَرحَموا أهلَ الذُّنوبِ و المَعصيَةِ، و يكونَ الشُّكرُ هُو الغالِبَ علَيهِم، و الحاجِزَ لَهُم عَنهُم، فكيفَ بالعائبِ الذي عابَ أخاهُ و عَيَّرَهُ بِبَلواهُ؟! أ ما ذَكَرَ مَوضِعَ سَترِ اللّهِ علَيهِ مِن ذُنوبِهِ ممّا هُو أعظَمُ مِن الذَّنبِ الذي عابَهُ بهِ؟! و كيفَ يَذُمُّهُ بذَنبٍ قد رَكِبَ مِثلَهُ؟! فإن لم يَكُنْ رَكِبَ ذلكَ الذَّنبَ بعَينِهِ فَقد عَصَى اللّهَ فيما سِواهُ مِمّا هو أعظَمُ مِنهُ. و ايمُ اللّهِ، لَئن لم يَكُن عَصاهُ فِي الكبيرِ و عَصاهُ فِي الصغيرِ لَجَراءَتُهُ على عَيبِ الناسِ أكبَرُ! ۱
امام على عليه السلامـ در نهى از غيبت كردن از مردم ـفرمود: افراد پاكدامن و برخوردار از نعمت پرهيزگارى بايد و بجاست كه با گنه ورزان و معصيت كاران مهربان و دلسوز باشند و سپاسگزارى [به خاطر نعمت پاكدامنى و پرهيزگارى] بر ايشان چيره باشد و مانع غيبت آنها از گنهكاران شود. [حال چه رسد به عيبجويى] و چگونه از برادر خويش عيبجويى مى كند و او را به گناهش سرزنش مى نمايد؟ مگر به ياد نمى آورد مقام ستّارى خدا را كه گناه او را پوشاند، گناهى كه بزرگتر از گناه آن برادرى است كه او را بدان سرزنش مى كند! چگونه او را به خاطر گناهى نكوهش مى كند كه خودش چونان گناهى را مرتكب شده است؟ و اگر عين آن گناه را نكرده باشد، بي گمان با گناهى بزرگتر از آن، خدا را نافرمانى كرده است. به خدا سوگند كه اگر با گناه بزرگى خدا را
۱.نهج البلاغة: الخطبة 140.