بيدار باشِ غافلان
14 حدیث
عنه عليه السلام:أيُّها الناسُ غيرُ المَغفولِ عَنهُم، و التارِكونَ المَأخوذَ مِنهُم، مالي أراكُم عنِ اللّهِ ذاهِبينَ، و إلى غيرِهِ راغِبينَ؟! ۱
امام على عليه السلام:اى مردمى كه از كار شما غافل نيستند و اى مردمى كه [خدا و اوامر او را]رها كرده ايد و [هر چه داريد از جان و مال و فرزند] از شما گرفته مى شود، چه شده است كه مى بينم از خدا روي گردان شده ايد و به غير او روى آورده ايد؟
۱.نهج البلاغة: الخطبة 175.
الإمامُ زينُ العابدينَ عليه السلام:وَيحَكَ يا بنَ آدمَ! الغافِلُ و ليسَ بمَغفولٍ عَنهُ، ابنَ آدمَ إنّ أجَلَكَ أسرَعُ شَيءٍ إلَيكَ، قد أقبَلَ نَحوَكَ حَثيثا يَطلُبُكَ.! ۱
امام زين العابدين عليه السلام:واى بر تو اى آدمى زاده! اى غافلى كه از تو غافل نيستند، اى فرزند آدم! مرگِ تو شتابانتر از هر چيز ديگرى به سوى تو مى آيد؛ سراسيمه سوى تو آمده است و تو را مى جويد.
۱.تنبيه الخواطر: 2/47.
بحار الأنوار عن سلمان الفارِسيّ:عَجِبتُ بِسِتٍّ: ثلاثةٌ أضحَكَتنِي و ثلاثةٌ أبكَتني، فأمّا التي أبكَتني: فَفِراقُ الأحِبَّةِ محمّدٍ صلى الله عليه و آله، و هَولُ المُطَّلَعِ، و الوُقوفُ بينَ يَدَي اللّهِ عَزَّ و جلَّ.
و أمَّا التي أضحَكَتنِي فطالِبُ الدنيا و المَوتُ يَطلُبُهُ، و غافِلٌ و ليسَ بمَغفولٍ عَنهُ، و ضاحِكٌ مِل ءَ فِيهِ و لا يَدرِي أ رُضِيَ لَهُ أم سُخِطَ. ۱
بحار الأنوارـ به نقل از سلمان فارسى ـ: از شش چيز در شگفتم: سه چيز آن مرا مى خنداند و سه چيز ديگر به گريه ام مى اندازد. آن سه چيز كه مرا به گريه مى اندازد: جدايى از دوستان، يعنى محمّد صلى الله عليه و آله است و هراس و وحشت قيامت و ايستادن در پيشگاه خداوند عزّ و جلّ.
و اما آن سه چيزى كه مرا به خنده وا مى دارد: يكى آن كسى است كه در پى دنياست، حال آن كه مرگ در پى او مى باشد، ديگرى كسى كه در غفلت به سر مى برد حال آن كه از او غافل نيستند [و خداوند ناظر و مراقب اعمال اوست] و سوم كسى كه دهانش به خنده باز مى شود در صورتى كه نمى داند آيا از او خشنودند يا ناخشنود.
۱.بحار الأنوار: 78/453/24.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:الحَذَرَ، الحَذَرَ، أيُّها المُستَمِعُ! و الجِدَّ الجِدَّ أيُّها الغافِلُ! و لا يُنَبِّئُكَ مِثلُ خَبيرٍ. ۱
امام على عليه السلام:هشدار، هشدار، اى شنونده! بكوش، بكوش، اى بى خبر! كه هيچ كس مانند [منِ]آگاه، تو را خبردار نمى كند.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 153.
عنه عليه السلام:اُولي الأبصارِ و الأسماعِ، و العافيَةِ و المَتاعِ، هَل مِن مَناصٍ أو خَلاصٍ، أو مَعاذٍ أو مَلاذٍ، أو فِرارٍ أو مَحارٍ، أم لا؟! فأنّى تُؤفَكُونَ، أم أينَ تُصرَفونَ، أم بما ذا تَغتَرُّونَ؟! ۱
امام على عليه السلام:هلا! اى دارندگان چشم هاى بينا و گوشهاى شنوا و اى برخورداران از تندرستى و مال (دنيا)! آيا جاى گريزى، يا راه نجاتى، يا پناهگاهى، يا تكيه گاهى، يا راه فرارى و يا طريق بازگشتى هست يا نيست؟ پس، به كجا باز مى گرديد؟ يا كجا مى رويد؟ يا فريب چه چيز را مى خوريد؟
۱.نهج البلاغة: الخطبة 83.
عنه عليه السلام:فاستَدرِكُوا بَقيَّةَ أيّامِكُم، و اصبِرُوا لَها أنفسَكُم؛ فإنّها قَليلٌ في كثيرِ الأيّامِ التي تَكونُ مِنكُم فيها الغَفلَةُ و التَّشاغُلُ عَنِ المَوعِظَةِ. ۱
امام على عليه السلام:بقيه عمر خود را دريابيد و جانهاى خود را براى آن شكيبا سازيد؛ زيرا اين چند روزه در مقابل روزهاى بسيارى كه در غفلت و روي گردانى از پند و اندرز گذرانيده ايد اندك است.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 86.
عنه عليه السلام:أ لَستُم في مَساكِنِ مَن كانَ قَبلَكُم أطوَلَ أعمارا، و أبقى آثارا. ثُمّ ظَعَنُوا عنها بغَيرِ زادٍ مُبَلِّغٍ، و لا ظَهرٍ قاطِعٍ، فَهَل بَلَغَكُم أنَّ الدنيا سَخَت لَهُم نَفسا بِفِديَةٍ. و هل زَوَّدَتهُم إلاّ السَّغَبَ. أ فهذهِ تُؤثِرُونَ؟! ۱
امام على عليه السلام:آيا شما در منازل همان كسانى نيستيد كه پيش از شما بودند و عمرشان درازتر و آثارشان پاينده تر. بود و سپس بى هيچ توشه اى، كه آنها را به مقصد رساند و بى هيچ مركبى كه راه را درنوردد، كوچ كردند؟ آيا شنيده ايد كه دنيا براى [آزادى]جان آنان فديه اى داده باشد؟. و آيا جز گرسنگى، توشه اى به آنان داد؟. آيا چنين دنيايى را بر مى گزينيد؟
۱.نهج البلاغة: الخطبة 111.
عنه عليه السلام:قد غابَ عن قُلوبِكُم ذِكرُ الآجالِ، و حَضَرَتكُم كَواذِبُ الآمالِ، فصارَت الدنيا أملَكَ بِكُم مِن الآخِرَةِ! ۱
امام على عليه السلام:ياد مرگها از دلهاى شما رخت بربسته است و آرزوهاى دروغين شما را فرا گرفته است و از اين رو، دنيا بيش از آخرت بر شما تسلّط يافته است.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 113.
عنه عليه السلام:ما بالُكُم تَفرَحُونَ باليَسيرِ مِنَ الدنيا تُدرِكُونَهُ، و لا يَحزُنُكُمُ الكثيرُ منَ الآخِرَةِ تُحرَمُونَهُ؟! و يُقلِقُكُم اليَسيرُ مِنَ الدنيا يَفُوتُكُم، حتّى يَتَبَيَّنَ ذلكَ في وُجوهِكُم؟! ۱
امام على عليه السلام:چه شده است كه با دست يافتن به اندكى از دنيا شاد مى شويد و براى از دست دادن نعمت فراوان آخرت اندوهگين نمى شويد؟! و اندك چيز دنيا كه از كفتان مى رود، شما را نگران مى سازد، چندان كه آثار اين نگرانى در چهره هاى شما آشكار مى شود؟!.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 113.
عنه عليه السلام:وَيحَ ابنِ آدمَ ما أغفَلَهُ، و عن رُشدِهِ ما أذهَلَهُ! ۱
امام على عليه السلام:واى بر فرزند آدم كه چه غافل است و از رشد (صلاح) سرگشته و گم كرده راه!
۱.غرر الحكم: 10093.
عنه عليه السلامـ مِن كلامٍ لَهُ بعدَ تلاوَتِهِ: «ألْهاكُمُ التَّكاثُرُ حَتّى زُرْتُمُ المَقابِرَ» ـ: يا لَهُ مَراما ما أبعَدَهُ! و زَورا ما أغفَلَهُ! و خَطَرا ما أفظَعَهُ! ۱
امام على عليه السلامـ بعد از تلاوت آيه «فخر فروشى بر يكديگر شما را به خود مشغول ساخت چندان كه به زيارت گورها رفتيد» ـفرمود: واى كه چه مقصدِ دورى! و چه زيارت كنندگان غافلى! و چه افتخار كردن زشت و رسوايى!
۱.نهج البلاغة: الخطبة 221.
عنه عليه السلام:كيفَ يُراعِي النَبْأةَ مَن أصَمَّتْهُ الصَّيحَةُ؟! ۱
امام على عليه السلام:آن كه فرياد را نشنيده است، چگونه صداى آهسته را بشنود؟
۱.نهج البلاغة: الخطبة 4.
عنه عليه السلام:فَيا لَها حَسرَةً على كُلِّ ذِي غَفلَةٍ أن يكونَ عُمُرُهُ علَيهِ حُجَّةً، و أن تُؤَدِّيَهُ أيّامُهُ إلَى الشَّقوَةِ! ۱
امام على عليه السلام:اى دريغ بر هر غافلى كه عمرش بر ضد او حجت باشد و روزهاى عمرش، او را به سوى شور بختى كشانَد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 64.
عنه عليه السلام:كَم مِن غافِلٍ يَنسِجُ ثَوبا لِيَلبَسَهُ و إنّما هُو كَفَنُهُ! و يَبنِي بَيتا لِيَسكُنَهُ و إنّما هو مَوضِعُ قَبرِهِ! ۱
امام على عليه السلام:اى بسا غافلى كه پارچه اى مى بافد تا آن را بپوشد، اما كفن او مى شود و خانه اى مى سازد تا در آن بنشيند، اما همان جا قبر او مى شود.
۱.بحار الأنوار: 77/401/26.