حدیث دربارهفلسفه شرايع و احكام
الإمامُ الرِّضا عليه السلامـ للفضلِ بنِ شاذانَ ـ: إن سَألَ سائلٌ فقالَ: أخبِرْني: هَل يَجوزُ أن يُكَلِّفَ الحَكيمُ عَبدَهُ فِعلاً مِنَ الأفاعِيلِ لِغَيرِ عِلّةٍ و لا مَعنىً؟ قيلَ لَهُ: لا يَجوزُ ذلكَ؛ لأنّهُ حَكيمٌ غَيرُ عابِثٍ و لا جاهِلٍ. فإن قالَ: فَأخبِرْني لِمَ كَلَّفَ الخَلقَ؟ قيلَ: لِعِلَلٍ.
فإن قالَ: فَأخبِرْني عَن تلكَ العِلَلِ مَعروفَةٌ مَوجودَةٌ هِي أم غَيرُ مَعروفَةٍ و لا مَوجودَةٌ؟ قيلَ: بَل هِي مَعروفَةٌ و مَوجودَةٌ عِندَ أهلِها.
فإن قال: أ تَعرِفُونَها أنتم أم لا تعرِفُونَها؟ قيل لَهُم: مِنها ما نَعرِفُهُ، و مِنها ما لا نَعرِفُهُ. ۱
امام رضا عليه السلامـ به فضل بن شاذان ـفرمود: اگر كسى سؤال كرد و گفت: به من بگو آيا رواست كه خداى حكيم بنده خود را، بى علّت، مكلّف به فعلى از افعال كند؟ در جوابش گفته مى شود: روا نيست؛ زيرا او حكيمى است كه نه كار بيهوده مى كند و نه نادان است. و اگر گفت: پس، به من بگو كه چرا مردم را مكلّف كرد؟ در جوابش گفته مى شود: بنا به عللى.
اگر گفت: به من بگو كه آيا اين علتها شناخته شده و موجودند يا نه شناخته شده اند و نه وجود دارند؟ در جوابش گفته مى شود: اين علل براى اهلش شناخته شده و نزد آنها موجود است.
اگر گفت: آيا شما اين علل را مى دانيد يا نمى دانيد؟ در جوابش گفته مى شود: بعضى از آنها را مى دانيم و برخى را نمى دانيم.
۱.بحار الأنوار: 6/58/1، انظر تمام الخبر.